1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

•*♥ دلنوشته های دلنشین ♥*•

شروع موضوع توسط Mohammad ‏8/9/11 در انجمن شعر و ادب

  1. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏10/12/10
    ارسال ها:
    876
    تشکر شده:
    185
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : •*❤ دلنوشته های دلنشین ❤*•

    تو هم با من بنواز آهنگ کوچ دیروز را، تا رسیدن به امروزی که امروز نیست!!! که شاید فردا، امروزی باشد، همرنگ آرزوی دیروز
     
    2 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  2. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏10/12/10
    ارسال ها:
    876
    تشکر شده:
    185
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : •*❤ دلنوشته های دلنشین ❤*•

    در زمانی که بهار
    زده است پرده ی خود بر دیوار
    من
    هجمه ی
    نومید
    زخود
    می رانم
    باش تارونق ایامی هست
    شاد و سرسبز کنیم دست و دلی
    لحظه ها می گذرند
    آنچه می ماند در خاطره ها خاطره است
    وای اگر تلخ کنند از ما یاد

     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  3. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏10/12/10
    ارسال ها:
    876
    تشکر شده:
    185
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : •*❤ دلنوشته های دلنشین ❤*•

    در سرزمینی که سایه آدم های کوچک، بزرگ شود
    در آن سرزمین آفتاب در حال غروب است!!!
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  4. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏10/12/10
    ارسال ها:
    876
    تشکر شده:
    185
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : •*❤ دلنوشته های دلنشین ❤*•

    به سراغ من اگر می آیی
    تند و آهسته چه فرقی دارد ؟!
    " تــــو " به هر جور دلت خواست بیا !
    مثل سهراب دگر ...
    جنس تنهایی من چینی نیست ،
    که ترک بردارد
    مثل آهن شده در تنهایی
    چینی نازک تنهایی من[​IMG][​IMG]
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  5. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏10/12/10
    ارسال ها:
    876
    تشکر شده:
    185
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : •*❤ دلنوشته های دلنشین ❤*•

    بازی سخت می شود وقتی حکم دل باشد
    من تک دل را می گذارم و تو
    هی خشت روی خشت روی خشت روی خشت...
    دیوار چیده ای دور این دل بی نوا...
    حکم وقتی دل باشد

    ...

    وقتی تنها یک دل توی بازی باشد
    این خشت ها کار دستم می دهد...






    "کُت" شدن بدتر از "مات" شدن است
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  6. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏10/12/10
    ارسال ها:
    876
    تشکر شده:
    185
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : •*❤ دلنوشته های دلنشین ❤*•

    تا چشم ها را بستم
    آرزویم تو شدی
    فكر رفتن كردم
    سمت و سویم تو شدی
    تا كه لب وا كردم
    گفتگویم تو شدی
    در میان سكوت شبهایم
    جستجویم تو شدی
    زیر باران پر احساس خیال
    شستشویم تو شدی
    هركجا بودم من
    پیش رویم تو شدی...
    نازنین در تمام قصه های من
    هیچ كس جز تو نبود
    همه اویم تو شدی
     
  7. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏10/12/10
    ارسال ها:
    876
    تشکر شده:
    185
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : •*❤ دلنوشته های دلنشین ❤*•

    از کدامین لحظه دیدار بگویم...؟نمیدانم!

    چون همه لحظه هایش مانند رویایی شیرین زودگذر بود...

    همچو رویایی که آن زمان که از خواب بیدار میشوی...

    حسرت میخوری کاش بیدار نمیشدم...

    همه لحظاتش زود گذشتند زودتر از زود...

    ولی خاطراتش تا ابد در کلبه ذهنم لانه کرد...

    میدانم که میدانی...

    میدانی که حتی وقتی در کنارت سکوت کرده بودم سکوتم پر از احساس بود...

    احساسی که زبانم چون نمیتوانست گوینده آن باشد...

    همچو ن بچه ای در گوشه ای ساکت مانده بود...

    ساکت و بی صدا ولی در دلش میگفت کاش میتوانستم بگویم..

    کاش میتوانستم بگویم دوستت دارم...
     
  8. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏10/12/10
    ارسال ها:
    876
    تشکر شده:
    185
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : •*❤ دلنوشته های دلنشین ❤*•

    زیر بارون نفسهاتو دوست دارم

    عطر خوبه تو رو بارون میگیره

    با تو زندگیم چه رویایی میشه

    با تو این قلب یخی جون میگیره

    دوست دارم تموم لحظه هامو با تو باشم

    دوست دارم که دست گرمتو بگیرم

    دوست دارم تموم خاطراتم با تو باشه

    دوست دارم تو انتظار تلخ تو بمیرم

    دوست دارم فقط چشهاتو باز کنی

    تا ببینی که چقدر دوست دارم
     
  9. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏10/12/10
    ارسال ها:
    876
    تشکر شده:
    185
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : •*❤ دلنوشته های دلنشین ❤*•

    اگه گريه بزاره مينويسم

    کدوم لحظه تورو از من جدا کرد

    نگو اصلا نفهميدی نگو نه

    تو بودی اونکه دستامو رها کرد




    خودت گفتی خداحافظ تموم شد

    منو تو سهممون از عشق اين بود

    خوده تو حرمته عشقو شکستی

    بريدی اخره قصه همين بود

    اگه مهلت بدی يادت ميارم

    روزايی رو که بی تو عينه شب بود

    تمومه سهمت از دنيا عزيزم

    بزار يادت بيارم يک وجب بود

    بهت دادم تمومه اسمونو


    خودم ماهت شدم اروم بگيری

    حالا ستاره ها دورت نشستن

    منو ابری گذاشتی داری ميری
     
  10. پاسخ : •*❤ دلنوشته های دلنشین ❤*•

    [چقدر عجیبه زندگی.....:gerye::gerye: . . . تا گریه نکنی کسی نوازشت نمیکنه ، تا قصد رفتن نکنی کسی نمی گه بمون ، تا نری کسی قدرتو نمی فهمه ، تا نمیری کسی دلــش برات تنگه نمی شه:confused0075:
     
    2 نفر از این پست تشکر کرده اند.