1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

•*♥ دلنوشته های دلنشین ♥*•

شروع موضوع توسط Mohammad ‏8/9/11 در انجمن شعر و ادب

  1. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏6/5/15
    ارسال ها:
    1,086
    تشکر شده:
    10,027
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    از اعماق تاریک جنگل صدایت می زنم

    من زخم خورده ام

    له شده ام

    راه گم کرده ام

    و نیازمند اکسیژنم

    تا از سیاهی بیرون بیایم

    کمکم کن

    من پرنده ای هستم

    که گلوله ی تو به او اصابت کرد.
     
    سایه و m naizar از این پست تشکر کرده اند.
  2. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏3/8/15
    ارسال ها:
    648
    تشکر شده:
    3,209
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    ﺁﺩﻡ ﮐﻪ "ﻏـــــﻤﮕﯿﻦ" ﻣﯽ ﺷــــﻮﺩ
    ﺧــــﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺟــــﺪﺍ ﻣﯽ ﮐــــﻨﺪ ﺍﺯ ﺟــــﻤﻊ
    ﮐﻪ ﻣــــﺒﺎﺩﺍ ﺁﺳﯿــــــﺒﯽ ﺑﻪ ﺧﻮﺷـــــﯽ ﻫﺎﯼ ﺩﯾـــﮕﺮﺍﻥ ﺑﺰﻧﺪ
    ﻣﻮﺭﺩ" ﻓﺮﺍﻣــــﻮﺷﯽ" ﻗﺮﺍﺭ ﻣـــﯽ ﮔـــﯿﺮﺩ
    ﺗﻨﻬﺎﺗــــﺮ ﻭ ﺗــــﻨﻬﺎﺗﺮ ﻣﯽ ﺷـــﻮﺩ
    ﺁﻧﭽــــﻨﺎﻥ ﺩﺭ" ﺗﻨــــــﻬﺎﯾﯽ" ﺧﻮﺩ ﻏــــﺮﻕ ﻣﯽ ﺷــــﻮﺩ
    ﮐﻪ ﺩﯾﮕـــــﺮ ﺑﺎ ﻫﯿــــﭻ ﺗﻠﻨــــﮕﺮﯼ ﺑﺮ ﻧﻤــــﯽ ﺧــــﯿﺰﺩ
    ﻭ ﺍﯾـــﻦ ﺁﻏــــﺎﺯ ﺗﻠﺦ ﯾﮏ" ﭘﺎﯾــــﺎﻥ" ﺍﺳـــــﺖ...
     
    -Silence-، Parniya. و *aseman* از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏3/8/15
    ارسال ها:
    648
    تشکر شده:
    3,209
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    میـــــــــــــم ... مثلِ مـــــرد
    او "مـــرد" است دستــــانش از تو زِبرتر و پهن تر است
    صورتش ته ریشى دارد
    قلبش به وسعـــتِ دریــــا
    جـــاىِ گریـــــه كردن به بالكن میرود و تنـــهایی را میبلعد...
    او با همــــان دستان پهن و زبرش تورا نوازش میكند
    با همان صورت ناصاف و ناملایم تورا میبوسد و تو آرامــــ میشوى
    آنقــــدر اورا نامــــرد "نخوان"
    آنقدر پول و ماشین و ثـــــروتش را "نسنج"
    فقط به او "نــــخ بده" تا زمین و زمان را برایت بدوزد
    فقــــط باهاش "روراست باش" تا دنیا را به پایت بریزد...
     
    -Silence- و Parniya. از این پست تشکر کرده اند.
  4. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏6/5/15
    ارسال ها:
    1,086
    تشکر شده:
    10,027
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    دست به دست می شوم

    مانند گنجشک بی جانی

    میان بچّه های همسایه

    کدام دست

    پنجره ات را بست

    که شیشه ها را ندیدم؟
     
    Gisu، m naizar و سایه از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏3/8/15
    ارسال ها:
    648
    تشکر شده:
    3,209
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    ﺩﯾـﺮ ﺷـﻨـﺎﺧـﺘـﻤـﺖ !
    ﺗـﻮ ﺧـﯿـﻠـﯽ ﺧـﻮﺏ ﺑـﻮﺩﯼ ...
    ﻭﻟـﯽ ﺧـﻮﺩﺕ ﻧـﺒـﻮﺩﯼ ! ﻣـﻦ ﺑـﻪ ﺭﺳـﻢ ﺭﻓـﺎﻗـﺖِ ﺩﯾـﺮﯾـﻨـﻪ ﻣـﺎﻥ ..
    ﭼـﺸـﻤـﺎﻧـﻢ ﺭﺍ ﻣـﯽ ﺑـﻨـﺪﻡ ؛ ﺗـﻮ ﻫـﻢ ﻧـﻘـﺎﺑـﺖ ﺭﺍ ﺑـﺮﺩﺍﺭ ﺭﻓـﯿـﻖ ...
    ﺑـﮕـﺬﺍﺭ ﺻـﻮﺭﺗـﺖ ﻫـﻮﺍﯾـﯽ ﺑـﺨـﻮﺭﺩ!
     
    -Silence- و *aseman* از این پست تشکر کرده اند.
  6. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏2/5/15
    ارسال ها:
    837
    تشکر شده:
    12,360
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن

    ❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

    گـیـــریــم تـمـآم دنـیـآ بـگـویـنــد مـآ مـآل هــم نـیـسـتـیــم . . .
    مــآ بـه درد هـم نـمــیـخـوریـم !
    گـیـــرم بـرآی زیـر یـک سـقـف رفـتـنعــشـق ، آخـریـن مـعـیـآر, ایـن جـمـآعــت بــآشـد
    گـیـــریــم دوسـت داشـتـن بـدون سـنـد حـرآم بـاشـد !
    عـجـیـب بـاشـد, بـآور نـکـردنـی بـآشـد . . . !
    گـیـــرم تـآ آخـر عـمـر تـنـهـآ بـمـآنـم...
    گـیـــرم هــرگـز دسـتـآنـت در دسـتـآنـم قـفـل نـشـود...
    من امـآ . . .گـیـــر ایـن گـیـــــرهـــــــــــــآ نــیـسـتــم
    !مـــــــــَـــــــن تــآ ابـدگـیـــر چــشـــمـآن تــوام . . . !
    گـیـــردوست دآشـتـــنــت

    ❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤
     
    -Silence-، Parniya. و *aseman* از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    ﺻﺪﺍﯼ ﻗﻠﺐ ﻧﯿﺴﺖ
    ﺻﺪﺍﯼ ﭘﺎﯼ ﺗﻮﺳﺖ
    ﮐﻪ ﺷﺒﻬﺎ ﺩﺭ ﺳﯿﻨﻪ ﺍﻡ ﻣﯽ ﺩﻭﯼ
    ﮐﺎﻓﯽ ﺳﺖ ﺧﺴﺘﻪ ﺷﻮﯼ
    ﮐﺎﻓﯽ ﺳﺖ ﺑﺎﯾﺴﺘﯽ!

    ﮔﺮﻭﺱ ﻋﺒﺪﺍﻟﻤﻠﮑﯿﺎﻥ
     
    -Silence- و *aseman* از این پست تشکر کرده اند.
  8. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏6/5/15
    ارسال ها:
    1,086
    تشکر شده:
    10,027
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    کيست آن که به پيش مي‌راند
    قلمي را که بر کاغذ مي‌گذارم
    در لحظه‌ي تنهايي ؟
    براي که مي‌نويسد
    آن که به خاطر من قلم بر کاغذ مي‌گذارد ؟
    اين کرانه که پديد آمده از لب‌ها ، از روياها
    از تپه‌يي خاموش ، از گردابي
    از شانه‌يي که بر آن سر مي‌گذارم
    و جهان را
    جاودانه به فراموشي مي‌سپارم

    کسي در اندرونم مي‌نويسد ، دستم را به حرکت درمي‌آورد
    سخني مي‌شنود ، درنگ مي‌کند
    کسي که ميان کوهستان سر سبز و درياي فيروزه‌گون گرفتار آمده
    است
    او با اشتياقي سرد
    به آن‌چه من بر کاغذ مي‌آورم مي‌انديشد
    در اين آتش داد
    همه چيزي مي‌سوزد
    با اين همه اما ، اين داور
    خود
    قرباني است
    و با محکوم کردن من خود را محکوم مي‌کند

    به همه کس مي‌نويسد
    هيچ کس را فرانمي‌خواند
    براي خود مي‌نويسد
    خود را به فراموشي مي‌سپارد
    و چون نوشتن به پايان رسد
    ديگر بار
    به هيات من درمي‌آيد
     
    m naizar و سایه از این پست تشکر کرده اند.
  9. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏12/12/15
    ارسال ها:
    3,508
    تشکر شده:
    28,306
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    زن
    خدایا سرده این پایین از اون بالا تماشا کن...
    اگه میشه فقط گاهی خودت قلب منو "ها" کن

    خدایا سرده این پایین ببین دستامو میلرزه
    دیگه حتی همه دنیا به این دوری نمی ارزه

    بگو گاهی که دلتنگم از اون بالا تو میبینی
    بگو گاهی که غمگینم تو هم دلتنگ و غمگینی

    خدایا.. من دلم قرصه! کسی غیر از تو با من نیست
    خیالت از زمین راحت که حتی روز...روشن نیست

    کسی اینجا حواسش نیست که دنیا زیر چشماته
    یه عمره یادمون رفته زمین دار مکافاته!!

    فراموشم میشه گاهی که این پایین چه ها کردم
    که روزی باید از اینجا بازم پیش تو برگردم

    خدایا...وقت برگشتن یه کم با من مدارا کن
    شنیدم گرمه اغوشت اگه میشه منم جا کن....
     
    m naizar، سایه و hoda. از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏11/9/15
    ارسال ها:
    140
    تشکر شده:
    1,229
    امتیاز دستاورد:
    93
    جنسیت:
    زن
    دیشب دنبال یه کلمه بودم یا یه جمله که حال خودمو توصیف کنم اما به بغض(سرکوب فریاد ) تبدیل شد .... خیلی حس بدی بود :-(
     
    omid110، *Mitra*، -Silence- و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.