1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

گلچین اشعار زیبا

شروع موضوع توسط Mohammad ‏18/11/10 در انجمن اشعار

  1. کاربر فوق حرفه ای ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏17/9/17
    ارسال ها:
    3,382
    تشکر شده:
    14,793
    امتیاز دستاورد:
    123
    حرفه:
    •°یک عدد دانشجو در به درِ بی هنر°•
    بودی آن عهدها خاکبیزان

    میخرامیدی افتان و خیزان

    من بدنبال تو اشکریزان

    تا که در پای تو سر بسایم
     
  2. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏5/9/17
    ارسال ها:
    172
    تشکر شده:
    196
    امتیاز دستاورد:
    43
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    محصل
    ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالیست
    حال هجران تو چه دانی که چه مشکل حالیست
    مردم دیده ز لطف رخ او در رخ او
    عکس خود دید گمان برد که مشکین خالیست
    می‌چکد شیر هنوز از لب همچون شکرش
    گر چه در شیوه گری هر مژه‌اش قتالیست
    ای که انگشت نمایی به کرم در همه شهر
    وه که در کار غریبان عجبت اهمالیست
    بعد از اینم نبود شائبه در جوهر فرد
    که دهان تو در این نکته خوش استدلالیست
    مژده دادند که بر ما گذری خواهی کرد
    نیت خیر مگردان که مبارک فالیست
    کوه اندوه فراقت به چه حالت بکشد
    حافظ خسته که از ناله تنش چون نالیست
     
  3. کاربر فوق حرفه ای ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏17/9/17
    ارسال ها:
    3,382
    تشکر شده:
    14,793
    امتیاز دستاورد:
    123
    حرفه:
    •°یک عدد دانشجو در به درِ بی هنر°•
    بیابان را، سراسر، مه فرا گرفته است
    چراغ قریه پنهان است
    موجی گرم در خون بیابان است
    بیابان، خسته
    لب بسته
    نفس بشکسته
    در هذیان گرم عرق می ریزدش آهسته
    از هر بند

    بیابان را سراسر مه گرفته است می گوید به خود عابر
    سگان قریه خاموشند
    در شولای مه پنهان، به خانه می رسم گل کو نمی داند مرا ناگاه
    در درگاه می بیند به چشمش قطره
    اشکی بر لبش لبخند، خواهد گفت:
    بیابان را سراسر مه گرفته است… با خود فکر می کردم که مه، گر
    همچنان تا صبح می پائید مردان جسور از
    خفیه گاه خود به دیدار عزیزان باز می گشتند

    بیابان را
    سراسر
    مه گرفته است
    چراغ قریه پنهانست، موجی گرم در خون بیابان است
    بیابان، خسته لب بسته نفس بشکسته در هذیان گرم مه عرق می ریزدش
    آهسته از هر بند…
     
  4. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏5/9/17
    ارسال ها:
    172
    تشکر شده:
    196
    امتیاز دستاورد:
    43
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    محصل
    آمدم تا صد چمن بر جلوه‌نازان بینمت
    نشئه، در، سر می به ساغر،‌گل به دامان بینمت
    همچو دل عمری در آغوش خیالت داشتم
    این زمان همچون نگه درچشم حیران بینمت
    گرد دامانت به مژگان نیاز افشانده‌ام
    بی‌کسوف اکنون همان خورشید تابان بینمت
    ای مسیحا نشئهٔ رنج دو عالم احتیاج
    برنگه ظلم است اگر محتاج درمان بینمت
    دیدهٔ خمیازه سنجی چون قدح آورده‌ام
    تا به رنگ موج صهبا مست جولان بینمت
    عالمی ازنقش پایت چشم روشن می‌کند
    اندکی پیش آی تا من هم خرامان بینمت
    حق ذات تست سعی دستگیریهای خلق
    تا ابد یارب عصای ناتوانان بینمت
    عرض تعداد مراتب خجلت شوق رساست
    آنچه دل ممنون دیدنها شود آن بینمت
    غنچگیهایت نصیب دیدهٔ بیدل مباد
    چشم آن دارم‌که تا بینم‌گلستان بینمت
     
  5. کاربر فوق حرفه ای ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏17/9/17
    ارسال ها:
    3,382
    تشکر شده:
    14,793
    امتیاز دستاورد:
    123
    حرفه:
    •°یک عدد دانشجو در به درِ بی هنر°•
    یادم آید یکی نیمه شب بود
    در تن و جان تو سوز تب بود
    جان من زین مصیبت بلب بود
    شاهدم گریه ها یهایم .
     
  6. کاربر فوق حرفه ای ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏17/9/17
    ارسال ها:
    3,382
    تشکر شده:
    14,793
    امتیاز دستاورد:
    123
    حرفه:
    •°یک عدد دانشجو در به درِ بی هنر°•
    بی خبر بودی از زاری من
    غافل از رنج بیداری من
    فارغ از درد و غمخواری من
    و آنهمه ندبه و ناله هایم .
     
  7. کاربر فوق حرفه ای ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏17/9/17
    ارسال ها:
    3,382
    تشکر شده:
    14,793
    امتیاز دستاورد:
    123
    حرفه:
    •°یک عدد دانشجو در به درِ بی هنر°•
    من کیم؟ گنج مهر و وفایم
    من کیم؟ آسمان سخایم
    من کیم؟ چهره یی آشنایم
    مادرم، جلوه گاه خدایم
    من کیم؟ عاشق روی فرزند
    جان من پر کشد سوی فرزند
    بر نخیزد دل از کوی فرزند
    عاشقم، عاشقی مبتلایم
     
  8. کاربر فوق حرفه ای ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏17/9/17
    ارسال ها:
    3,382
    تشکر شده:
    14,793
    امتیاز دستاورد:
    123
    حرفه:
    •°یک عدد دانشجو در به درِ بی هنر°•
    من ز دنیا، تو را برگزیدم
    رنج بی حد بپایت کشیدم
    تا شود سبز، باغ امیدم ـ
    جان ز تن رفت و نیرو ز پایم .
     
  9. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏5/9/17
    ارسال ها:
    172
    تشکر شده:
    196
    امتیاز دستاورد:
    43
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    محصل
    برای عشق تمنا کن ولی خار نشو
    براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده
    براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو
    براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه
    براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن
    براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير
    براي عشق وصال كن ولي فرار نكن
    براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن
    براي عشق بمير ولي كسي رو نكش . براي عشق خودت باش ولي خوب باش......
     
  10. کاربر فوق حرفه ای ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏17/9/17
    ارسال ها:
    3,382
    تشکر شده:
    14,793
    امتیاز دستاورد:
    123
    حرفه:
    •°یک عدد دانشجو در به درِ بی هنر°•
    مجال

    بی رحمانه اندک بود و

    واقعه
    سخت
    نامنتظر.