خدايا!.... همه از تو مي خواهند..بدهي.... من از تو مي خواهم: بگيري... خدايا!... اين همه حس دلتنگي را از من بگير...
یا رب........ مرا معبر آرامش کن... تا آنجا که نفرت هست,,, عشق جاری سازم.... ...آنجا که خطا هست,,, بخشایش بگسترم.... آنجا که جدایی هست,,, وصل بیافرینم.... آنجا که لغزش ...و دروغ هست,,, حقیقت بیاورم... آنجا که تردید هست,,, ایمان بنا کنم.... آنجا که ظلمت هست,,, نور بتابانم.... آنجا که اندوه هست,,, شادی منتشر کنم..
خدایا! حکمت قدمهای که برایم برمیداری برمن آشکارکن تا درهایی را که به سویم میگشایی ندانسته نبندم و درهایی که به سویم می بندی به اصرار نگشایم
خدایا خداوند عالم تویی و جز تو کسی سزاوار پرستش نیست پاک و منزهی و کسی منزه تر از تو نیست خدایا از پلیدیهای درون منزه کن مرا ، آمین یا رب العالمین
ای خدای مهربان، نمی دانم چه حكمتی داشته است اینكه تو با آن همه عظمت و بزرگی ات كه در مخیله هیچ كس نمی گنجد اجازه داده ای كه بنده ای ناچیز این چنین بی واسطه با تو سخن بگوید. مقام كبریایی تو كجا و بنده حقیر كجا؟ عرش اعلی كجا و زمین خاكی كجا؟ حی لایموت كجا و عبد فانی كجا؟ ذات پاك و مقدس كجا و موجود سراسر تقصیر كجا؟
تا به حال چند بار خوشی هایت را آرام و بی بهانه به او گفته ای ؟؟ تا به حال به او گفته ای که چقدر خوشبختی ؟؟؟؟؟؟ که چقدر همه چیز خوب است ؟؟؟؟ که چه خوب که او هست ؟؟؟ خدا همراه همیشگیه سختی ها و خستگی های ماست زمانی که خسته و درمانده به طرفش می رویم خیال می کنیم تنها زمانی که به خواسته خود برسیم او ما را دیده و حس کرده اما ............ گاهی بی پاسخ گذاشتن برخی خواسته های ما نشانگر لطف بی اندازه او به ماست خورشید را باور دارم حتی اگر نتابد به عشق ایمان دارم حتی اگر آن را حس نکنم به خدا ایمان دارم حتی اگر سکوت کرده باشد ... تا خدا هست، جایی برای نا امیدی نیست (خدایا حتی یک آن ما را به حال خود وامگذار)
خداوند را باز به مهمانی دلم دعوت می كنم ، نمی دانم كه دعوتم را می پذیرد یا نه ؟ ولی یك عاشق از معشوقه خود دست نخواهد كشید . آن قدر درش را خواهم كوبید، یا از درگاهش مرا می راند یا مرا می پذیرد. بیا عزیزم دلم ، خدای من خیلی اذیتت می كنم ولی بیا كه به تو و آغوش پر مهرت نیازمندم و می خواهم كه با تو صحبت كنم نه با صدا و حركت لب هایم بلكه با سكوت خود با دلم با تو سخن بگویم.