پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• به سلامتی پدری که لباس کثیف و کهنه میپوشه میره برا کارگری اما پسرش خجالت میکشه به دوستاش بگه این بابام هست
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• دوستی تو قسمت نظرات نوشته بود : یه روزی یه وقتی یه جایی همه ی انسان ها تنها می شن ... در جواب نوشتم " بله ... البته وقتی که خدا رو فراموش کنند ... " کاش در فکر چاره برای روزی باشیم که: نه مال و ثروت مون ما رو همراهی می کنند / و نه همسر و فرزندانمون / و نه مقام و قدرتمون / و نه زیبایی و جمالمون ... روزی که از دنیا نصیبمون اعمالیه که پیش فرستادیم و مقداری پارچه ساده و یک متر جا ... درفکر دوست شدن با کسی باشیم که هیچوقت و هیچ جا تنها نمیذارتمون ... خدایا دستهای سردم رو دردست بگیر ... دارم غرق میشم ... " دمی چند گفتم برآرم بکام دریغا که بگرفت راه نفس دریغا که بر خان الوان عمر دمی خورده بودیم و گفتند بس " شعر از حضرت سعدی
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن ولی کاش بودی تا اشکهایم از شوق دیدارت سرازیر میشد ... کاش بودی و دستهای مهربانت مرهم همه دلتنگیها و نبودنهایت میشد ... کاش بودی تا سر به روی شانه های مهربانت می گذاشتم و دردهایم را به گوش تو میرساندم... بدون تو عاشقی برایم عذاب است میدانم که نمیدانی بعد از تو دیگر قلبی برای عاشق شدن ندارم... کاش میدانستی که چقدر دوستت دارم و بیش از عشق بر تو عاشقم... میدانی که اگر از کنارم بروی لحظه های زندگی برایم پر از درد و عذاب میشود میدانم که نمیدانی بدون تو دیگربهانه ای نیست برای ادامه ی زندگی جزانتظار آمدنت ...
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• یک راز بود هرگز ، هرگز عشقم را به باد ندادم هرگز حس غريب با تو نفس كشيدن را بر ديوار تنهاي اتاقم قاب نكردم من عاشق بودم اين يك حقيقت بود حقيقت هميشه مطلوب است من عاشق بودم اين يك راز بود
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• زمان به خاطر هیچ کس منتظر نمی ماند! دیروز به تاریخ پیوست و فردا معما است. امروز ما هدیه ای است که باید قدر آنرا بدانیم
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• بگذار بگریزند لحظه ها را می گویم پروانه ها را مخواه که آنان را بگیری مخواه که آنان را نگه داری که هر چه که هست جاودانه نیست اگر نمی رفتی نمی دانستم که دوستت دارم
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• من از هفت سنگ میترسم میترسم آنقدر سنگ روی سنگ بچینیم که دیواری ما را از هم بگیرد بیا لی لی بازی کنیم که در هر رفتنی دوباره برگشتی باشد...
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• من نه عاشق هستم ونه محتاج نگاهی که بلغزد بر من من خودم هستم و یک حس غریب که به صد عشق و هوس می ارزد من خودم هستم و یک دنیا ذکر که درونم لبریز شده از شعر حقیقت جویی من خودم هستم و هم زیبایم من خودم هستم و پا بر جایم من دلم می خواهد ساعتی غرق درونم باشم عاری از عاطفه ها تهی از موج سراب دورتر از رفقا خالی از هرچه فِراق من نه عاشق هستم نه حزین ِ غم ِ تنهایی ها من نه عاشق هستم ونه محتاج نوازش یا مهر من دلم تنگ خودم گشته و بس مَنِشینید کنارم پیِ دلجویی و خوش گفتاری که دلم از سخنان غم و شادی پر شد من نه عاشق هستم ونه محتاج ِ عشق من خودم هستم و مِی با دلم هستم و هم سازیِ نِی مستی ام را نپرانید به یک جملة....«هی!»