1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

گلچین اشعار زیبا

شروع موضوع توسط Mohammad ‏18/11/10 در انجمن اشعار

  1. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏29/1/15
    ارسال ها:
    1,757
    تشکر شده:
    12,857
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    با پای دل قدم زدن آن هم کنار تو
    باشد که خستگی بشود شرمسار تو
    در دفتر همیشه ی من ثبت می شود
    این لحظه ها عزیزترین یادگار تو
    تا دست هیچ کس نرسد تا ابد به من
    می خواستم که گم بشوم در حصار تو
    احساس می کنم که جدایم نموده اند
    همچون شهاب سوخته ای از مدار تو
    آن کوپه ی تهی منم آری که مانده ام
    خالی تر از همیشه و در انتظار تو
    این سوت آخر است و غریبانه می رود
    تنهاترین مسافر تو از دیار تو
    هر چند مثل اینه هر لحظه فاش تر
    هشدار می دهد به خزانم بهار تو
    اما در این زمانه عسرت مس مرا
    ترسم که اشتباه بسنجد عیار تو
    از هر طرف نرفته به بن بست می رسیم
    نفرین به روزگار من و روزگار تو

    محمد علی بهمنی
     
    !!AMINKHAN!!، ƊЄҲƬЄƦ، m@tina و 5 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏29/1/15
    ارسال ها:
    1,757
    تشکر شده:
    12,857
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    شب ها که سکوت است و سکوت است و سیاهی
    آوای تو می خوانَدَم از لایتـناهی
    آوای تو می آرَدَم از شوق به پرواز
    شب ها که سکوت است و سکوت است و سیاهی
    امواج نوای تو به من می رسد از دور
    دریایی و من، تشنه ی مهرِ تو، چــو ماهی
    دیدارِ تو گر صبحِ ابد هم دهَدَم دست
    من سرخوشم از لذتِ این چشم به راهی...

    فريدون مشيري
     
    !!AMINKHAN!!، ƊЄҲƬЄƦ، وضعیت سفید و 5 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏11/7/15
    ارسال ها:
    495
    تشکر شده:
    5,540
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    Office support Supervisor
    رفته بوديم که دور از انظار ديگران ، ساعتی با سرگردانی يک عشق بی پناه ، زير روشنايی مات ماه ، گردش کنيم ...
    آسمان کاملا صاف بود . مهذا ، پاره ابری سياه ، صورت نازنين ماه را ، در سياهی خود ناپديد کرد ... گفتم : آسمان به اين صافی ، معلوم نيست اين قطعه ابر سياه ، از گريبان ما چه مي خواهد ، ... اشاره به ابر کرد ، آهی کشيد وگفت : آن؟
    آن ابر نيست ! عصارهاست . عصاره ی ناله های پنهانی عشاق واقعی است ... روی ماه را پوشانده است ، تاماه شاهد عشق دروغ من و تو نباشد.

    ___________________________________________________________________
    کارو​
     
    ƊЄҲƬЄƦ، وضعیت سفید، m@tina و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. داره راه میوفته!

    تاریخ عضویت:
    ‏18/1/15
    ارسال ها:
    33
    تشکر شده:
    134
    امتیاز دستاورد:
    33
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    حسابرس
    عشق خر/حوصله سر/ وقت پر...
    سر درد / مغذ هنگ / دل تنگ / چشم تر / گوش کر / مخ رد....

    دست سرد...
    رنگ زرد...
    حرف تلخ...
    قلب یخ / شب گند/ نبض بد / اشک گرم...
    زجر...درد...
    نم نم ... خستم ...

    قبر تنگ!!!
     
    jila_s، میترا، ƊЄҲƬЄƦ و 5 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏11/7/15
    ارسال ها:
    495
    تشکر شده:
    5,540
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    Office support Supervisor

    [​IMG]
    عکس از:شیرین نشاط

    شهیار قنبری

    لالا لالا دیگه بسه گل لاله
    بهار سرخ امسال مثل هرساله
    هنوزم تیر و ترکش قلبو میشناسه
    هنوزم شب زیر سرب و چکمه می ناله

    نخواب آروم گل بی خار و بی کینه
    نمی بینی نشسته گوله تو سینه
    آخه بارون که نیس،رگبار باروته
    سزای عاشق های خوب ما اینه؟

    نترس از گوله ی دشمن گل لادن
    که پوست شیره پوست سرزمین من
    اجاق گرم سرمای شب سنگر
    دلیل تا سپیده رفتن و رفتن

    نخواب آروم گل بادوم ناباور
    گل دلنازک خسته،گل پر پر
    نگو باد ولایت پر پرت کرده
    دلاور قد کشیدن رو بگیر از سر

    دوباره قد بکش تا اوج فواره
    نگو این ابر بی بارون نمی ذاره
    مث یار دلاور نشکن از دشمن
    ببین سر می شکنه تا وقتی سر داره

    نذاشتن هم صدایی رو بلد باشیم
    نذاشتن حتی با همدیگه بد باشیم
    کتابای سفیدو دوره می کردیم
    که فکر شبکلاهی از نمد باشیم

    نگو رفت تا هزار آفتاب هزار مهتاب
    نگو کو تا دوباره بپریم از خواب
    بخون با من نترس از گلوله ی دشمن
    بیا بیرون بیا بیرون از این مرداب

    نگو تقوای ما تسلیم و ایثاره
    نگو تقدیر ما صد تا گره داره
    به پیغام کلاغای سیا شک کن
    که شب جز تیرگی چیزی نمی آره

    نخواب وقتی که هم بغضت به زنجیره
    نخواب وقتی که خون از شب سرازیره
    بخون وقتی که خوندن معصیت داره
    بخون با من،بیا تا من،نگو دیره

    سکوت شیشه های شب غمی داره
    ولی خشم تو مشت محکمی داره
    عزیز جمعه های عشق و آزادی
    کلاغ پر بازی با تو عالمی داره

    نخواب ای حسرت سفره گل گندم
    نباش تو دالونای قصه سردرگم
    نخواب رو بالش پرهای پروانه
    که فریاد تو رو کم دارن این مردم!

    لالا لالا دیگه بسه گل لاله​
     
    jila_s، میترا، ƊЄҲƬЄƦ و 7 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. داره راه میوفته!

    تاریخ عضویت:
    ‏18/1/15
    ارسال ها:
    33
    تشکر شده:
    134
    امتیاز دستاورد:
    33
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    حسابرس
    انسان های بزرگ دو دل دارند...
    دلی که درد می کشد و پنهان است...
    و
    دلی ک می خندد و آشکار است...
     
    jila_s، میترا، ƊЄҲƬЄƦ و 7 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. داره راه میوفته!

    تاریخ عضویت:
    ‏18/1/15
    ارسال ها:
    33
    تشکر شده:
    134
    امتیاز دستاورد:
    33
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    حسابرس
    چه زیبا گفت دکتر شریعتی:
    در دنیایی که روزی روح خودم مرا ترک میکند....
    انتظار از دیگران نباید داشت...
     
    jila_s، میترا، ƊЄҲƬЄƦ و 6 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. داره راه میوفته!

    تاریخ عضویت:
    ‏18/1/15
    ارسال ها:
    33
    تشکر شده:
    134
    امتیاز دستاورد:
    33
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    حسابرس
    گاهی عمر تلف می شود به پای یک احساس....
    کاهی احساس تلف می شود به پای یک عمر....
    و چه عذابی می کشد کسی که هم عمرش تلف می شود هم احساسش...
     
    jila_s، میترا، ƊЄҲƬЄƦ و 7 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. داره راه میوفته!

    تاریخ عضویت:
    ‏18/1/15
    ارسال ها:
    33
    تشکر شده:
    134
    امتیاز دستاورد:
    33
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    حسابرس
    دلتنگی فقط یک اسم مستعار است...
    برای تمام حس هایی که اسمشان را نمی دانیم...
    و هر کدامشان برای خود یک دلتنگی اند!!!
     
    jila_s، میترا، ƊЄҲƬЄƦ و 7 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. داره راه میوفته!

    تاریخ عضویت:
    ‏18/1/15
    ارسال ها:
    33
    تشکر شده:
    134
    امتیاز دستاورد:
    33
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    حسابرس
    نیما یوشیج در جشن تولد یک سالگی پسرش گفت:
    یک بهر ، یک تابستان ، یک پاییز و یک زمستان را دیدی!!!
    از این پس همه چیز تکراریست....
    جز
    مهربانی
     
    jila_s، میترا، ƊЄҲƬЄƦ و 7 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.