1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

•*♥ دلنوشته های دلنشین ♥*•

شروع موضوع توسط Mohammad ‏8/9/11 در انجمن شعر و ادب

  1. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏3/8/15
    ارسال ها:
    648
    تشکر شده:
    3,209
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    ذهن مـا باغچه است

    گــل در آن باید کاشت

    و نـکاری ،گل من

    علف هــرز در آن می روید

    زحـمت کاشتن یک گل ســرخ

    کمتـر از زحمت برداشتن

    هـرزگی آن علف است
     
    وضعیت سفید، para3to، سایه و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏29/1/15
    ارسال ها:
    1,757
    تشکر شده:
    12,857
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    به جنگ که فکر میکنم
    زخمی میشوم.
    به کویر که فکر میکنم
    تَرَک برمیدارم.
    به آسمان که فکر میکنم
    پایین می افتم
    و هر وقت به جنگل می اندیشم
    گله ای از گوزن ها از رویم رد میشود.
    جرأت فکر کردن به تو را ندارم.
    "دریا" نام عمیقی برای یک معشوقه است
    و من
    هیچوقت شنا کردن بلد نبوده ام.

    بابک_زمانی
     
    وضعیت سفید، para3to، سایه و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏29/1/15
    ارسال ها:
    1,757
    تشکر شده:
    12,857
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    سلام
    خداحافظ !
    چیز تازه ای اگر یافتید
    بر این دو اضافه کنید
    تا بل باز شود این در گمشده در دیوار
    حسین پناهی
     
    وضعیت سفید، para3to، سایه و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    صدایت که می کنم

    پنجره ها خیس می شوند

    بی آن که حتی

    به فکر آمدن باشی....
     
    Shahab، *Mitra*، mohana. و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    جا مانده ام

    از همه قطارهای جهان

    و این ایستگاه

    در امتداد کشتارگاه نشسته انگار

    که خون می چکد از

    دیوارهایش

    با درد...

    و سوزنبانش

    به تمام زبان های دنیا

    قفل می زند بر راه ...

    جا مانده ام انگار...
     
    وضعیت سفید، *aseman*، *Mitra* و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    با تمام قصه های نگفته ات
    یک شعر گفته ام
    تماماً سپید...
    و رنگ زده ام
    موهایم را
    به اشتیاق دست هایت
    ...
    تماماً سپید...
    چقدر نسخه برایم نوشته اند
    این روزها
    و من هی قرص می خورم
    تماماً سپید...
    و خواب می بینم تو را
    ...تماماً سپید...
     
    وضعیت سفید، *Mitra* و para3to از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏17/5/11
    ارسال ها:
    39,257
    تشکر شده:
    47,234
    امتیاز دستاورد:
    170
    ترمز دستیت را بکش

    دنیا آنقدر جذابیت های رنگارنگ دارد ،

    که تا آخر عمر هم بدوی …
    چیزهای جدیدی هست
    که هنوز میتوانی حسرتشان را بخوری !

    ✅✅ پس یک جاهایی در زندگی
    ترمز دستیت را بکش …
    بایست و زندگی کن
     
    وضعیت سفید، سایه، m naizar و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏6/5/15
    ارسال ها:
    1,086
    تشکر شده:
    10,027
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    ترسيده اي؟

    از كه؟

    از جهان؟

    من جهانت

    از گرسنگي؟

    من گندمت

    از بيابان؟

    من بارانت

    از زمان؟

    من كودكيت

    از سرنوشت؟

    من هم از سرنوشت مي ترسم...
     
    سایه، m naizar، *Mitra* و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏6/5/15
    ارسال ها:
    1,086
    تشکر شده:
    10,027
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    برای عاشق شدن
    نباید یک شخصیت متفاوت را دوست داشت ،
    برای عاشق شدن باید یک شخصیت عادی را متفاوت دوست داشت !
     
    سایه، m naizar، *Mitra* و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏6/5/15
    ارسال ها:
    1,086
    تشکر شده:
    10,027
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    تازگی ها در برابر بی مهری آدم ها هیچ نمی گویم
    سکوت و سکوت و سکوت ..


    انگار که لال شده باشم ؛ شاید هم کور و کر
    دیگر نه انرژی توضیح دادن دارم و نه حتی حوصله اش را ..
    می دانی ؟ دیر .. دریافتم که مسئول طرز فکر آدم ها نیستم ..
    بگذار هرکه هرچه خواست بگوید !
    چه اهمیتی دارد ؟

    من در لاک خود راحت ترم .. آن جا می شود آرام و بی دغدغه زندگی کرد
    ماهی ها نه گریه می کنند .. نه قهر و نه اعتراض !
    تنها که می شوند .. قید دریا را می زنند و تمام مسیر رودخانه را تا اولین قرار عاشقیشان .. برعکس شنا می کنند ...
     
    سایه، m naizar، *Mitra* و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.