1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

گلچین اشعار زیبا

شروع موضوع توسط Mohammad ‏18/11/10 در انجمن اشعار

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏30/4/17
    ارسال ها:
    2,131
    تشکر شده:
    17,569
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    من رفته‌رفته همه‌چیز را کم می‌آورم؛
    خورشید را از خودش...
    زمین را از خودش
    و در می‌یابم که اندوهم داراییِ‌ من نیست؛
    بدهی اجباریِ‌ من است...

    "شهرام شیدایی"
     
    AftabGardoon و اشک قلم از این پست تشکر کرده اند.
  2. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏9/6/15
    ارسال ها:
    286
    تشکر شده:
    1,187
    امتیاز دستاورد:
    93
    جنسیت:
    مرد
    ای یار ناگزیر که دل در هوای تست

    جان نیز اگر قبول کنی هم برای تست

    غوغای عارفان و تمنای عاشقان

    حرص بهشت نیست که شوق لقای تست

    گر تاج می‌دهی غرض ما قبول تو

    ور تیغ می‌زنی طلب ما رضای تست

    گر بنده می‌نوازی و گر بنده می‌کشی

    زجر و نواخت هرچه کنی رای رای تست
     
    بـانـو از این پست تشکر کرده است.
  3. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏16/2/18
    ارسال ها:
    578
    تشکر شده:
    2,129
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    از تندبادى كه رفت،

    موىِ آشفته اى ‌مانده است

    و دلِ پريشانى...
     
    Shahab و !!AMINKHAN!! از این پست تشکر کرده اند.
  4. این شب ها چه قدر دلتنگ ترم


    گویا...هر چه بیشتر می جویمت

    گم تر می شوی....
     
    بـانـو از این پست تشکر کرده است.
  5. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏16/2/18
    ارسال ها:
    578
    تشکر شده:
    2,129
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    بر لبم

    مُهرِ سکوت است

    چه پرسی از عشق...
     
    !!AMINKHAN!!، Roshana. و Shahab از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪

    تاریخ عضویت:
    ‏29/7/15
    ارسال ها:
    21,429
    تشکر شده:
    100,226
    امتیاز دستاورد:
    148
    جنسیت:
    مرد
    سر به راه بودم و یک عمر نگاهم به زمین
    آمدی سر به هوا چشم به راهم کردی
    سعدی
     
    n@der و yasamann از این پست تشکر کرده اند.
  7. نذر کرده ام
    يک روزي که خوشحال تر بودم
    بيايم و بنويسم که
    زندگي را بايد با لذت خورد
    که ضربه هاي روي سر را بايد آرام بوسيد
    و بعد لبخند زد و دوباره با شوق راه افتاد
    يک روزي که خوشحال تر بودم
    مي آيم و مي نويسم که
    اين نيز بگذرد
    مثل هميشه که همه چيز گذشته است و
    آب از آسياب و طبل طوفان از نوا افتاده است
    يک روزي که خوشحال تر بودم
    يک نقاشي از پاييز ميگذارم , که يادم بيايد زمستان تنها فصل زندگي نيست
    زندگي پاييز هم مي شود , رنگارنگ , از همه رنگ , بخر و ببر
    يک روزي که خوشحال تر بودم
    نذرم را ادا مي کنم
    تا روزهايي مثل حالا
    که خستگي و ناتواني لاي دست و پايم پيچيده است
    بخوانمشان
    و يادم بيايد که
    هيچ بهار و پاييزي بي زمستان مزه نمي دهد
    و
    هيچ آسياب آرامي بي طوفان...

    اخوان ثالث
     
    بـانـو از این پست تشکر کرده است.
  8. یخ، آب می‌شود
    در روح من...
    در اندیشه‌هایم...
    بهار
    حضورِ توست
    بودن توست...

    احمد_شاملو
     
  9. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏30/4/17
    ارسال ها:
    2,131
    تشکر شده:
    17,569
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    دلم گرفته به خود قول داده ام اما ...
    برایتان ننویسم چه با دلم کردند!
     
    MajiD.JD و mahsa68 از این پست تشکر کرده اند.
  10. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏12/12/15
    ارسال ها:
    3,508
    تشکر شده:
    28,306
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    زن
    وتوای دور ولی نزدیکم...
    قصه اخر شد وازتو خبری نیست که نیست.97/1/16
     
    Shahab، m naizar و n@der از این ارسال تشکر کرده اند.