گاهی ندونسته گاهی میوفتیم وسط یک دوراهی گاهی وقتا همه چیز درسته اما انگار خود تو اشتباهی مثل یک بازی خیلی ساده، مهره ها رو مهره بعدی افتاده حتی کار من نیست که بگم چی خوبه چی بد اما، همه گاهی سواریم یه وقتا هم پیاده من دیگه نیستم بسه این بازی من دیگه نیستم تو هم می بازی میشه مهره ها رو یکم آسون تر انداخت میشه آسون ترم جا زد میشه آسون ترم باخت کنار هم گاهی میشه آسون ترم موند با ریتم این بازی میشه بلند بلند خوند
عمری به هر کوی و گذر گشتم که پیدایت کنم اکنون که پیدا کرده ام بنشین تماشایت کنم بنشین که با هر نظر با چشم دل با چشم سر هر لحظه خود را مست از روی زیبایت کنم « آرمان گرشاسبی »
لب خندان تو، برق چشمان تو، برده قرار از دل عاشق زارم با من بی نوا، بیش از اینم جفا، دگر مکن یارم ای گل ارغوان، همچو سرو چمان، ای در شب تار من روشنایی بت چین و ختن، روح و جانی به تن، دل می ربایی آتش زده ای بر دل وای از من و آه از دل زندگی بی تو شده بی حاصل دل شده مجنون، چه کنم با دل مستم ز نگاه تو زان چشم سیاه تو حبیبم افتاده به چاه تو صنما سرگشته ی راه تو از عشقت آرام جان، شده ام شیدای زمان من ز سودای وصل تو گشتهام رسوای جهان رفت از دستم اختیار، بردی از من صبر و قرار در شب و روز تار من، مه و خورشیدی ای نگار آتش زده ای بر دل وای از من و آه از دل زندگی بی تو شده بی حاصل دل شده مجنون، چه کنم با دل مستم ز نگاه تو زان چشم سیاه تو حبیبم افتاده به چاه تو صنما سرگشته ی راه تو با صدای همایون شجریان شاعر و آهنگساز، محمدجواد ضرابیان