کلمات که در مغزم رژه می روند چشم از آنها سان می بیند. مغزش را که شست فکرش درخشان شد. مغزم فکر کردن را از یاد برده و به جاهای دیگر سپرده است. خوشحال که می شوم مغزم بشکن می زند. مغزش را شستشو داد تا روشنفکر شود.