1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

صحبت های خودمونی با خدا ...

شروع موضوع توسط Kiana ‏6/12/10 در انجمن اشعار

  1. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏23/1/13
    ارسال ها:
    8,472
    تشکر شده:
    17,008
    امتیاز دستاورد:
    116
    جنسیت:
    مرد
    پاسخ : صحبت های خودمونی با خدا ...

    .


    مهربان من هنوز بدنم از ضربه های سخت زندگی رنجور است ...

    دردی که دارم فقط و فقط به دستان تو مداوا میشود ...

    دیروز یک لحظه با تمام وجود صدایت کردم و امروز صبح جوابت را شندیم ...

    ممنون برای این پاسخ زیباااا ...
    [​IMG]
     
    M @ H @ K از این پست تشکر کرده است.
  2. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏23/1/13
    ارسال ها:
    8,472
    تشکر شده:
    17,008
    امتیاز دستاورد:
    116
    جنسیت:
    مرد
    پاسخ : صحبت های خودمونی با خدا ...

    بارالها

    برای همسایه ای که نان مرا ربود نان،
    برای دوستی که قلب مرا شکست مهربانی،
    برای آنکه روح مرا آزرد بخشایش
    و برای خویشتن خویش آگاهی و عشق

    میطلبم.


    دکتر علی شریعتی
     
    M @ H @ K از این پست تشکر کرده است.
  3. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏23/1/13
    ارسال ها:
    8,472
    تشکر شده:
    17,008
    امتیاز دستاورد:
    116
    جنسیت:
    مرد
    پاسخ : صحبت های خودمونی با خدا ...

    .

    روزي شخصي در حال نماز خواندن در راهي بود و مجنون بدون اين که متوجه شود از بين او سجاده اش عبور کرد.


    مرد نمازش را قطع کرد و داد :زد هي چرا بين من و خدايم فاصله انداختي؟

    مجنون به خود آمد و گفت :من که عاشق ليلي هستم تورا نديدم.

    تو که عاشق خداي ليلي هستي چگونه مرا ديدي؟!!

    ...
     
    M @ H @ K از این پست تشکر کرده است.
  4. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏23/1/13
    ارسال ها:
    8,472
    تشکر شده:
    17,008
    امتیاز دستاورد:
    116
    جنسیت:
    مرد
    پاسخ : صحبت های خودمونی با خدا ...

    اگر خدايي هست

    و اگر صدایم را میشنود

    دلم می‌خواهد آنقدر در اين حوالی قدم بزنم

    تا صبر بر مشکلات را بر من عطا کند

    بی شک!

    او هست..



    خدای من تو را به خاطر تک تک لحظات سخت زندگیم دوست میدارم ...

    نگذار سختی های زندگی مرا ذوب کند ... مرا نگذار آن دورها... آن دورها ... آن دور هاااا


    مريم جانم موفقتر باشى..

    وحتما خدايا بتو را كمك خاهد كرد ..

    ..احساسّ..
     
    M @ H @ K از این پست تشکر کرده است.
  5. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏23/1/13
    ارسال ها:
    8,472
    تشکر شده:
    17,008
    امتیاز دستاورد:
    116
    جنسیت:
    مرد
    پاسخ : صحبت های خودمونی با خدا ...

    خدا جون میشه تو امشب منو تو بغل بگیری؟
    بگی آروم توی گوشم دیگه وقتشه بمیری
    خدا جون میگن تو خوبی ،
    مثل مادرا می مونی
    اگه راست میگن ببینم عشق من کجاست میدونی؟
    خدا جون میشه یه کاری بکنی به خاطر من؟
    من می خوام که زود بمیرم
    آخه سخته زنده موندن
    من که تقصیری نداشتم پس چرا گذاشته رفته؟
    خدا جون تو تنها هستی میدونی تنهایی سخته
    زنده بودن یا مردن من واسه اون فرقی نداره
    اون می خواد که من نباشم، باشه ،اشکالی نداره
    خدا جون می خوام بمیرم تا بشم همیشه راحت
    ولی عمر اون زیاد شه حتی واسه یه ساعت
    خدا جون میشه تو امشب منو تو بغل بگیری؟
    بگی آروم توی گوشم دیگه وقتشه بمیریبه تو که موندگاری.....

    [​IMG]

    __________________
     
    M @ H @ K از این پست تشکر کرده است.
  6. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏23/1/13
    ارسال ها:
    8,472
    تشکر شده:
    17,008
    امتیاز دستاورد:
    116
    جنسیت:
    مرد
    پاسخ : صحبت های خودمونی با خدا ...

    مهربان من ...

    اکنون آرامش بعد از یک طوفان مهیب را دارم ...

    میخواهم همیشه اینگونه مرا در آغوش خود بفشاری تا همه سختی های گذشته را از یاد ببرم ...

    برای تک تک ثانیه های زندگی ام به تو محتاجم ... [​IMG]
     
    M @ H @ K از این پست تشکر کرده است.
  7. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏23/1/13
    ارسال ها:
    8,472
    تشکر شده:
    17,008
    امتیاز دستاورد:
    116
    جنسیت:
    مرد
    پاسخ : صحبت های خودمونی با خدا ...

    خدایا

    آنکه تورا یافت چه نیافت

    و آنکه تورا نیافت چه یافت...
     
  8. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏23/1/13
    ارسال ها:
    8,472
    تشکر شده:
    17,008
    امتیاز دستاورد:
    116
    جنسیت:
    مرد
    پاسخ : صحبت های خودمونی با خدا ...

    خدای من خسته ام ...

    دوست دارم فقط بخوابم ... فقط بخوابم ...

    میشود کمی آهسته تر قدم بزنی ؟!!
     
  9. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏18/10/12
    ارسال ها:
    1,511
    تشکر شده:
    2,056
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    راه رفتن زیربارون
    پاسخ : صحبت های خودمونی با خدا ...

    [FONT=times new roman,times,serif] همه دنیا بخواد و تو بگی نه...
    نخواد و تو بگی آره، تمومه...
    همین که اول و آخر تو هستی...
    به محتاج تو، محتاجی حرومه...
    [/FONT]
     
    M @ H @ K و Αli язza از این پست تشکر کرده اند.
  10. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏18/10/12
    ارسال ها:
    1,511
    تشکر شده:
    2,056
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    راه رفتن زیربارون
    پاسخ : صحبت های خودمونی با خدا ...

    [FONT=times new roman,times,serif] خدای مهربانم، تو را سپاس ![/FONT]
    [FONT=times new roman,times,serif] هر که به من میرسد بوی قفس میدهد...[/FONT]
    [FONT=times new roman,times,serif] [/FONT]
    [FONT=times new roman,times,serif] جز تو که پَر میدهی، تا بَِپرانی مرا...[/FONT]
     
    یک شخص از این تشکر کرد.