1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

عاشقانه ها

شروع موضوع توسط 2okhtare hava ‏30/11/10 در انجمن زمزمه های آشنا

Tags:
  1. کاربر فوق حرفه ای ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏15/9/14
    ارسال ها:
    2,516
    تشکر شده:
    16,138
    امتیاز دستاورد:
    121
    عشق .....دوست داشتن ..احساسیست مبهم...فقط میدانی تا هست هستی ....فقط تا هست....
     
    !...Mis!، Mah$a، سایه و 5 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    مگـــذار که " عشــــق "
    به عادت ِ دوست داشتن تبـــدیل شود !
    مگذار که حتــــی آب دادن گلهای باغچـــه ؛
    به عادت ِ آب دادن گلـــهای باغچه بــدل شود !
    " عشـــق "
    عادت به دوست داشتن
    و سخت دوست داشتن دیگری نیست ...
    پــیوسته نو کردن خواستنی است که خود پیوسته خواهان نو شدن است و دیگرگون شدن ..
    تازگی ذات عشق است ؛
    و طـــراوت ، بافت عشق !
    چگـــونه میشود تازگی و طراوت را از عشق گرفت ،
    و عشق همچنان " عشق " بماند ؟!
    " عـــشق "
    تن به فـــراموشی نمـــیسپارد ...
    مگـــر یک بار ...
    بـــرای همیشه !!
    جام بلـــور تنها یک بار میـــشکند .
    میــــتوان شکسته اش را ،
    تکه هایش را نگه داشت ...
    اما شکسته های جام ؛
    آن تکه های تیز بـــرنده ،
    دیـــگر جام نیست !
    احتیاط باید کرد !
    همــــه چیز کهنه میشود ...
    و اگـــر کمی کوتاهی کنیم ...
    " عشــــق " نیــــز !
    بهانه ها ،
    جای حس عاشقانه را خوب میــــگیرند !!


    { نادر ابراهیمی }
     
    !...Mis!، Mah$a، ƊЄҲƬЄƦ و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. Rosie

    تاریخ عضویت:
    ‏15/8/14
    ارسال ها:
    2,010
    تشکر شده:
    14,076
    امتیاز دستاورد:
    113
    هوای تو دارم …

    چه هوای لطیفیست برای نفس کشیدن ...
     
    !...Mis!، Mah$a، ƊЄҲƬЄƦ و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. Red Sparrow مدیر بازنشسته☕ کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/15
    ارسال ها:
    3,252
    تشکر شده:
    27,781
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن
    [​IMG]
     
    !...Mis!، Mah$a، ƊЄҲƬЄƦ و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. Rosie

    تاریخ عضویت:
    ‏15/8/14
    ارسال ها:
    2,010
    تشکر شده:
    14,076
    امتیاز دستاورد:
    113
    " دوستت دارم "

    شاهدی ندارم جز کوچه پس کوچه های خلوت دل...
     
    sepand√، Mah$a، ƊЄҲƬЄƦ و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. Red Sparrow مدیر بازنشسته☕ کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/15
    ارسال ها:
    3,252
    تشکر شده:
    27,781
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن
    [​IMG]
     
    نیلوفر بانو، Vida، sepand√ و 7 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. Rosie

    تاریخ عضویت:
    ‏15/8/14
    ارسال ها:
    2,010
    تشکر شده:
    14,076
    امتیاز دستاورد:
    113
    آرام دوستت خواهم داشت

    طوری که

    حتی خودت هم

    از این عشق بویی نبری
     
    نیلوفر بانو، Vida، sepand√ و 7 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏7/5/15
    ارسال ها:
    1,273
    تشکر شده:
    7,811
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    پرستار
    [​IMG]










    به دنبال خدا نگرد

    خدا در بیابان های خالی از انسان نیست

    خدا در جاده های تنهای بی انتها نیست

    به دنبالش نگرد

    خدا در نگاه منتظر کسی است که به دنبال خبری از توست


    خدا در قلبی است که برای تو می تپد

    خدا در لبخندی است که با نگاه مهربان تو جانی دوباره می گیرد

    خدا آنجاست


    در جمع عزیزترینهایت

    خدا در دستی است که به یاری می گیری

    در قلبی است که شاد می کنی

    در لبخندی است که به لب می نشانی

    خدا در بتکده و مسجد نیست

    گشتنت زمان را هدر می دهد...










     
    !...Mis!، ƊЄҲƬЄƦ، Αli язza و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏7/5/15
    ارسال ها:
    1,273
    تشکر شده:
    7,811
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    پرستار
    سنگيني باري كه خدا بر دوش ما مي گذارد




    آنقدر سنگين نيست كه كمرمان را خرد كند



    آنقدر است كه ما رابراي دعا به زانو درآورد






    [​IMG]
     
    !...Mis!، ƊЄҲƬЄƦ، Αli язza و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏7/5/15
    ارسال ها:
    1,273
    تشکر شده:
    7,811
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    پرستار
    حکایت خدا و گنجشک
    روزها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت.



    فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت: " می آید، من



    تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی ام که دردهایش را در خود نگه



    می دارد و سر انجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست.



    " فرشتگان چشم به لب هایش دوختند، گنجشک هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود:



    " با من بگو از آنچه سنگینی سینه توست.



    " گنجشک گفت:



    " لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی کسی ام.



    تو همان را هم از من گرفتی.



    این توفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی از لانه محقرم کجای دنیا را گرفته بود و



    سنگینی بغضی راه بر کلامش بست.



    سکوتی در عرش طنین انداز شد. فرشتگان همه سر به زیر انداختند. خدا گفت:



    " ماری در راه لانه ات بود. خواب بودی. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند. آنگاه تو از



    کمین مار پر گشودی. " گنجشک خیره در خدایی خدا مانده بود.



    خدا گفت: " و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام



    بر خاستی. " اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود. ناگاه چیزی در درونش فرو ریخت.


    های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد.

    "براستی ماچقدر ندانسته با خدا دشمنی کردیم؟"
     
    !...Mis!، Αli язza، سایه و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.