1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

وصف حال خودت از زبان شعر

شروع موضوع توسط minaaa ‏10/12/10 در انجمن اشعار

  1. کاربر اخراج شده ⊘

    تاریخ عضویت:
    ‏28/12/15
    ارسال ها:
    363
    تشکر شده:
    1,885
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    گردشگری
    من آن موجم که آرامش ندارم
    به آسانی سر سازش ندارم

    هميشه در گريز و در گذارم
    نمی مانم به يکجا بی قرارم

    سفر يعنی من و گستاخی من
    هميشه رفتن و هرگز نماندن

    هزاران ساحل و ناديده ديدن
    به پرسش های بی پاسخ رسيدن

    من از تبار دریا از نسل چشمه سارم
    رها تر از رهایی حصار بی حصارم

    ساحل حصار من نیست
    پایان کار من نیست

    همدرد و یار من نیست
    کسی که یار من نیست در انتظار من نیست

    صدای زنده بودن در خروشم
    به ساحل چون می یایم خموشم

    به هنگامی که دنیا فکر ما نیست
    برای مرگ هم در خانه جا نیست

    اگر خاموش بشینم روا نیست
    دل از دریا بریدن کار ما نیست
     
    سایه و *Mitra* از این پست تشکر کرده اند.
  2. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    هوایی شده ام
    دلم دوباره سیب می خواهد
    پدرم راست می گفت؛
    من هیچ وقت آدم نمی شوم!..
     
    OnlineBoy و *Mitra* از این پست تشکر کرده اند.
  3. Sefre Kellvin

    تاریخ عضویت:
    ‏10/1/13
    ارسال ها:
    3,041
    تشکر شده:
    17,426
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    منمو یه آسمون صاف
    شده سقف واسه خونه هام
    منمو یه قلمو ورقو دستای پشته پرده

    منم اون پسرک خام
    پسر نا خلف بابام
    واسمم مهم نیست امروز جمعس یا سه شنبه

    گور بابای غم ، من میرسم به چیزی که لایقم
    شاید توی زندگیمم له شدم ولی
    تموم میشه با خنده...
     
    *Mitra*، m naizar و سایه از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    مثل آدمی شده‌ام که آتش گرفته؛
    اگر بایستد،
    می‌سوزد؛
    اگر بدود،
    بیشتر می‌سوزد...
     
    کاتیا، *Mitra*، Shahab و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏30/7/15
    ارسال ها:
    292
    تشکر شده:
    2,154
    امتیاز دستاورد:
    93
    ...
    هر بار
    به اسم کوچکم صدا بزن
    مرا" حواصیل " بخوان
    پرنده ای که بارها از کوچ باز مانده ...
    یا " رضاییه "
    در یاچه ای که هر روز
    دلش بیشتر شور میزند ...

    تک " درخت سپیدار " باغچه ی پدر بزرگ
    آخرین " فشنگ " سرباز خسته از جنگ
    یا تکه " ابری" سیاه
    که لک کرده دامان آبی آسمان را ...
    اسم های زیادی دارم
    ولی تو
    بی هیچ نگرانی
    مرا بارها صدا بزن!
    تنهایی
    شهرت من است
    و این نام های کوچک
    اصلیتم را پنهان نمی کند ...
     
    کاتیا، *Mitra*، سایه و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪

    تاریخ عضویت:
    ‏29/7/15
    ارسال ها:
    21,429
    تشکر شده:
    100,226
    امتیاز دستاورد:
    148
    جنسیت:
    مرد

    دلتنگم و دیدار تو درمان من است
    بی رنگ رخت زمانه زندان من است
    بر هیچ دلی مبـاد و بر هیچ تنی
    آنچ از غم هجران تو بر جان من است
    مولوی


     
    کاتیا، *Mitra*، Shahab و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    دلتنگی یعنی امروز......
     
    *Mitra* و OnlineBoy از این پست تشکر کرده اند.
  8. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    امشَب
    دلم آرزوی تُو دارد
    نجوا کنان و بی آرام

    خوش با خُدایش
    می‌نالد و
    گفت و گوی تُو دارد....

    "اخوان ثالث"
     
    کاتیا، *Mitra*، Shahab و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. کاربر فوق حرفه ای ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏15/9/14
    ارسال ها:
    2,516
    تشکر شده:
    16,138
    امتیاز دستاورد:
    121
    توی ده شلمرود فلفلی مرغش تک بود
    یه ده بودو یه فلفلی
    یه مرغ زرد کاکلی
    :))
    وصف حال منههههه:d
    به من چه خب الان تو ذهنم این شعر اومد فقط والا
    :))
     
    *Mitra*، m naizar و کاتیا از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. کاربر فوق حرفه ای ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏15/9/14
    ارسال ها:
    2,516
    تشکر شده:
    16,138
    امتیاز دستاورد:
    121
    Yine seni sevmekten başka
    Hiçbir şey yapmadım bugün
    Eni konu çaldı telefonlarım
    Boşver bakmadım bugün

    دوباره به غیر از دوست داشتنت،
    امروز هیچ کاری نکردم
    امروز تلفنم همش زنگ خورد،
    بیخیال، چِکِش نکردم

    Ne gazete okudum ne de bi haber
    Derdi yasakladım bugün
    Kaç öpücük olmuş inanamazsın
    Aşkı hesapladım bugün
    Dün geceyle tam 3 ay 1 gün

    نه روزنامه خوندم و نه خبری گوش دادم
    امروز جلوی درد رو گرفتم
    نمیتونی باور کنی که چند بوسه شده
    عشقم رو امروز حساب و کتاب کردم
    با شب قبل دقیقا سه ماه و یک روز

    Ben dünyanın en büyük aşığı olabilirim
    Ben koynunda 100 sene 1000 sene durabilirim
    Ben Leyla’ı Mecnun’u Ferhat’ı Aslı’yı
    Kerem’i bilmem ama
    Bağdat’ı iki gözüm kapalı bulabilirim

    من میتونم بزرگترین عاشق دنیا باشم
    من میتونم تو آغوشت ۱۰۰ سال ۱۰۰۰ سال بمونم
    من، لیلا و مجنون و فرهاد و آسلی و
    کرم رو نمیدونم اما
    میتونم چشم بسته راه بادات رو پیدا کنم

    :))
     
    *Mitra*، m naizar، سایه و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.