1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

گلچین اشعار زیبا

شروع موضوع توسط Mohammad ‏18/11/10 در انجمن اشعار

  1. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏5/9/17
    ارسال ها:
    172
    تشکر شده:
    196
    امتیاز دستاورد:
    43
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    محصل
    گریه کردم اشک بر داغ دلم مرهم نشد

    ناله کردم ذره ای از دردهایم کم نشد

    در گلستان بوی گل بسیار بوییدم ولی

    از هزاران گل گلی همچون شما پیدا نشد
     
  2. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏5/9/17
    ارسال ها:
    172
    تشکر شده:
    196
    امتیاز دستاورد:
    43
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    محصل
    اگر بمیرم و ندانم چه وقتی است
    ساعت را از که بپرسم؟
    در فرانسه
    بهار این همه برگ را از کجا می آورد؟
    مرد نابینایی که زنبورها دنبالش کرده اند
    کجا پناه بگیرد؟
    اگر رنگ زرد تمام شود
    با چه نان بپزیم؟
    دانه های یاقوت چه می گفتند
    وقتی با آب انار رو به رو شدند؟
    چرا پنجشنبه وسوسه نمی شود
    پس از جمعه بیاید؟
    چه کسی از ته دل فریاد شادی بر آورد
    زمانی که رنگ آبی به دنیا آمد؟
    چرا زمین اندوهگین می شود
    وقتی بنفشه سر می زند؟ چرا سالخورده ها به یاد نمی آورند
    قرض ها را و سوختن ها را؟
    عطر آن دختر حیرت زده
    واقعی بود؟
    تهیدستانی که ثروتمند می شوند
    چرا نمی فهمند دیگر فقیر نیستند؟
    ناقوسی را که در رویایت به نوا در آمد
    از کجا می توانی پیدا کنی؟
     
  3. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏5/9/17
    ارسال ها:
    172
    تشکر شده:
    196
    امتیاز دستاورد:
    43
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    محصل
    چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد
    چه نکوتر آنکه مرغ‍‍ــی ز قفـس پریده باشد
    پـر و بـال ما بریدند و در قفـس گشـودند
    چه رها چه بسته مرغی که پرش بریده باشد
    من از آن یکی گـزیدم که بجـز یکی ندیدم
    که میان جمله خوبان به صفت گزیده باشد
    عجب از حبیـبم آید که ملول می نماید
    نکند که از رقیبان سـخنی شـنیده باشد
    اگر از کسی رسیده است به ما بدی بماند
    به کسی مبـاد از ما که بدی رسـیده باشد
     
  4. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏5/9/17
    ارسال ها:
    172
    تشکر شده:
    196
    امتیاز دستاورد:
    43
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    محصل
    نذر کردم تا بیایی هرچه دارم مال تو

    چشم های خسته پر انتظارم مال تو

    یک دل دیوانه دارم با هزاران آرزو

    آرزویم هیچ ، قلب بی قرارم مال تو …..
     
  5. کاربر فوق حرفه ای ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏17/9/17
    ارسال ها:
    3,382
    تشکر شده:
    14,793
    امتیاز دستاورد:
    123
    حرفه:
    •°یک عدد دانشجو در به درِ بی هنر°•
    من از عهد آدم تو را دوست دارم

    از آغاز عالم تو را دوست دارم

    چه شبها من و آسمان تا دم صبح

    سرودیم نم نم: تو را دوست دارم

    نه خطی، نه خالی! نه خواب و خیالی!

    قیصر امین پور
     
  6. کاربر فوق حرفه ای ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏17/9/17
    ارسال ها:
    3,382
    تشکر شده:
    14,793
    امتیاز دستاورد:
    123
    حرفه:
    •°یک عدد دانشجو در به درِ بی هنر°•
    نه تو می مانی و نه اندوه

    و نه هیچیک از مردم این آبادی…

    به حباب نگران لب یک رود قسم،

    و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،

    غصه هم می گذرد،

    آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند…

    لحظه ها عریانند.

    به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز…

    سهراب سپهری
     
  7. کاربر فوق حرفه ای ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏17/9/17
    ارسال ها:
    3,382
    تشکر شده:
    14,793
    امتیاز دستاورد:
    123
    حرفه:
    •°یک عدد دانشجو در به درِ بی هنر°•
    دست عشق از دامن دل دور باد!

    می‌توان آیا به دل دستور داد؟

    می‌توان آیا به دریا حکم کرد

    که دلت را یادی از ساحل مباد؟

    موج را آیا توان فرمود: ایست!

    باد را فرمود: باید ایستاد؟

    آنکه دستور زبان عشق را

    بی‌گزاره در نهاد ما نهاد

    خوب می‌دانست تیغ تیز را

    در کف مستی نمی‌بایست داد

    قیصر امین پور
     
  8. کاربر فوق حرفه ای ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏17/9/17
    ارسال ها:
    3,382
    تشکر شده:
    14,793
    امتیاز دستاورد:
    123
    حرفه:
    •°یک عدد دانشجو در به درِ بی هنر°•
    ترسم که تو هم یار وفادار نباشی

    عاشق کش و معشوق نگه دار نباشی

    من از غم تو هر روز دوصد بار بمیرم

    تو از دل من هیچ خبردار نباشی
     
  9. کاربر فوق حرفه ای ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏17/9/17
    ارسال ها:
    3,382
    تشکر شده:
    14,793
    امتیاز دستاورد:
    123
    حرفه:
    •°یک عدد دانشجو در به درِ بی هنر°•
    بی پنجره ای غریبه ای در وهمی

    عشق است اگر از آن نداری سهمی

    فهمیدن عشق عاشقی می خواهد

    یک بزرگ می شوی و می فهمی
     
  10. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏5/9/17
    ارسال ها:
    172
    تشکر شده:
    196
    امتیاز دستاورد:
    43
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    محصل
    لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است
    وز پی دیدن او دادن جان کار من است
    شرم از آن چشم سیه بادش و مژگان دراز
    هر که دل بردن او دید و در انکار من است
    ساروان رخت به دروازه مبر کان سر کو
    شاهراهیست که منزلگه دلدار من است
    بنده طالع خویشم که در این قحط وفا
    عشق آن لولی سرمست خریدار من است
    طبله عطر گل و زلف عبیرافشانش
    فیض یک شمه ز بوی خوش عطار من است
    باغبان همچو نسیمم ز در خویش مران
    کآب گلزار تو از اشک چو گلنار من است
    شربت قند و گلاب از لب یارم فرمود
    نرگس او که طبیب دل بیمار من است
    آن که در طرز غزل نکته به حافظ آموخت
    یار شیرین سخن نادره گفتار من است