1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

وصف حال خودت از زبان شعر

شروع موضوع توسط minaaa ‏10/12/10 در انجمن اشعار

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏18/9/23
    ارسال ها:
    4,849
    تشکر شده:
    5,044
    امتیاز دستاورد:
    128
    تو بگو ماه کجاست؟
    تو مرا خانه ببر، دل من نابیناست
    تو بگو آه چه طعمی دارد؟
    تو بگو ابر چرا می‌بارد؟
    باد در گوش درخت،چه آوازی می‌خواند؟
    سرو شیراز چرا آزاد است؟
    بر لب خار چرا فریاد است؟
    این چه شهری است؟ همان جابلقاست
    ما کجا گمشده‌ایم؟
    ته بن بست،چرا ناپیداست؟
    تو بگو ماه کجاست؟ تو مرا خانه ببر
    دل من نابیناست...
     
    Anoosh از این پست تشکر کرده است.
  2. کاربر ویژه کاربر اخراج شده ⊘ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏18/4/19
    ارسال ها:
    13,042
    تشکر شده:
    37,170
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    مرد
    تو را می‌خواهم و دانم که هرگز
    به کام دل در آغوشت نگیرم
    تویی آن آسمان صاف و روشن
    من این کنج قفس، مرغی اسیرم
    ز پشت میله‌های سرد و تیره
    نگاه حسرتم حیران به رویت
    در این فکرم که دستی پیش آید
    و من ناگه گشایم پر به سویت

    فروغ فرخزاد
     
    M @ H @ K از این پست تشکر کرده است.
  3. کاربر ویژه کاربر اخراج شده ⊘ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏18/4/19
    ارسال ها:
    13,042
    تشکر شده:
    37,170
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    مرد
    من از آن روز که دربند توام آزادم
    پادشاهم که به دست تو اسیر افتادم
    همه غم‌های جهان هیچ اثر می‌نکند
    در من از بس که به دیدار عزیزت شادم

    سعدی
     
    M @ H @ K از این پست تشکر کرده است.
  4. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏21/10/15
    ارسال ها:
    20,057
    تشکر شده:
    84,742
    امتیاز دستاورد:
    244
    جنسیت:
    زن
    این "دل "اگر کم است...بگو "سر" بیاورم
    یا امر کن که یک " دل " دیگر بیاورم

    خیلی خلاصه عرض کنم " دوست دارمت"
    دیگر نشد عبارت بهتر بیاورم...

    #سیدمهدی‌موسوی
     
    Anoosh از این پست تشکر کرده است.
  5. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏21/10/15
    ارسال ها:
    20,057
    تشکر شده:
    84,742
    امتیاز دستاورد:
    244
    جنسیت:
    زن
    ویرانه دل ماست
    که با هر نگه دوست،،،

    صد بار بنا گشت
    و دگر بار فرو ریخت!!!


    #سعدی
    ‎‌‌‌‌‌‎‌
     
    Anoosh از این پست تشکر کرده است.
  6. کاربر ویژه کاربر اخراج شده ⊘ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏18/4/19
    ارسال ها:
    13,042
    تشکر شده:
    37,170
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    مرد
    دلم برای کسی تنگ است
    که آفتاب صداقت را
    به میهمانی گلهای باغ می‌آورد
    و گیسوان بلندش را به بادها می‌داد
    و دستهای سپیدش را به آب می‌بخشید
     
    M @ H @ K از این پست تشکر کرده است.
  7. کاربر ویژه کاربر اخراج شده ⊘ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏18/4/19
    ارسال ها:
    13,042
    تشکر شده:
    37,170
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    مرد
    دلم برای کسی تنگ است
    که چشمهای قشنگش را
    به عمق آبی دریای واژگون می‌دوخت
    و شعرهای خوشی چون پرنده‌ها می‌خواند​
     
    M @ H @ K از این پست تشکر کرده است.
  8. کاربر ویژه کاربر اخراج شده ⊘ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏18/4/19
    ارسال ها:
    13,042
    تشکر شده:
    37,170
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    مرد
    من به هنگام شکوفایی گلها در دشت
    باز برمی‌گردم
    و صدا می‌زنم:
    آی
    باز کن پنجره را
    باز کن پنجره را
    در بگشا
    که بهاران آمد
    حمید مصدق
     
    M @ H @ K از این پست تشکر کرده است.
  9. کاربر ویژه کاربر اخراج شده ⊘ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏18/4/19
    ارسال ها:
    13,042
    تشکر شده:
    37,170
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    مرد
    یک شب ز ماورای سیاهی ها
    چون اختری بسوی تو می آیم
    بر بال بادهای جهان پیما
    شادان به جستجوی تو می آیم

    سر تا بپا حرارت و سرمستی
    چون روزهای دلکش تابستان
    پر می کنم برای تو دامان را
    از لاله‌های وحشی کوهستان

    یک شب ز حلقه‌ای که بدر کوبند
    در کنج سینه قلب تو می لرزد
    چون در گشوده شد، تن من بی تاب
    در بازوان گرم تو می لغزد

    دیگر در آن دقایق مستی بخش
    در چشم من گریز نخواهی دید
    چون کودکان نگاه خموشم را
    با شرم در ستیز نخواهی دید


    فروغ
     
  10. کاربر ویژه کاربر اخراج شده ⊘ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏18/4/19
    ارسال ها:
    13,042
    تشکر شده:
    37,170
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    مرد
    یک شب چو نام من بزبان آری
    می خوانمت به عالم رؤیائی
    بر موج‌های یاد تو می رقصم
    چون دختران وحشی دریائی

    یک شب لبان تشنه من با شوق
    در آتش لبان تو می سوزد
    چشمان من امید نگاهش را
    بر گردش نگاه تو می دوزد

    از زهره، آن الهه افسونگر
    رسم و طریق عشق می آموزم
    یک شب چو نوری از دل تاریک ی
    در کلبه ات شراره می افروزم

    آه، ای دو چشم خیره بره مانده
    آری ، منم که سوی تو می آیم
    بر بال بادهای جهان پیما
    شادان به جستجوی تو می آیم