فقیر هر چه می اومد اسیر بر میگشت تمام عالمیان را دچار می کردی دلیل خنده ی حیدر، چه شد که بعد پدر مدام گریه ی بی اختیار می کردی به روزگار علی خار و تیغ رو آورد شبی که پشت به این روزگار میکردی چقدر خانه مرتب شد آن شب آخر اگر مریض نبودی چکار می کردی....
علیکهدید، ولیکاش بعد از این دیگر... میان شعله نبیندکسی نگارش را! ... شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) تسلیت باد... آجرک الله آقاجان...یا بقیة الله... تسلیت ....
می خواست رخش پیش عدو زرد نباشد ای کاش یکی بود در آن کوچه و می گفت آن کس که به زن حمله کند، مرد نباشد عرض تسلیت به مناسبت فرا رسیدن ایام فاطمیه
زودتر کـاش بـمیرم زِ غـم اما چه کنم مانـدهام با تنِ تو با چه کـنم با چه کنم خـواسـتـم تا که نَـگِـریَـم به کـنـارِ بابا خواستم تا که نَگِریَم به تو اما چه کنم گریه سخت است به مَردِ تو ولی میگِرید زیر لب زمزمهاش این شده زهرا چه کنم از سرِ شب که زدی شانه به مویم به لبت خون به جایِ نَفَست آمده حالا چه کنم دیدم آن روز چه آمد به سَرَت در آتش مانده بودم که در آن همهمه تنها چه کنم من به دنبـالِ تو و فکرِ همه کُـشتنِ تو کَس نمیگفت که در زیرِ قدمها چه کنم پلکِ سرخِ تو قرار است مگر وا نشود تو بگـو با دلِ دلـتـنگِ تـمـاشا چه کنم اجرک الله یا بقیه الله..
یافاطمه الزهرا یک روز دگر مانده زمین خم بشود سایه مادرسادات زجهاڹ کم بشود چند روز دگر باز علی میگوید میخ و دیوار به پهلوی تو مرهم بشود شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) تسلیت باد
آرامگاه علامه اقبال لاهوری سراینده یکی از بهترین اشعار فارسی در مدح صدیقه طاهره (س). مریم از یک نسبتِ عیسی عزیز از سه نسبت، حضرت زهرا عزیز نور چشم رحمةٌ للعالمین آن امام اوّلین و آخرین آن که جان در پیکر گیتی دمید روزگار تازه آئین آفرید بانوی آن تاجدار هل اتی مرتضی، مشکل گشا، شیر خدا پادشاه و کلبه ئی ایوان او یک حسام و یک زره سامان او مادر آن مرکز پرگار عشق مادر آن کاروان سالار عشق آن یکی شمع شبستانِ حرم حافظ جمعیت خیر الامم وان دگر مولای ابرار جهان قوّت بازوی احرار جهان در نوای زندگی سوز از حسین اهل حق حرّیت آموز از حسین سیرت فرزندها از امّهات جوهر صدق و صفا از امّهات مزرع تسلیم را حاصل بتول مادران را اسوه کامل بتول بهر محتاجی دلش آنگونه سوخت با یهودی چادر خود را فروخت نوری و هم آتشی فرمانبرش گم رضایش در رضای شوهرش آن ادب پروده صبر و رضا آسیا گردان و لب قرآن سرا گریههای او زبالین بی نیاز گوهر افشاندی به دامان نماز اشگ او بر چید جبریل از زمین همچو شبنم ریخت بر عرش برین رشته آئین حق زنجیر پاست پاس فرمان جناب مصطفی است ورنه گرد تربتش گردیدمی سجدهها بر خاک او پاشیدمی ------------------------------ به نقل از @bazmeghodsian