1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

گلچین اشعار زیبا

شروع موضوع توسط Mohammad ‏18/11/10 در انجمن اشعار

  1. کاربر اخراج شده ⊘

    تاریخ عضویت:
    ‏7/12/15
    ارسال ها:
    445
    تشکر شده:
    2,668
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    ما زاده ی حسرتیم

    گذشته چون باری بر دوشمان،سنگینی می کند

    از حال فراری ...

    و از اینده جا مانده ایم
     
    -Silence-، Mehdi.Samiya، سایه و 5 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏12/12/15
    ارسال ها:
    3,508
    تشکر شده:
    28,306
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    زن
    یکی خاطراتش را دود میکند.
    یکی
    دلتنگی هایش را،
    و دیگری
    خودش را،
    بی آنکه - حتی-
    سیگاری آتش زده باشد....
     
    -Silence-، Mehdi.Samiya، سایه و 5 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. Red Sparrow مدیر بازنشسته☕ کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/15
    ارسال ها:
    3,252
    تشکر شده:
    27,781
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن
    [​IMG]


    پس کجا ماند
    طلوعی که
    پس از تاریکی ست؟!...
     
    *AliReza*، -Silence-، Mehdi.Samiya و 5 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. Red Sparrow مدیر بازنشسته☕ کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/15
    ارسال ها:
    3,252
    تشکر شده:
    27,781
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن
    [​IMG]

    کشتی و گذر کردی دستان دعا پشتت
    بر گود گلویم ماند جا پای هر انگشتت...
     
    Αli язza، Mehdi.Samiya، سایه و 5 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏10/10/15
    ارسال ها:
    3,455
    تشکر شده:
    4,066
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    کارشناس نظام مهندسی


    راه و رسم عشق


    آنكـــــــــه ســر در كوى او نگذاشته، آزاده نيست


    آنكـــــه جـــــــان نفكنـده در درگاه او، دلداده نيست


    نيستى را بــــــرگزين اى دوست، اندر راه عشق


    رنگ هستى هـــــــــر كه بر رُخ دارد، آدم‏زاده نيست


    راه و رسم عشق، بيرون از حساب ما و تو است


    آنكـه هشيار است و بيدار است، مست باده نيست


    ســــــــر نهــــادن بر در او پا به سر بنهادن است


    هـــر كـه خود را هست داند، پا به سر بنهاده نيست


    ســــالها بـــــــايــــد كـــه راه عشق را پيدا كنى


    ايـــــن ره رنـــــــدان ميخانه است، راه ساده نيست


    خــرقه درويش، همچون تاج شاهنشاهى است


    تـــــاجـــــــــدار و خرقه دار، از رنگ و بو افتاده نيست


    تــــا اسير رنگ و بويى، بــــــــــوى دلبر نشنوى


    هــــــــــــــر كه اين اغلال در جانش بود، آماده نيست



     
    saeed 99، *Mitra* و Boghz از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏10/10/15
    ارسال ها:
    3,455
    تشکر شده:
    4,066
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    کارشناس نظام مهندسی
    قصه مستى


    آنكه دل خــــــــــواهد، درون كعبه و بتخانه نيست


    آنچـــــه جان جويد، به دست صـــوفى بيگانه نيست


    گفته هـــــاى فيلسوف و صوفى و درويش و شيخ


    در خـــــــور وصف جمــــــــــــــال دلبـــر فرزانه نيست


    بــــــــا كــــه گويم راز دل را، از كه جويم وصف يار


    هر چه گويند، از زبـــــــــــان عاشـــق و ديوانه نيست


    هــــــوشمنــــــــــدان را بگو، دفتر ببندند از سخن


    كانچه گويند، از زبــــــــــــــان بيهش و مستانه نيست


    ساغر از دست تو گر نوشم، بَرَم راهى به دوست


    بــــى نصيب آن كس، كه او را ره بر اين پيمانه نيست


    عـــــــــاشقــــــان دانند درد عاشق و سوز فراق


    آنكـــــــــه بر شمع جمالت سوخت، جز پروانه نيست


    حلقـــــه گيســـــو و نـــــــاز و عشوه و خال لبت


    غير مستـــــــــــان، كس نداند غير دام و دانه نيست


    قصــــــــــــــــه مستى و رمز بيخودى و بيهشى


    عاشقـــــــــــان دانند كاين اسطوره و افسانه نيست

     
    saeed 99، *Mitra* و Boghz از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. کاربر اخراج شده ⊘

    تاریخ عضویت:
    ‏28/12/15
    ارسال ها:
    363
    تشکر شده:
    1,885
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    گردشگری
    یک لحظه چشم دوخت به فنجان خالی ام


    آرام وسرد گفت:که در طالع شما...

    قلبم تپید، باز عرق روی صورتم نشست

    گفتم بگو مسافر من میرسد ؟ و یا...

    با چشمهای خیره به فنجان نگاه کرد!

    گفتم چه شد؟ سکوت بود و تکرار لحظه ها

    آخر شروع کرد به تفسیر فال من...

    با سر اشاره کرد که نزدیکتر بیا

    اینجا فقط دو خط موازی نشسته است

    یعنی دو فرد دلشده ی تا ابد جدا

    انگار بی امان به سرم ضربه میزدند

    یعنی که هیچ وقت نمی آید او خدا؟؟؟

    گفتم درست نیست، از اول نگاه کن

    فریاد زد:بفهم رها کرده او تو را....!!!
     
    saeed 99، *Mitra* و Boghz از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏25/4/16
    ارسال ها:
    211
    تشکر شده:
    1,926
    امتیاز دستاورد:
    93
    جنسیت:
    زن
    از حساب و کتاب بازار عشق هیچگاه سر در نیاوردم...
    هنوز نمیدانم چگونه میشود هربار که بی دلیل ترکم میکنی...
    من بدهکارت میشوم!
     
    saeed 99، *Mitra*، " مارال " و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏25/4/16
    ارسال ها:
    211
    تشکر شده:
    1,926
    امتیاز دستاورد:
    93
    جنسیت:
    زن
    نه اینکه حرفی نباشد،هست
    خیلی هم هست اما
    دلشکسته ها میدانند
    غم که به استخوان رسد میشود سکوت...
     
    saeed 99، *Mitra*، " مارال " و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. عاقبت
    دستانمان رو میشود
    با شعرها!
    مثل
    چشمانی که بعد از گریه ها
    پف میکنند!
     
    MajiD.JD، saeed 99، M!TRA و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.