پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• چه زیباست بخاطر تو زیستن وبرای تو ماندن و به پای تو مردن و به عشق تو سوختن و چه تلخ وغم انگیز است دور از تو بودن برای تو گریستن و به عشق و دنیای تو نرسیدن ای کاش می دانستی بدون تو مرگ گواراترین زندگی است بدون تو و به دور از دستهای مهربانت زندگی چه تلخ و ناشکیباست ای کاش می دانستی مرز خواستن کجاست و ای کاش می دیدی قلبی را که فقط برای تو می تپد.
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• خدا دلم زنگ تفریح می خواد ! باور کن خسته شدم از این کلاس رقصیدن به ساز دنیا ! ---------------- این که هربار سرت با یکی گرم باشد ...دلیل بر ارزشت نیست.... ان قدر بی ارزشی, که خیلی ها اندازه تو هستند.... -------------- وقتی پاهایت یاری نکنند،بن بست همان جاییست که ایستاده ای
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• بگین بباره بارون ، دلم هواشو کرده بگین تموم شدم من ، بگین که برنگرده بهش بگین شکستم ، بهش بگین بُریدم برهنه زیر بارون ، خرابُ درب و داغون از آدما فراری ، از عاشقا گریزون بهش بگین شکستم ، بهش بگین بُریدم
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• گاهی دلت بهانه هایی می گیرد که خودت انگشت به دهان می مانی... گاهی دلتنگی هایی داری که فقط باید فریادشان بزنی اما سکوت می کنی ... گاهی پشیمانی از کرده و ناکرده ات... گاهی دلت نمی خواهد دیروز را به یاد بیاوری انگیزه ای برای فردا نداری و حال هم که... گاهی فقط دلت میخواهد زانو هایت را تنگ در آغوش بگیری و گوشه ای گوشه ترین گوشه ای...! که می شناسی بنشینی و"فقط" نگاه کنی... گاهی چقدر دلت برای یک خیال راحت تنگ می شود... گاهی دلگیری...شاید از خودت...شاید
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• نگاهت کافیست تا دوباره در هوای آمدنت بمیرم . . . تو همیشه دعوتی ، راس ساعت دلتنگی !
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• همیشه بهش می گفتن دست و پا چلفتی هیچ وقت نمی تونست کاری رو درست انجام بده دیگه از دست همه خسته شده بود وقتی صندلی از زیر پاش افتاد و فشار طناب رو رو گردنش حس کرد آرزو می کرد کاش این کار رو هم درست انجام نمی داد ... ----------------- اُمُل نیستم! دل می خواستم از تو، نه تن! تن فروش در شهر زیاد است! جایی خواندم فرقی ندارد زن باشی یا مرد، دل نداده تن بدهی روسپی ای... ---------------- تقصیر من است اینکه، کم می آیی هر گاه شدم اسیر غم می آیی ... این جمعه و جمعه های دیگر حرف است آدم بشوم ؛ سه شنبه هم می آیی !!!!
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• چــرا آدمـــا نمیـــدونن بعضــــــــی وقتهــــا خـــــداحافـــــظ یعنـــــــی : " نــــذار برم " یعنـــــــی بــرم گــــردون،سفــــت بغلـــــم کـــن ســـــرمو بچـــــسبـــون به سینــــه ت و بگــــــو : "خدافــــظ و زهــــر مـــار ، بیخــــــود کــــردی میگی خدافـــــظ ! ... مگـــــه میـــذارم بــــری؟!! مــــــگه الکیــــــــه !!!!"
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• باز برگی نو درون دفترم باز سطری تازه از مشق شبم بازهم توفیق ِ زیبای نَفَس باز آغوش فریبای قفس باز اما شب به آخر می رسد باز تکلیف ِ شبم سر می رسد باز هم مشق شب ِ فردای من باز اما پر غلط املای من باز هم اشک یتیمی مستمند باز هم فریاد مظلوم از کمند باز هم تخته ، سیاه و گچ ، سفید باز تبعیض سیاهان و سپید باز هم روز از نو و روزی ز نو باز فرهنگ ِ زر اندوزی ز نو . . . باز هم آموزگار خوب من ! رحمتی کن مشق ها را خط بزن . . .
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• کاش خـــــــــــــــدا میدانست فاصله ی بین دوری و دلتنگــــــــــــــــــــــی و اشکــــــــــــــــــــــــــــ فقط 2حرفه تــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو