بیا زندگیو بدزدیم بریم یه جا از غصه به دور، تو برفو بارون، عطرِ چایو قهوه، و بیخیالیِ مطلق، دورمون حصار بکشیم..✨
But I’m tired, I will always be afraid Of the damage I’ve received Broken promises they made And how blindly I believed
من بي مي ناب زيستن نتوانم بي باده کشيده بارتن نتوانم من بنده ي آن دمم که ساقي گويد يک جامِ دگر بگير و من نتوانم
روزها فکر من این است و همه شب سخنم که چرا غافل از احوال دل خویشتنم؟ از کجا آمده ام؟ آمدنم بهر چه بود؟ به کجا می روم آخر ننمایی وطنم مانده ام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا یا چه بوده است مراد وی از این ساختنم
ما در ره عشق تو اسيران بلاييم كس نيست چنين عاشق بيچاره كه ماييم بر ما نظري كن كه در اين شهر غريبيم بر ما كرمي كن كه در اين شهر گداييم زهدي نه كه در كنج مناجات نشينيم وجدي نه كه در گرد خرابات برآييم نه اهل صلاحيم و نه مستان خرابيم اينجا نه و آنجا نه كه گوييم كجاييم حلاج وشانيم كه از دار نترسيم مجنون صفتانيم كه در عشق خداييم ترسيدن ما هم چو از بيم بلا بود اكنون ز چه ترسيم كه در عين بلاييم ما را به تو سريست كه كس محرم آن نيست گر سر برود سر تو با كس نگشاييم ما را نه غم دوزخ و نه حرص بهشت است بر دار ز رخ پرده كه مشتاق لقاييم دریاب دل شمس خدا مفتخر تبریز رحم آر که ما سوختهی داغ خداییم "مولانا"