1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

گلچین اشعار زیبا

شروع موضوع توسط Mohammad ‏18/11/10 در انجمن اشعار

  1. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    [​IMG]

    ایستاده ام.نقاشی کن...!

    می خواهم ببینم يك دنيا ، نقش هیچ را چگونه می کشد؟!

    مى خواهم بدانم انگشتهاى تو

    مرا پشت كدام پنجره شهر چشم به راه مى نشاند...​
     
    Boghz، z!ma، کاتیا و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    از پشت این پرده
    خیابان جور دیگری است
    درها
    پنجره ها
    درخت ها
    دیوارها
    و حتی
    قمری تنبل شهری
    همه می دانندمن سال‌هاست
    چشم به راه کسی سرم به کار کلمات خودم گرم است
    تو را به اسم آب،
    تو را به روح روشن دریا،
    به دیدنم بیا،
    مقابلم بنشین
    بگذار آفتاب از کنار چشم‌های کهن‌سال من بگذرد
    من به یک نفر از فهم اعتماد محتاجم
    من از اینهمه نگفتن بی تو خسته‌ام
    خرابم
    ویرانم
    واژه برایم بیاور بی انصاف
    چه تند می‌زند این نبض بی‌قرار
    باید برای عبور از اینهمه بیهودگی
    بهانه بیاورم

    بحث دیگری هم هست
    یک شبی
    ک نفر شبیه تو
    از چشمه انار
    برایم پیاله آبی آورد
    گفت
    تشنگی‌های تو راآسمان هزار اردیبهشت هم
    تحمل نخواهد کرد
    او به جای تو امده بود
    اما من از اتفاق آرام آب فهمیدم
    ماه
    سفیر کلمات سپیده دم است
    دارد صبح می شود
    دیدار آسان کوچه
    دیدار آسان آدمی
    و درها
    پنجره ها
    درخت ها
    دیوارها
    هی تکرار
    چشم به راه کی
    تا کی؟

    "سید علی صالحی"
     
    Boghz، shirin 333، yasamann و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    می توان تلخ تر از دوری ات
    اندوهی را تصور کرد؟
    گُمان می کنم نه!
    وَ اما جواب تو آری ست ..
    می شد تورا نداشت
    می شد پیش تر از اینها
    دستت را از دست داد ..

    تو از من جلوتر ایستاده ای
    به اندازه ی خوابِ نوزادی در گهواره
    به قدری که آفتابِ فردا را پیش از من نوازش کنی

    تو راست می گفتی
    می شد تلخ تر هم این روزها می گذشت
    بماند که این فصل
    بی تو گذشت ....
     
    m naizar، Boghz، Mehdi.Samiya و 5 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. Red Sparrow مدیر بازنشسته☕ کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/15
    ارسال ها:
    3,252
    تشکر شده:
    27,781
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن
    من پر از دردهای موضعی ام...
    طول درمان برای من بنویس!
    خون به چشمم رسیده میفهمی؟!
    "باز باران" برای من بنویس
    ...
     
    m naizar، Boghz، Mehdi.Samiya و 6 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏12/12/15
    ارسال ها:
    3,508
    تشکر شده:
    28,306
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    زن
    همیشه بر آنم
    تا دل كسى را نشكنم
    وقتى به خودم نگاه مى كنم
    تكه تكه ام ...
    #ایلهان_برک
     
    Sanazz، Boghz، -Silence- و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    [​IMG]

    خون به دل

    خاک به سر

    آه به لب

    اشک به چشم

    بی جمال تو

    چه ها

    بر من مسکین آمد...​
     
    Boghz، z!ma، وضعیت سفید و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. Red Sparrow مدیر بازنشسته☕ کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/15
    ارسال ها:
    3,252
    تشکر شده:
    27,781
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن
    خدا بزرگه[​IMG]
     
    Boghz، z!ma، وضعیت سفید و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. [​IMG]
     
    Boghz، *Mitra*، z!ma و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    شب را نوشیده ام

    و بر این شاخه های شکسته می گریم.

    مرا تنها گذار

    ای چشم تبدار سرگردان !

    مرا با رنج بودن تنها گذار.

    مگذار خواب وجودم را پر پر کنم.

    مگذار از بالش تاریک تنهایی سر بردارم

    و به دامن بی تار و پود رویاها بیاویزم.


    سپیدی های فریب

    روی ستون های بی سایه رجز می خوانند.

    طلسم شکسته خوابم را بنگر

    بیهوده به زنجیر مروارید چشم آویخته.

    او را بگو

    تپش جهنمی مست !

    او را بگو: نسیم سیاه چشمانت را نوشیده ام.

    نوشیده ام که پیوسته بی آرامم.

    جهنم سرگردان!

    مرا تنها گذار.

    "سهراب سپهری"
     
    Boghz، shirin 333، yasamann و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. Red Sparrow مدیر بازنشسته☕ کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/15
    ارسال ها:
    3,252
    تشکر شده:
    27,781
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن
    پیش بیا ، پیش بیا ، پیشتر
    تا که بگویم غم دل بیشتر
    دوست ترت دارم از هر چه دوست
    ای تو به من از خود من خویشتر
    دوست تر از آنکه بگویم چقدر
    بیشتر از بیشتر از بیشتر
    ...
     
    lord of dakness، m naizar، Boghz و 6 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.