تو میری ولی شعر میشی تو کتابم یه رویای محالِ توی خوابم منم لای ابرا دنبالت میگردم تا شاید یه روز یه جا با بارون بیای بازم
. شاید قشنگیش به همین اتفاقات که افتاده؟ شایدم، نباید این اتفاقات میفتاد. شاید، باید این مسیر این طوری باشه،وگرنه یه راه عادیه. شایدم، خیلی هموار تر میشد رفت این مسیر و. نمیدونم... .
توقع داشت همان لحظه ببخشمش اما من باید به وسعت زخمی که زده بود از او دور میشدم. شاید زمـان می توانست مانند یک کاردک پوستههای آزار دهنده را از لایههای روحم جدا کند، شاید بعدها مجالِ احساسات لطیفتری پیش میآمد.
بُزرگِ عَلوی... بیآ نآاُمید نَشیم.. شآیَد دَردی کِه اِمروز تَحَمل میکُنی رآهِ نِجآتِ تودَر آیَندهِ بآشهِ...
قوی بمان؛ چون همه چیز بهتر خواهد شد. ممکن است امروز هوا طوفانی باشد، اما تا ابد که باران نخواهد بارید ...