ای یار خطا کردی با یار دگر رفتی از کار خود افتادی در کار دگر رفتی صد بار فسون کردم خار از تو برون کردم گلزار ندانستی در خار دگر رفتی
وقتي که ديگر نبود.من به بودنش نيازمند شدم... وقتي که ديگر رفت.به انتظار آمدنش نشستم... وقتي ديگر نمي توانست مرا دوست بدارد.من اورا دوست داشتم... وقتي اوتمام شد.من آغاز شدم... و چه سخت است" تنها متولد شدن. مثل تنها زندگي کردن .مثل تنها مردن"