شروع موضوع توسط 3mane shab@ 15/3/11 در انجمن سایر رشته ها
افکارم ترک تابعیت مغزم را کردند.
امروز...روزی از زندگی بود گذشت ....خوبه که بد تموم نمیشه....
پرنده محبوس نمی تواند روی مجسمه آزادی بنشیند.
زخم هایت را پنهان کن اینجا مردم زیادی بانمک شده اند...
به یک اتفاق خوب جهت افتادن نیازمندیم....
خنجر از پشت می زنند چه دوستان خجالتی دارم من!!!
قطره بارانی که در دریا می افتد چه شنا بلد باشد و چه نباشد غرق می شود.
شهاب در دل شب فریادی به روشنی روز می کشد.
ستاره ها که میشکنند شهاب میشوند ......دلهای شکسته چه میشوند ؟
وقتی پرنده را از قفس منها می کنم اشک شادی در چشمانم جمع می شود.
نام های کاربری را با استفاده از کاما (،) از هم جدا کنید.