زندگی یک بازی درد آور است . زندگی یک اول بی آخر است زندگی کردیم اما باختیم . کاخ خود را روی دریا ساختیم لمس باید کرد این اندوه را . بر کمر باید...
دارم سر آنکه سر برآرم خود را ز دو کون بر سر آرم بر هامهٔ ره روان نهم پای همت ز وجود برتر آرم بر لاشهٔ عجز بر نهم رخت تا رخش قدر عنان درآرم این دار...
همهکس کشیده محمل به جناب کبریایت من و خجلت سجودیکه نریختگل به پایت نه به خاک دربسودم نه به سنگش آزمودم بهکجا برم سری راکه نکردهام فدایت...
تا تو را زیباتر و شایسته تر سروده باشم اینک سکوت زیرا کلام را دیگر یارای باز گفتن عشق تو نیست و من در آئینهٔ چشم خانههایت خواب جاودانهام را آغاز...
عشق یعنی خاطرات بی غبار دفتری از شعر و از عطر بهار عشق یعنی یک تمنا یک نیاز زمزمه از عاشقی با سوز و ساز عشق یعنی چشم خیس مست او زیر باران دست...
غرور خشکی زهد، ار دماغ تر دارد بیا که مستی ما نشاة دگر دارد بهشت و خلد نعیمش، کی التفات کند کسی که حسن رخ دوست، در نظر دارد بهشت یکطرف و عشق یکطرف...
من عاشق آن دیده چشمان سیاهم بیهوده چه گویم که پریشان نگاهم گر مستی چشمان سیاه تو گـ ـناه است من طالب آن مستی و خواهان گناهم…
دلم عجیب گرفته است و هیچ چیز، نه این دقایق خوشبو، که روی شاخهی نارنج میشود خاموش، نه این صداقت حرفی، که در سکوت میان دو برگ این گل شببوست، نه،...
شوریده کرد ما را عشق پری جمالی هر چشم زد ز دستش داریم گوشمالی زنجیر صبر ما را بگسست بند زلفی بازار زهد ما را بشکست عشق خالی با سرکشی که دارد خوئی...
جز من اگرت عاشق و شیداست بگو ور میل دلت به جانب ماست بگو ور هیچ مرا در دل تو جاست بگو گر هست بگو،نیست بگو،راست بگو…!
مست عرفان را شــ ـراب دیگری درکار نیست جز طواف خویش دور ساغری درکار نیست سعی پروازت چو بوی گل گر از خود رفتن است تا شکست رنگ باشد شهپری در کار...
در مکتب ما رسم فراموشی نیست در مسلک ما عشق هم آغوشی نیست مهر تو اگر به هستی ما افتاد هرگز به سرم خیال خاموشی نیست
برون از جهان تکیه جایی طلب کن ورای خرد پیشوایی طلب کن قلم برکش و بر دو گیتی رقم زن قدم درنه و رهنمایی طلب کن جهان فرش توست آستینی برافشان فلک عرش...
ساقیا امشب صدایت با صدایم ساز نیست یا که من مستم یا که سازت ساز نیست ساقیا امشب مخالف مینوازد تار تو یا که من مستتو خرابم یا که تارت تار نیست
خدایا چون به منشور الهی رقم کردی سپیدی و سیاهی ز باران عنایت گل سرشتی برات مردمی بر وی نبشتی مثال هستی ما هم ز اول به توقیع کرم کردی مسجل ز گنج...
معنی لبخند چیست ؟ شور سرازیری است حال پس از گریه است در پس یک کوه سخت لذت یک قله است معنی پیروزی است در سر این سرنوشت خنده دوای من است...
بیا این بشریّت را فراموش کنیم و در انحصار سبز یگانگی ارواح بی گـ ـناه خویش را از اسارت خاک بتکانیم ما می توانیم همچون دو پرنده باشیم و در کنار هم...
اگر عشق بورزید می گویند که سبک مغزید… اگر شاد باشید می گویند که ساده لوح وپیش پا افتاده اید…. اگر سخاوتمند و نوعدوست باشید می گویند که مشکوکید…...
دین راهگشا بود و تو گمگشتۀ دینی تردید کن ای زاهد اگر اهل یقینی آهو نگران است، بزن تیر خطا را صیاد دل از کف شده! تا کی به کمینی؟ این قدر میاندیش به...
اگرچه دست و دلی سخت ناتوان دارم تورا نمی دهم از دست، تا توان دارم سری به مستی نیلوفران صحرایی «دلی به روشنی باغ ارغوان دارم» اگرچه مرده ای، ای...
نام های کاربری را با استفاده از کاما (،) از هم جدا کنید.