پاسخ : شعرهای زیبا پـایـیــز رفـتــه هــای مـرا آورد بـه یــاد غمـهــای جـان فــزای مـرا آورد به یاد مرگ بهار و سبـزه و گل ، مرگ خرمی مـــرگ امــیــدهای مــرا آورد به یاد آن بـرگ کــز تــن شــــاخـی شــود جـدا یــار ز مـــن جــدای مرا آورد به یاد گلهـای بی وفـا کـه از ایـن بـاغ رفـتـه اند دلــدار بی وفــــای مــرا آورد به یاد کوهی که زیـر خیـمـه ابـر آرمـیده است غـمـهــای دیـــرپای مــرا آورد به یاد هـوهـوی تـلخ بــاد و هـیـاهـوی نـاودان زاری و هـای هـای مــرا آورد به یاد پاییز پیر زرد رخ این فصل غم پرست غمهــا ، گذشته های مــرا آورد به یاد
پاسخ : شعرهای زیبا آدم ها باید توی زندگیشان پای خیلی چیزها بایستند. پای حرف هایی که می زنند، قول هایی که می دهند، اشتباهاتی که می کنند، احساساتی که بروز می دهند، نگاه هایی که از عمق جان می کنند، ... نوازش هایی که با سرانگشتانشان می کنند، دوستت دارم هایی که می گویند، زندگی هایی که می بخشند، عشق هایی که نثار می کنند. آدم ها باید توی زندگیشان پای انتخاب هایشان بایستند. زندگی مواجهه ی ابدی آدم هاست با انتخاب هایشان.
پاسخ : شعرهای زیبا بعد از اين بگذار قلب بي*قراري بشكند گل نمي*رويد، چه غم گر شاخساري بشكند بايد اين آيينه را برق نگاهي مي*شكست پيش از آن ساعت كه از بار غباري بشكند گر بخواهم گل برويد بعد از اين از سينه*ام صبر بايد كرد تا سنگ مزاري بشكند شانه*هايم تاب زلفت را ندارد، پس مخواه تخته*سنگي زير پاي آبشاري بشكند كاروان غنچه*هاي سرخ، روزي مي*رسد قيمت لبهاي سرخت روزگاري بشكند
پاسخ : شعرهای زیبا ماتم ســـوم هفتــــم چهلـــم ســـــال . . . چنـــد ســــال دیگــــر بایــــد عــــزادار نبـــودن هایـــــت باشــــــم . . .؟
پاسخ : شعرهای زیبا بیهوده انتظار تو را دارم دانم دگر تو بازنخواهی گشتهر چند اینجا بهشت شاد خدایان است بی تو برای من این سرزمین غم زده زندان است
پاسخ : شعرهای زیبا عـاصی شدم ، بریـده ام از اینهمه عـذاب از گـریـه هـای هـرشبـه ام روی رختـخواب ده سال مـی شود کـه بـرایـم غـریبـه ای ده سال مـی شود کـه خـرابـم...فقـط خـراب شایـد تـو هـم شبیـه دلـم درد می کشی شاید تـو هـم همیشـه خـودت را زدی بـه خـواب از مـن چـه دیـده ای کـه رهـایـم نمی کنـی؟ جـز بیقـراری و غـم و انـدوه و اعتصـاب؟ جــز فکـرهـای منفـی و تصمیـم هـای بـد جـز قـرصهـای صـورتـی ضـد اضطـراب؟ اصـلا تـو بـهترین بشـری!!مـن بـدم بـدم! بگـذار تـا فرو بـروم تــــوی منــجلاب
پاسخ : شعرهای زیبا از خانه که می آیی یک دست مال سفید پاکتی سیگار گزیده شعر فروغ و تحملی طولانی بیاور احتمال گریستن ما بسیار است ....
پاسخ : شعرهای زیبا بچه که بودم از جریمه های نانوشته که بگذریم سلمانی و ساعت و سیب سکه و سلام و سکوت و سبزی صدای بهار هفت سین سفره ی من بود بچه که بودم دلم برای آن کلاغ پیر می سوخت که آخر هیچ قصه ای به خانه نمی رسید بچه که بودم تنها ترس ساده ام این بود که سه شنبه شب آخر سال باران بیاید بچه که بودم آسمان آرزو آبی و کوچه ی کوتاهمان پر از عبور چتر و چلچراغ و چلچله بود
پاسخ : شعرهای زیبا [COLOR=#282d2f][COLOR=#282d2f][COLOR=#282d2f][COLOR=#282d2f][COLOR=#282d2f]دوست داشتن، صدای چرخاندن کلید است در قفل. عشق، باز نشدن آن. کاری که ما بلدیم اما... باز کردن در است با لگد...[/COLOR][/COLOR][/COLOR][/COLOR][/COLOR]
پاسخ : شعرهای زیبا [COLOR=#282d2f][COLOR=#282d2f][COLOR=#282d2f][COLOR=#282d2f][COLOR=#282d2f][COLOR=#282d2f][SIZE=3]دل خوشم با غزلی تازه همینم کافی ست تو مرا باز رساندی به یقینم کافی ست قانعم،بیشتر از این چه بخواهم از تو گاه گاهی که کنارت بنشینم کافی ست گله ای نیست من و فاصله ها همزادیم گاهی از دور تو را خوب ببینم کافی ست آسمانی! تو در آن گستره خورشیدی کن من همین قدر که گرم است زمینم کافی ست من همین قدر که با حال و هوایت گهگاه برگی از باغچه ی شعر بچینم کافی ست فکر کردن به تو یعنی غزلی شور انگیز که همین شوق مرا، خوب ترینم! کافی ست ..[/SIZE][/COLOR][/COLOR][/COLOR][/COLOR][/COLOR][/COLOR]