1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

زندگینامه احمد شاملو+اشعار

شروع موضوع توسط sabi ‏1/4/11 در انجمن معرفی شخصیتها، زندگینامه و کتاب

  1. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/10
    ارسال ها:
    520
    تشکر شده:
    44
    امتیاز دستاورد:
    0
    [​IMG]

    احمد شاملو، در ۲۱ آذر ماه سال ۱۳۰۴ هجري شمسي در تهران متولد شد. دوره کودکي را به خاطر شغل پدرش که افسر ارتش بود و هر چند وقت را در جايي ماموريت مي رفت، در شهرهايي چون رشت، سميرم، اصفهان، آباده و شيراز گذراند.
    آموزشهاي دبستاني را در شهرهاي خاش و زاهدان و مشهد، و بخشي از دوره دبيرستان را در بيرجند، مشهد و تهران گذراند. در سال ۱۳۳۱ به همراه پدرش، که براي سروسامان دادن تشکيلات از هم پاشيده ژاندارمري به گرگان و ترکمن صحرا انتقال يافته بود، به آنجا مي رود و همزمان با تحصيل در فعاليتهاي سياسي مناطق شمال شرکت مي کند.
    وي به خاطر طرفداري از آلمانها و ضديت با متفقين، در تهران دستگير مي شود و به زندان شوروي ها در رشت منتقل ميشود. پس از آزادي از زندان به همراه خانواده به رضائيه مي رود و کلاس چهارم دبيرستان را در آنجا سپري مي کند و پس از بازگشت به تهران، براي هميشه تحصيلات مدرسي را رها مي کند.
    ازدواج نخست اول در سال ۱۳۲۶ صورت گرفت که ثمره آن چهار فرزند به نامهاي سياوش، سيروس، سامان و ساقي است. در همين سال مجموعه اشعار «آهنگ هاي فراموش شده» از وي منتشر مي شود. در سال ۱۳۳۰ شعر بلند ۲۲ و مجموعه اشعار «قطعنامه» و در سال ۱۳۳۲ «آهن و احساس» را منتشر مي کند.
    در سال ۱۳۳۳ به جرم سياسي مدت چهارده ماه در زندان موقت شهربانب و زندان قصر محبوس مي گردد.
    ازدواچ دوباره او در سال ۱۳۳۶ چهار سال بيشتر دوام نمي آورد و کار به جدايي مي کشد، تا اينکه در سال ۱۳۴۱ با آيدا آشنا مي شود و اين آشنايي در سال ۱۳۴۳ به ازدواج با او مي انجامد.
    بين سالهاي ۱۳۳۶ تا ۱۳۷۶ دفترهاي متعددي از اشعار شاملو منتشر ميشود: «هواي تازه /۱۳۳۶»، «باغ آينه/ ۱۳۳۹»، «آيدا در آينه» و «لحظه ها و هميشه/ ۱۳۴۳»، «آيدا: درخت و خنجر و خاطره/ ۱۳۴۴»، «ققنوس در باران/ ۱۳۴۵»، «مرثيه هاي خاک/ ۱۳۴۸»، «شکفتن در مه/ ۱۳۴۹»، «ابراهيم در آتش/ ۱۳۵۲»، «از هوا و آينه ها/ ۱۳۵۳»، «دشنه در ديس/ ۱۳۵۶»، «ترانه هاي کوچک غربت/ ۱۳۵۹»، «مدايح بي حوصله/ ۱۳۷۱» و «در آستانه/ ۱۳۷۶».
    شاملو علاوه بر شاعري، در ترجمه نيز تواناست. ترجمه هاي بسياري- از شعر و داستان و رمان- از وي به يادگار مانده است. مجموعه مفصل کتاب کوچه، که چند دهه از عمر شاعر صرف گردآوري و تدوين آن شده و تاکنون هفت مجلد آن به چاپ رسيده، از آثار باارزش اين شاعر ارجمند است. از جمله فعاليتهاي ديگر شاملو سرپرستي و اداره کردن مجلات متعددي است که از آن جمله است: کتاب هفته، خوشه، کتاب جمعه و ....
    احمد شاملو سرانجام در دوم مردادماه سال ۱۳۷۹ چشم از جهان فروبست و طي مراسم باشکوهي در امامزاده طاهر کرج به خاک سپرده شد.
    شاملو در نخستين دفتر شعرش «آهنگ هاي فراموش شده» تحت تاثير شاعران نوپرداز و تغزل سراي معاصر است. شکل اشعار اين مجموعه چهارپاره است و محتواي آن، بيان احساسات سطحي و کم عمق و معمولي. وي پس از اين مجموعه از طرفي به نيما و شعر او توجه مي کند و از طف ديگر به نوعي تفکر خاص اجتماعي و سياسي گرايش مي يابد و از لحاظ شعري به سوي استقلال مي رود. «آهن و احساس» نمودار گرايش وي به نيما و «قطعنامه» و «۲۳» نشان دهنده استقلال شاعري اوست. در مجموعه «هواي تازه» شاعر نشان مي دهد که شعر واقعي از نظر او نه در گرو قالب خاص و معيني است نه متکي به وزن يابي وزني. از همين روست که در هواي تازه بيش از هر چيزي تونع شکل به چشم مي خورد و شاعر شعر خود را در هر قالبي ارائه مي دهد. هم در قالب مثنوي و چهارپاره و هم در قالب هاي آزاد نيمايي و غيرنيمايي. موفق ترين نمونه هاي شعر شاملو، که کارهاي او را در معيار شعرهاي پيشرو عصر ما داراي ارزش و اعتبار کرده است، غالبا آنهايي است که در قالب منثور سروده شده است. کارهاي بعد از ۱۳۴۰ شاملو.
    شاملو در اين حرکت از آغاز تجربه شعر منثور تا امروز همچنان در حرکت به سوي کمال بوده است و کگارهاي اخيرش نشان مي دهد که روز به روز بر اسرار کلمه، در زندگي شاملو، دست کم سي سال تجربه شعري را به دنبال دارد. پشتکار شاملو و استعداد برجسته وي سبب شد که او تنها شاعري باشد که شعر منثور را در حدي بسرايد که به هنگام خواندن بعضي از شعرهاي او انسان هيچ گونه کمبودي احساس نکند و با اطمينان خاطر آن را در برابر موفق ترين نمونه هاي شعر موزون در ادبيات معاصر ايران قرار دهد.
    زبان شعر شاملو هم چون درختي است که ريشه آن در زبان نظم و نثر فارسي دري تا حدود قرن هشتم استوار است، و شاخ و برگ آن در فضاي زبان امروز افشان گرديده است. به همين جهت اين زبان، شکوه و استواري زبان ديروز و طراوت و تازگي زبان امروز را در خود جمع دارد. بي گمان راز زيبايي و موفقيعت شعرهاي سپيد شاملو تا حدي زيادي مرهون همين زبان است که نه تنها خلاف عادت نمايي آن، چهره اي شاعرانه به آن مي بخشد، بلکه تشديد صفت آهنگيني آن هم، جاي وزن عروضي و نيمايي را در شعرها پر مي کند. [/FONT]



     
    آخرین بار توسط مدیر ویرایش شد: ‏16/10/21
  2. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏8/8/11
    ارسال ها:
    4,021
    تشکر شده:
    408
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    بماند
    احمد شاملو (زاده ۲۱ آذر، ۱۳۰۴ در تهران؛ ۱۲ دسامبر ۱۹۲۵، در خانهٔ شمارهٔ ۱۳۴ خیابان صفی‌علیشاه[۱] - درگذشته ۲ مرداد ۱۳۷۹؛ ۲۴ ژوئیه ۲۰۰۰ فردیس کرج) شاعر، نویسنده، فرهنگ‌نویس، ادیب، مترجم ایرانی و از اعضای کانون نویسندگان ایران بود. آرامگاه او در امامزاده طاهر کرج واقع است. تخلص او در شعر الف. بامداد بود.

    شهرت اصلی شاملو به خاطر شعرهای اوست که شامل اشعار نو و برخی قالب‌های کهن نظیر قصیده و نیز ترانه‌های عامیانه‌است. شاملو تحت تأثیر نیما یوشیج، به شعر نو (که بعدها شعر نیمایی هم نامیده شد) روی آورد،اما برای نخستین بار درشعر «تا شکوفهٔ سرخ یک پیراهن» که در سال ۱۳۲۹ با نام «شعر سفید غفران» منتشر شد وزن را رها کرد و به‌صورت پیشرو سبک نویی را در شعر معاصر فارسی گسترش داد. از این سبک به شعر سپید یا شعر منثور[۲] یا شعر شاملویی[۳] یاد کرده‌اند. تنی چند از منتقدان ادبی او را تنها شاعر موفق در زمینه شعر منثور می‌دانند.[۴]

    شاملو علاوه بر شعر، کارهای تحقیق و ترجمه شناخته‌شده‌ای دارد. مجموعه کتاب کوچه او بزرگ‌ترین اثر پژوهشی در باب فرهنگ عامیانه مردم ایران می‌باشد. آثار وی به زبان‌های: سوئدی، انگلیسی، ژاپنی، فرانسوی، اسپانیایی، آلمانی، روسی، ارمنی، هلندی، رومانیایی، فنلاندی،کردی و ترکی† ترجمه شده‌است.

    //upload.wikimedia.org/wikipedia/fa/thumb/b/b0/Ahmad_shamlu.jpg/185px-Ahmad_shamlu.jpg

    زندگی و فعالیت‌ها

    تمام مطالب این بخش با توجه به اطلاعات ارائه شده در سال‌شمار زندگی احمد شاملو نوشته آیدا شاملو تهیه شده‌است. این سال‌شمار در منابع گوناگون از جمله وب‌گاه احمد شاملو، دفتر هنر[۵]، احمد شاملو شاعر شبانه‌ها و عاشقانه‌ها[۶]، شناخت‌نامه[۷]، منتشر شده‌است. هر جا از منبع دیگری استفاده شده باشد در پانویس ذکر شده‌است.
    [ویرایش]
    تولد و سال‌های پیش از جوانی

    احمد شاملو در ۲۱ آذر ۱۳۰۴ در خانه شماره ۱۳۴ خیابان صفی علیشاه تهران متولد شد. پدرش حیدر نام داشت که تبار او به گفتهٔ احمد شاملو در شعر من بامدادم سرانجام از مجموعهٔ مدایح بی‌صله به اهالی کابل برمی‌گشت. مادرش کوکب عراقی شاملو، و از قفقازیهایی بود که انقلاب بلشویکی ۱۹۱۷ روسیه، خانواده‌اش را به ایران کوچانده‌بود[۸]. دورهٔ کودکی را به خاطر پیشه پدر که افسر ارتش بود و هر چند وقت را در جایی به مأموریت می‌رفت، در شهرهایی چون رشت و سمیرم و اصفهان و آباده و شیراز گذراند. (به همین دلیل شناسنامهٔ او در شهر رشت گرفته شده‌است و محل تولد در شناسنامه، رشت نوشته شده‌است.) دوران دبستان را در شهرهای خاش، زاهدان و مشهد گذراند و از همان دوران اقدام به گردآوری مواد فرهنگ عامه کرد.

    دوره دبیرستان را در بیرجند، مشهد و تهران گذراند و سال سوم دبیرستان را در دبیرستان ایران‌شهر تهران خواند و به شوق آموختن دستور زبان آلمانی در سال اول دبیرستان صنعتی ثبت‌نام کرد.
    [ویرایش]
    دوران فعالیت سیاسی و زندان

    در اوایل دهه ۲۰ خورشیدی پدرش برای سر و سامان دادن به تشکیلات از هم پاشیده ژاندرمری به گرگان و ترکمن‌صحرا فرستاده شد. او هم‌راه با خانواده به گرگان رفت و به ناچار در کلاس سوم دبیرستان ادامه تحصیل داد. در آن هنگام در فعالیت‌های سیاسی شمال کشور شرکت کرد و بعدها در تهران دستگیر شد و به زندان شوروی در رشت منتقل گردید. پس از آزادی از زندان با خانواده به رضائیه (ارومیه) رفت و تحصیل در کلاس چهارم دبیرستان را آغاز کرد. با به قدرت رسیدن پیشه‌وری و جبهه دموکرات آذربایجان به هم‌راه پدرش دستگیر شد و دو ساعت جلوی جوخه آتش قرار گرفت تا از مقامات بالا کسب تکلیف کنند. سرانجام آزاد شد و به تهران بازگشت و برای همیشه ترک تحصیل کرد.
    [ویرایش]
    ازدواج اول و چاپ نخستین مجموعهٔ شعر

    شاملو در بیست و دو سالگی (۱۳۲۶) با اشرف‌الملوک اسلامیه ازدواج کرد. هر چهار فرزند او، سیاوش، سامان، سیروس و ساقی حاصل این ازدواج هستند. در همین سال اولین مجموعه اشعار او با نام آهنگ‌های فراموش شده به چاپ رسید و هم‌زمان کار در نشریاتی مثل هفته نو را آغاز کرد.

    در سال ۱۳۳۰ او شعر بلند «۲۳» و مجموعه اشعار قطع نامه را به چاپ رساند. در سال ۱۳۳۱ به مدت حدود دو سال مشاورت فرهنگی سفارت مجارستان را به عهده داشت.
    [ویرایش]
    دستگیری و زندان

    در سال ۱۳۳۲ پس از کودتای ۲۸ مرداد با بسته شدن فضای سیاسی ایران مجموعه اشعار آهن‌ها و احساس توسط پلیس در چاپخانه سوزانده می‌شود و با یورش ماموران به خانه او ترجمهٔ طلا در لجن اثر ژیگموند موریس و بخش عمدهٔ کتاب پسران مردی که قلبش از سنگ بود اثر موریوکایی با تعدادی داستان کوتاه نوشتهٔ خودش و تمام یادداشت‌های کتاب کوچه از میان می‌رود و با دستگیری مرتضی کیوان نسخه‌های یگانه‌ای از نوشته‌هایش از جمله مرگ زنجره و سه مرد از بندر بی‌آفتاب توسط پلیس ضبط می‌شود که دیگر هرگز به دست نمی‌آید. او موفق به فرار می‌شود اما پس از چند روز فرار از دست ماموران در چاپخانهٔ روزنامه اطلاعات دستگیر شده، به عنوان زندانی سیاسی به زندان موقت شهربانی و زندان قصر برده می‌شود. در زندان علاوه بر شعر به نوشتن دستور زبان فارسی می‌پردازد و قصهٔ بلندی به سیاق امیر ارسلان و ملک بهمن می‌نویسد که در انتقال از زندان شهربانی به زندان قصر از بین می‌رود[۹]. و در ۱۳۳۴ پس از یک سال و چند ماه از زندان آزاد می‌شود.
    [ویرایش]
    ازدواج دوم و تثبیت جایگاه شعری

    در ۱۳۳۶ با طوسی حائری ازدواج می‌کند (دومین ازدواج او نیز مانند ازدواج اول مدت کوتاهی دوام می‌آورد و چهار سال بعد در ۱۳۴۰ از همسر دوم خود نیز جدا می‌شود.) در این سال با انتشار مجموعه اشعار هوای تازه خود را به عنوان شاعری برجسته تثبیت می‌کند. این مجموعه حاوی سبک نویی است. در سال ۱۳۳۹ مجموعه شعر باغ آینه منتشر می‌شود. معروف‌ترین ترانه‌های عامیانه معاصر هم‌چون پریا و دخترای ننه دریا در این دو مجموعه منتشر شده‌است. در سال ۱۳۳۶ به کار روی اشعار ابوسعید ابوالخیر، خیام و باباطاهر روی می‌آورد. پدرش نیز در همین سال فوت می‌کند. در سال ۱۳۴۰ هنگام جدایی از همسر دومش همه چیز از جملهٔ برگه‌های تحقیقاتی کتاب کوچه را رها می‌کند.
    [ویرایش]
    فعالیت‌های سینمایی و تهیه نوار صوتی

    در سال ۱۳۳۸ شاملو به اقدام جدیدی یعنی تهیه قصه خروس زری پیرهن پری برای کودکان دست می‌زند. در همین سال به تهیه فیلم مستند سیستان و بلوچستان برای شرکت ایتال کونسولت نیز می‌پردازد. این آغاز فعالیت سینمایی جنجال‌آفرین احمد شاملو است. او بخصوص در نوشتن فیلمنامه و دیالوگ‌نویسی فعال است. در سال‌های پس از آن و به‌ویژه با مطرح شدنش به عنوان شاعری معروف، منتقدان مختلف حضور سینمایی او را کمرنگ دانسته‌اند. خود او می‌گفت: «شما را به خدا اسم‌شان را فیلم نگذارید.» و بعضی شعر معروف او دریغا که فقر/ چه به آسانی/ احتضار فضیلت است را به این تعبیر می‌دانند که فعالیت‌های سینمایی او صرفاً برای امرار معاش بوده‌است.[۱۰] شاملو در این باره می‌گوید: «کارنامهٔ سینمایی من یک جور نان خوردن ناگزیر از راه قلم بود و در حقیقت به نحوی قلم به مزدی!»[۱۱] برخی فیلمنامه فیلم «گنج قارون» را که در سال‌های میانی دهه ۴۰ سینما را از ورشکستگی نجات داد منتسب به شاملو می‌دانند. استفادهٔ فراوان از امکانات زبان محاوره در گفت‌گوهای گنج قارون می‌تواند دلیلی بر این مدعا باشد.[۱۲]

    در سال ۱۳۳۹ با همکاری هادی شفائیه و سهراب سپهری ادارهٔ سمعی و بصری وزارت کشاورزی را تأسیس می‌کند و به عنوان سرپرست آن مشغول به کار می‌شود.
    [ویرایش]
    آشنایی و ازدواج با آیدا سرکیسیان

    احمد شاملو و آیدا سرکیسیان

    آیدا سرکیسیان یا آیدا شاملو با نام واقعی ریتا آتانث سرکیسیان آخرین همسر احمد شاملو است و در شعرهای شاملو، به ویژه در دو دفتر آیدا، درخت و خنجر و خاطره و آیدا در آینه به عنوان معشوقهٔ شاعر، جلوه‌ای خاص دارد. شاملو درباره تأثیر فراوان آیدا در زندگی خود به مجله فردوسی گفت: «هر چه می‌نویسم به خاطر اوست و به خاطر او... من با آیدا آن انسانی را که هرگز در زندگی خود پیدا نکرده‌بودم پیدا کردم».[۱۳]

    شاملو در ۱۴ فروردین ۱۳۴۱ با آیدا سرکیسیان آشنا می‌شود. این آشنایی تأثیر بسیاری بر زندگی او دارد و نقطه عطفی در زندگی او محسوب می‌شود. در این سال‌ها شاملو در توفق کامل آفرینش هنری به سر می‌برد[۱۴] و بعد از این آشنایی دوره جدیدی از فعالیت‌های ادبی او آغاز می‌شود.

    آیدا و شاملو در فروردین ۱۳۴۳ ازدواج می‌کنند و در ده شیرگاه (مازندران) اقامت می‌گزینند و تا آخر عمر در کنار او زندگی می‌کند. شاملو در همین سال دو مجموعه شعر به نام‌های آیدا در آینه و لحظه‌ها و همیشه را منتشر می‌کند و سال بعد نیز مجموعه‌یی به نام آیدا، درخت و خنجر و خاطره! بیرون می‌آید و در ضمن برای بار سوم کار تحقیق و گردآوری کتاب کوچه آغاز می‌شود.

    آیدا شاملو در برخی کارهای احمد شاملو مانند مجموعه کتاب کوچه با او همکاری داشت و سرپرست این مجموعه بعد از وی می‌باشد.[۱۳]

    در سال ۱۳۴۶ شاملو سردبیری قسمت ادبی و فرهنگی هفته‌نامه خوشه را به عهده می‌گیرد. همکاری او با نشریه خوشه تا ۱۳۴۸ که نشریه به دستور ساواک تعطیل می‌شود، ادامه دارد. در این سال او به عضویت کانون نویسندگان ایران نیز در می‌آید. در سال ۱۳۴۷ او کار روی غزلیات حافظ و تاریخ دوره حافظ را آغاز می‌کند. نتیجه این تحقیقات بعدها به انتشار دیوان جنجالی حافظ به روایت او انجامید.

    در اسفند ۱۳۵۰ شاملو مادر خود را نیز از دست می‌دهد. در همین سال به فرهنگستان زبان ایران برای تحقیق و تدوینِ کتاب کوچه، دعوت شد و به مدت سه سال در فرهنگستان باقی ماند.
    [ویرایش]
    سفرهای خارجی

    شاملو در دهه ۱۳۵۰ نیز به فعالیت‌های گسترده شعر، نویسندگی، روزنامه نگاری (از جمله همکاری با کیهان فرهنگی و آیندگان)، ترجمه، سینمایی (از جمله تهیه گفتار برای چند فیلم مستند به دعوت وزارت فرهنگ و هنر) و شعرخوانی خود (از جمله در انجمن فرهنگی کوته و انجمن ایران و آمریکا) ادامه می‌دهد. در ضمن سه ترم به تدریس مطالعه آزمایشگاهی زبان فارسی در دانشگاه صنعتی مشغول می‌شود. در ۱۳۵۱ به علت معالجه آرتروز شدید گردن به پاریس سفر می‌کند تا زیر عمل جراحی گردن قرار گیرد. سال بعد، ۱۳۵۲، مجموعه اشعار ابراهیم در آتش را به چاپ می‌رساند. در ۱۳۵۴ دانشگاه رم از او دعوت می‌کند تا در کنگره نظامی گنجوی شرکت کند و از همین رو عازم ایتالیا می‌شود. در همین سال دعوت دانشگاه بوعلی برای سرپرستی پژوهشکدهٔ آن دانشگاه را می‌پذیرد و به مدت دو سال به این کار اشتغال دارد.

    در ۱۳۵۵ انجمن قلم و دانشگاه پرینستون از او برای سخنرانی و شعرخوانی دعوت می‌کنند و از همین رو عازم ایالات متحده آمریکا می‌شود. در این سفر او به سخنرانی و شعرخوانی در بوستون و دانشگاه برکلی می‌پردازد و پیشنهاد دانشگاه کلمبیای شهر نیویورک برای تدوین کتاب کوچه را نمی‌پذیرد. در ضمن با شاعران و نویسندگان مشهور جهان همچون یاشار کمال، آدونیس، البیاتی و وزنیسینسکی از نزدیک دیدار می‌کند. این سفر سه ماه به طول می‌کشد و شاملو سپس به ایران باز می‌گردد.

    هنوز چند ماه نگذشته که او دوباره به عنوان اعتراض به سیاست‌های دولت ایران، کشور را ترک می‌کند و به آمریکا سفر می‌کند و یک سالی در آنجا زندگی می‌کند و در این مدت در دانشگاه‌های مختلفی سخنرانی می‌کند. در ۱۳۵۷ او از آمریکا به بریتانیا می‌رود و در آنجا مدتی سردبیری هفته‌نامه «ایرانشهر» در لندن را به عهده می‌گیرد.†
    [ویرایش]
    انقلاب و بازگشت به ایران

    با وقوع انقلاب ایران و سقوط رژیم شاهنشاهی، شاملو تنها چند هفته پس از پیروزی انقلاب به ایران باز می‌گردد. در همین سال انتشارات مازیار اولین جلد کتاب کوچه را در قطع وزیری منتشر می‌کند. شاملو در ضمن به عضویت هیات دبیران کانون نویسندگان ایران در می‌آید و به کار در مجلات و روزنامه‌های مختلف می‌پردازد. او در ۱۳۵۸ سردبیری هفته‌نامه کتاب جمعه را به عهده می‌گیرد. این هفته‌نامه پس از انتشار کمتر از چهل شماره توقیف می‌شود.

    شاملو در این سال‌ها مجموعه اشعار سیاسی خود را با صدای خود می‌خواند و به صورت مجموعهٔ کتاب و نوار صوتی کاشفان فروتن شوکران منتشر می‌کند. از جمله اشعار این مجموعه مرگ وارطان است که شاملو اشاره می‌کند تنها برای فرار از اداره سانسور مرگ نازلی نام گرفته بوده‌است و در واقع برای بزرگداشت وارطان سالاخانیان، مبارز مسیحی ایرانی به نقل قول از مادرش در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، بوده‌است.[۱۵]

    از ۱۳۶۲ با بسته‌تر شدن فضای سیاسی ایران چاپ آثار شاملو نیز متوقف می‌شود. هر چند خود شاملو متوقف نمی‌شود و کار ترجمه و تالیف و سرودن شعر را ادامه می‌دهد در این سال‌ها به‌ویژه روی کتاب کوچه با همکاری همسرش آیدا مستمر کار می‌کند و ترجمهٔ رمان دن آرام را نیز پی‌می‌گیرد. تا آن که ده سال بعد ۱۳۷۲ با کمی‌بازتر شدن فضای سیاسی ایران آثار شاملو به صورت محدود اجازه انتشار می‌گیرد.

    ۱۳۶۷ به آلمان سفر می‌کند تا به عنوان میهمانِ مدعوِ دومین کنگرهٔ بین‌المللی ادبیات: اینترلیت ۲ تحت عنوان جهانِ سوم: جهانِ ما در ارلانگن آلمان و شهرهای مجاور در این کنگره شرکت کند. در این کنگره نویسندگانی از کشورهای مختلف حضور داشتند از جمله عزیز نسین، دِرِک والکوت، پدرو شیموزه، لورنا گودیسون و ژوکوندا بِلی. عنوان سخنرانی شاملو در این کنگره «من دردِ مشترکم، مرا فریاد کن!» بود. در ادامه این سفر دعوت انجمن جهانی قلم (Pen) و دانشگاه یوته‌بوری به سوئد و ضمن اجرای شب شعر با هیئت رئیسهٔ انجمن قلم سوئد نیز ملاقات می‌کند.

    ۱۳۶۹ برای شرکت در سیرا ۹۰ توسط دانشگاه UC برکلی به عنوان میهمان مدعو به آمریکا سفر کرد. سخنرانی وی به نام «نگرانی‌های من» و «مفاهیم رند و رندی در غزل حافظ.» واکنش گسترده ای در مطبوعات فارسی زبان داخل و خارج کشور داشت و مقالات زیادی در نقد سخنرانی شاملو نوشته شد. در این سفر دو عمل جراحی مهم روی گردن شاملو صورت گرفت با این حال چندین شب شعر توسط وی برگزار شد و ضمنا به عنوان استاد میهمان یک ترم در دانشگاه UC برکلی دانشجویان ایرانی به (زبان، شعر و ادبیات معاصر فارسی) را نیز تدریس کرد و در همین موقع ملاقاتی با لطفی علی‌عسکرزاده ریاضی‌دان شهیر ایرانی داشت.

    سال ۱۳۷۰ بعد از سه سال دوری از کشور به ایران بازگشت.
    [ویرایش]
    سرانجام

    نمایی از محل سکونت احمد شاملو و آیدا سرکیسیان ۱۳۷۸

    سال‌های آخر عمر شاملو کم و بیش در انزوایی گذشت که به او تحمیل شده بود. از سویی تمایل به خروج از کشور نداشت و خود در این باره می‌گویید: «راستش بار غربت سنگین‌تر از توان و تحمل من است... چراغم در این خانه می‌سوزد، آبم در این کوزه ایاز می‌خورد و نانم در این سفره‌است.»[۱۶] از سوی دیگر اجازه هیچ‌گونه فعالیت ادبی و هنری به شاملو داده نمی‌شد و اکثر آثار او از جمله کتاب کوچه سال‌ها در توقیف مانده بودند. بیماری او نیز به شدت آزارش می‌داد و با شدت گرفتن بیماری مرض قندش، و پس از آن که در ۲۶ اردیبهشت ۱۳۷۶، در بیمارستان ایران‌مهر پای راست او را از زانو قطع کردند روزها و شب‌های دردناکی را پشت سر گذاشت. البته در تمام این سال‌ها کار ترجمه و به‌خصوص تدوین کتاب کوچه را ادامه داد و گه‌گاه از او شعر یا مقاله‌ای در یکی از مجلات ادبی منتشر می‌شد. او در دهه هفتاد با شرکت در شورای بازنگری در شیوهٔ نگارش و خط فارسی در جهت اصلاح شیوهٔ نگارش خط فارسی فعالیت کرد و تمام آثار جدید یا تجدید چاپ شده‌اش را با این شیوه منتشر کرد.

    سرانجام احمد شاملو در ساعت ۹ شب دوم مرداد ۱۳۷۹ درگذشت. پیکر او در روز پنج شنبه ۶ مرداد از مقابل بیمارستان ایرانمهر و با حضور ده‌ها هزار نفر از علاقه مندان وی تشییع شد.ودرامامزاده طاهر کرج به خاک سپرده گردید. انجمن قلم سوئد، انجمن قلم آلمان، چند انجمن داخلی و برخی محافل سیاسی پیام‌های تسلیتی به مناسبت درگذشت وی در این مراسم ارسال داشتند[۱۷]
    [ویرایش]
    نظرات و اعتراض‌ها
    [ویرایش]
    نظرات شاملو درباره حافظ
    نوشتار اصلی: حافظ شیراز به روایت احمد شاملو


    شاملو دست به تصحیح دیوان حافظ زد و کتاب خود را با عنوان حافظ شیراز منتشر کرد. امروز این کتاب در نزد خوانندگان به حافظ شاملو مشهور است. در مقدمه این کتاب، شاملو روش تصحیح و اصول کار خود را بیان کرده‌است، به مشکلات و تحریف‌های موجود در دیوان حافظ اشاره کرده و در اینکه حافظ یک عارف مسلک بوده شک کرده و جایی می‌نویسد شاید رندی یک لاقبا و ملحد بوده‌است.

    قابل ذکر است که این دیدگاه هم با دیدگاه دینداران، و هم کسانی که از زاویهٔ غیر دینی به غزلیات حافظ نگریسته‌اند، تناقض دارد. به عنوان نمونه، حتی داریوش آشوری نیز در کتاب «عرفان و رندی در شعر حافظ»، حافظ را یک عارف می‌داند.[۱۸]

    تصحیح شاملو از دیوان حافظ مورد نقد بسیاری از حافظ پژوهان، از جمله بهاءالدین خرمشاهی قرار گرفته‌است.[۱۹]


    مرتضی مطهری در کتابی با عنوان تماشاگه راز ادعای شاملو بر تحریف دیوان حافظ و دست بردن در ترتیب ابیات را، بدون اینکه نامی از شاملو ببرد، مردود دانسته‌است. مقدمهٔ حافظ شیراز شاملو پس از انقلاب در ایران اجازه چاپ نیافت و این کتاب بدون مقدمه منتشر گردید.[۲۰]

    وی در سال ۱۳۵۰، در کنگرهٔ جهانی حافظ و سعدی در شیراز، گفت و گویی بحث برانگیز با روزنامه کیهان داشت.[۲۱]
    [ویرایش]
    نظرات شاملو درباره فردوسی و تاریخ ایران

    در سال ۱۳۶۹ به دعوت «مرکز پژوهش و تحلیل مسائل ایران» ـ سیرا (CIRA) ـ جلساتی در دانشگاه برکلی کالیفرنیا برگزار شد که هدف آن، بررسی هنر و ادبیات و شعر معاصر فارسی بود. سخنران یکی از این جلسات احمد شاملو بود، که وی با ایراد سخنانی پیرامون شاهنامه به مباحث زیادی دامن زد. شاملو این سخنرانی را در نقد روش روشنفکری ایرانی و مسوولیت‌های آن ایراد کرده و با طرح سوالی فرهیختگان ایرانی خارج از کشور را به اندیشه و یافتن پاسخ برای اصلاح و آینده ایران فرا خواند.[۲۲]

    اظهار نظر شاملو درباره تاریخ ایران پیشاپیش در کتاب جمعه، در پانویس نوشتاری که قدسی قاضی‌نور درخصوص حذف مطالبی از کتاب‌های درسی پس از انقلاب به رشته تحریر درآورده بود، به چاپ رسیده بود ولی واکنش نسبت به آنها، پس از سخنرانی در دانشگاه برکلی نمایان شد.

    برخی از معاصران در دوران حیات شاملو او را علناً و مستقیماً دربارهٔ نظراتی که در دانشگاه برکلی در مورد فردوسی و تاریخ ایران بیان کرده بود، مورد انتقاد قرار دادند[۲۳]. فریدون مشیری و مهدی اخوان ثالث از این دست بودند.
    [ویرایش]
    کتابشناسی

    تمام مطالب این بخش با توجه به اطلاعات ارائه شده در کتاب‌شناسی احمد شاملو تهیه شده‌است. این کتاب‌شناسی در منابع مختلف از جمله احمد شاملو شاعر شبانه‌ها و عاشقانه‌ها[۲۴]، شناخت‌نامهٔ[۲۵]، در بارهٔ هنر و ادبیات[۲۶] منتشر شده‌است. هر جا از منبع دیگری استفاده شده باشد در پانویس ذکر شده‌است.
    [ویرایش]
    دفترهای شعر

    برای نوشتن این بخش علاوه بر منابع یاد شده در بخش کتاب‌شناسی، از احمد شاملو مجموعهٔ آثار دفترِ یکم:شعرها[۲۷] نیز استفاده شده‌است. تاریخ‌ها به‌جز مورد اول مربوط به زمان سرودن شعرهای موجود در دفتر شعر مربوطه‌است. مورد اول سال انتشار است.
    ۱۳۲۹-۱۳۲۳ آهن‌ها و احساس، در چاپ‌خانهٔ یمنی تهران توسط فرمانداری نظامی ضبط و سوزانده شد.
    ۱۳۳۰-۱۳۲۹ قطعنامه، چاپ اول با مقدمه فریدون رهنما و به هزینهٔ او:۱۳۳۰.
    ۱۳۳۰ آهنگ‌های فراموش‌شده، توسط ابراهیم دیلمقانیان منتشر شد.
    ۱۳۳۰ بیست و سه (۲۳)، چاپ مستقل ۱۳۳۰، چاپ‌های سانسور شدهٔ دیگر ضمیمهٔ مرثیه‌های خاک.
    ۱۳۳۵-۱۳۲۶ هوای تازه
    ۱۳۳۸-۱۳۳۶ باغ آینه
    ۱۳۴۱-۱۳۳۹ لحظه‌ها و همیشه
    ۱۳۴۳-۱۳۴۱ آیدا در آینه
    ۱۳۴۴-۱۳۴۳ آیدا، درخت و خنجر و خاطره
    ۱۳۴۵-۱۳۴۴ ققنوس در باران
    ۱۳۴۸-۱۳۴۵ مرثیه‌های خاک
    ۱۳۴۸-۱۳۴۹ شکفتن در مه
    ۱۳۴۸-۱۳۵۲ ابراهیم در آتش
    ۱۳۵۶-۱۳۵۵ دشنه در دیس
    ۱۳۵۶-۱۳۵۹ ترانه‌های کوچک غربت
    ۱۳۶۹ مدایح بی‌صله
    ۱۳۶۴-۱۳۷۶ در آستانه
    ۱۳۵۱-۱۳۷۸ حدیث بیقراری ماهان
    [ویرایش]
    شعر (ترجمه)
    غزل غزل‌های سلیمان ۱۳۴۷
    هم‌چون کوچه‌یی بی‌انتها ۱۳۵۲
    هایکو، شعر ژاپنی با ع. پاشایی، ۱۳۶۱
    سیاه همچون اعماقِ آفریقای خودم، (کتاب و نوار صوتی) ترجمه و اجرای اشعاری از لنگستون هیوز، نشر ابتکار ۱۳۶۲، ترجمه چند شعر دیگر از هیوز در ۱۳۷۰ با حسن قباد
    ترانه‌های میهن تلخ، اشعار یانیس ریتسوس، (کتاب و نوار صوتی)، موسیقی میکیس تئودوراکیس، نشر ابتکار ۱۳۶۰
    ترانهٔ شرقی و اشعار دیگر، اشعار فدریکو گارسیا لورکا، (کتاب و نوار صوتی)، موسیقی گیتار آتا هوآلپا یوپانکویی. نشر ابتکار ۱۳۵۹
    سکوت سرشار از ناگفته‌هاست، (کتاب و نوار صوتی) ترجمهٔ آزاد و اجرای اشعاری از مارگوت بیکل، با محمد زرین‌بال موسیقی بابک بیات، نشر ابتکار ۱۳۶۵
    چیدن سپیده دم، (کتاب و نوار صوتی) ترجمهٔ آزاد و اجرای اشعاری از مارگوت بیکل، با محمد زرین‌بال موسیقی بابک بیات، نشر ابتکار ۱۳۶۵
    [ویرایش]
    داستان و رمان و فیلم‌نامه
    داستان زنِ پشتِ درِ مفرغی ۱۳۲۹
    زیر خیمهٔ گر گرفته شب ۱۳۳۴
    درها و دیوار بزرگ چین ۱۳۵۲
    میراث ۱۳۶۵
    روزنامهٔ سفر میمنت اثر ایالات متفرقهٔ امریق (اوکلند کالیفرنیا)، منتشر نشده‌است
    [ویرایش]
    رمان و داستان(ترجمه)
    نایب اول اثر رنه بارژاول، ۱۳۳۰
    پسران مردی که قلبش از سنگ بود اثر موریوکایی ۱۳۳۰
    لئون مورنِ کشیش اثر بئاتریس بک، ۱۳۳۴
    برزخ اثر ژان روورزی ۱۳۳۴
    زنگار(خزه) اثر هربرت لوپوریه ۱۳۳۴
    افسانه‌های هفتاد و دو ملت در دو جلد، ۱۳۳۷
    پابرهنه‌ها اثر زاهاریا استانکو ترجمه ناقصی با عطا بقایی ۱۳۳۷، ترجمه کامل ۱۳۵۰
    ۸۱۴۹۰ اثر آلبر شمبون ۱۳۴۴
    قصه‌های بابام اثر ارسکین کالدول. ۱۳۴۶
    دماغ، سه قصه و یک نمایش‌نامه اثر ریونوسوکه آکوتاگوا، ۱۳۵۱
    افسانه‌های کوچک چینی ۱۳۵۱
    دست به دست نوشتهٔ ویکتور آلبا، ۱۳۵۱
    زهرخند، ۱۳۵۱
    لبخند تلخ، ۱۳۵۱
    مرگ کسب و کار من است اثر روبر مرل ۱۳۵۲
    سربازی از دوران سپری شده ۱۳۵۲
    شازده کوچولو نوشتهٔ آنتوان دو سنت‌اگزوپری. نخست در ۱۳۵۸ با نام مسافر کوچولو در کتاب جمعه منتشر شد و بار دیگر در ۱۳۶۳ به ضمیمهٔ نوار صوتی با موسیقی گوستاو مالر توسط نشر ابتکار انتشار یافت.
    بگذار سخن بگویم اثر مشترک دومیتیلا چونگارا و موئما ویئزر، با ع. پاشایی، ۱۳۵۹
    دن آرام اثر میخائیل شولوخف، ۱۳۸۲
    عیسایی دیگر، یهودایی دیگر، بازنویسی رمان قدرت و افتخار اثر گراهام گرین، در ۱۳۵۶ ترجمه شد اما تاکنون (۱۳۸۵) چاپ نشده‌است.
    گیل گمش، تهران، نشرچشمه، ۱۳۸۲
    [ویرایش]
    نمایش‌نامه (ترجمه)
    درخت سیزدهم اثر آندره ژید ۱۳۴۱
    سی‌زیف و مرگ اثر روبر مرل با فریدون ایل‌بیگی ۱۳۴۲
    مفتخورها اثر گرگهٔ چی‌کی. با انگلا بارانی، ۱۳۵۲
    نصف شب است دیگر دکتر شوایتزر، اثر ژیلبر سسبرون. ۱۳۶۱
    خانهٔ برناردا آلبا، عروسی خون (با بازبینی مجدد) بار اول در ۱۳۴۷، یرما سه نمایشنامه از فدریکو گارسیا لورکا ۱۳۷۹
    [ویرایش]
    متن‌های کهن فارسی
    حافظ شیراز به روایت احمد شاملو، ۱۳۵۴ تصحیح دیوان حافظ، مقدمهٔ این کتاب پس از انقلاب اجازه چاپ پیدا نکرد و تمام چاپ‌های بعد از چاپ سوم (۱۳۶۰) بدون مقدمه منتشر شده‌است.[۲۸]
    افسانه‌های هفت گنبد، نظامی‌گنجوی ۱۳۳۶
    ترانه‌ها (رباعیات ابوسعید ابوالخیر، عمر خیام و بابا طاهر) ۱۳۳۶
    [ویرایش]
    شعر و قصه برای کودکان
    قصهٔ خروس زری پیرهن پری و یل و اژدها بر اساس قصه‌های لئو تولستوی با نقاشی‌های فرشید مثقالی به صورت کتاب و نوار صوتی برای کودکان
    قصهٔ هفت کلاغون، با نقاشی‌های ضیاالدین جاوید، ۱۳۴۷
    پریا با نقاشی ژاله پورهنگ ۱۳۴۷، به صورت نوار صوتی با صدای شاعر به نام قاصدک ۱۳۵۸
    ملکهٔ سایه‌ها (بر اساس قصه‌ای ارمنی) با نقاشی ضیاالدین جاوید ۱۳۴۸
    چی شد که دوستم داشتن؟ اثر ساموئل مارشاک با نقاشی ضیاالدین جاوید ۱۳۴۸
    دخترای ننه دریا با نقاشی ضیاالدین جاوید ۱۳۵۷
    دروازه بخت با نقاشی ابراهیم حقیقی ۱۳۵۷
    بارون با نقاشی ابراهیم حقیقی ۱۳۵۷
    یل و اژدها بر اساس قصه ای از آنگل کرالی یی‌چف، با نقاشی اصغر قره‌باغی به ضمیمه نوار صوتی ۱۳۶۰
    قصهٔ مردی که لب نداشت ۱۳۷۸
    [ویرایش]
    سردبیری نشریه‌ها

    هفته‌نامهٔ خوشه، شماره ۲۲ مرداد ۱۳۴۶(در سال ۱۳۴۸ با اخطار رسمی ساواک تعطیل شد.)
    هفته‌نامهٔ سخن‌نو (پنج شماره) ۱۳۲۷
    هفته‌نامهٔ روزنه (هفت شماره) ۱۳۲۹
    سردبیر چپ (در مقابل سردبیر راست) مجلهٔ خواندنی‌ها ۱۳۳۰
    هفته‌نامهٔ آتشبار، به مدیریت ابوالقاسم انجوی شیرازی ۱۳۳۱
    مجلهٔ آشنا ۱۳۳۶
    اطلاعات ماهانه، دورهٔ یازدهم ۱۳۳۷
    مجلهٔ فردوسی ۱۳۳۹
    کتاب هفته(۲۴ شمارهٔ اول) ۱۳۴۰
    هفته‌نامهٔ ادبی و هنری بارو، که بعد از سه شماره با اولتیماتوم وزیر اطلاعاتِ وقت تعطیل می‌شود. ۱۳۴۵
    قسمت ادبی و فرهنگی هفته‌نامهٔ خوشه، ۱۳۴۶(در سال ۱۳۴۸ با اخطار رسمی ساواک تعطیل شد.)
    همکاری با روزنامه‌های کیهان فرهنگی و آیندگان ۱۳۵۱
    انتشار ۱۲ شماره هفته‌نامهٔ ایرانشهر در لندن(شهریور ۵۷). دی‌ماه ۵۷ استعفا می‌دهد. (به علت اختلاف‌هایی با مدیر هفته‌نامه).
    سردبیر هفنه‌نامهٔ کتاب جمعه (بعد از ۳۶ شماره به اجبار تعطیل می‌شود).
    [ویرایش]
    مجموعهٔ کتاب کوچه

    مجموعه‌ٔ کتاب کوچه واژه‌نامه‌ای است از ضرب‌المثل‌ها، تکیه‌کلام‌ها، خرافه‌ها و اصطلاحات زبان عامیانه‌ٔ مردم ایران. از سال ۱۳۶۰ به بعد با همکاری آیدا شاملو تدوین شد و پس از درگذشت شاملو کار بر روی این کتاب توسط آیدا ادامه دارد. چاپ مجلدات این مجموعه هنوز به پایان نرسیده‌است.[۲۹]
    [ویرایش]
    سخنرانی و شعرخوانی
    ۱۳۴۶ شب شعر در کرمانشاه به دعوت دانشجویان
    ۱۳۴۶ سخنرانی در دانشگاه شیراز
    ۱۳۵۱ (۲۶ مهرماه) شب شعر در انجمن فرهنگی گوته
    ۱۳۵۱ (اول آبان) شب شعر در انجمن ایران و آمریکا
    ۱۳۵۴ شرکت در کنگره‌ٔ نظامی‌گنجوی به دعوت دانشگاه رم
    ۱۳۵۵سخنرانی و شعرخوانی در دانشگاه‌های MIT بوستون ، UC برکلی
    ۱۳۵۵ میهمان مدعو فستیوال جهانی شعر در سانفرانسیسکو و آستینِ تگزاس، شب شعر به دعوت دانشجویان ایرانی فیلادلفیا و نیویورک
    ۱۳۵۵ شب شعر در انستیتو گوته
    ۱۳۶۷ سخنرانی تحت عنوان من دردِ مشترکم، مرا فریاد کن! در دومین کنگره‌ٔ بین‌المللی ادبیات: اینترلیت ۲ تحت عنوان جهانِ سوم: جهانِ ما در ارلانگن آلمان و شهرهای مجاور
    ۱۳۶۷ شب شعر در کُل‌لوکیومِ ادبی برلین
    ۱۳۶۷ سفر به اتریش به دعوت دانشگاه اقتصاد وین و یورو آفریک اینستیتو، برای شب شعر و سخنرانی.
    ۱۳۶۷ شب شعر در شهر دانشگاهی گیسن آلمان.
    ۱۳۶۷ سفر به سوئد به دعوت انجمن جهانی قلم (Pen) و دانشگاه Göteborg (گوتنبرگ)؛ شب شعر در Folket hus «خانهٔ مردم» استکهلم
    ۱۳۶۹ میهمان مدعو سیرا ۹۰ توسط دانشگاه UC برکلی؛ سخنرانی‌های نگرانی‌های من و مفاهیم رند و رندی در غزل حافظ، دو شب شعر در UC برکلی
    ۱۳۶۹ شب شعر دانشگاه UCLA لوس‌آنجلس، در رویس هال
    ۱۳۶۹ شب شعر و سخنرانی در دانشگاه‌های شیکاگو، آن اربر میشیگان، کلمبیا، واشنگتن، راتگرز، هاروارد، دالاس و آستین
    ۱۳۶۹ سه شب شعر در بوستون و UC برکلی به نفع زلزله زدگان ایران
    ۱۳۶۹ شب شعر در مدرسهٔ ارامنه‌ٔ بوستون
    ۱۳۶۹ شب شعر به نفع آواره‌گان کُرد عراقی در UC برکلی و UCSC لوس‌آنجلس به همراه محمود دولت‌آبادی (قصه‌خوانی) به دعوت انجمن فرهنگی کُردها (آمریکا)
    ۱۳۶۹ شب شعر به نفع آواره‌گان کُرد عراقی در دانشگاه وین (اتریش) به همراه محمود دولت‌آبادی (قصه‌خوانی) به دعوت انجمن فرهنگی کُردها (اروپا)
    ۱۳۷۳ شب شعر در Göteborg، سوئد
    ۱۳۷۳ دو شب شعر در Åsa gymnasium استکهلم
    [ویرایش]
    سایر آثار و فعالیت‌ها
    ۱۳۴۵ تهیهٔ برنامه‌ٔ کودکان برای تلویزیون به اسم قصه‌های مادربزرگ
    ۱۳۴۹ کارگردانی چند فیلم فولکلوریک برای تلویزیون: پاوه، شهری از سنگ و آناقلیچ داماد می‌شود
    ۱۳۵۰ نمایشنامهٔ آنتیگون (ناتمام)
    ۱۳۵۲ نوشتن مقدمه بر نمایشگاه نقاشی گیتی نوین زیر عنوان "پوستموس : سیری در فضاهای شعری احمد شاملو" [۳۰]
    ۱۳۵۱ اجرای برنامه‌های رادیویی برای کودکان و جوانان
    ۱۳۵۷ از مهتابی به کوچه (مجموعهٔ مقالات).
    محمدعلی، محمد. «گفت‌وگو با احمد شاملو». گفت‌وگو با احمدشاملو، محمود دولت‌آبادی، مهدی اخوان ثالث. تهران: نشر نقره، ۱۳۷۲، ۸۰-۹.
    در بارهٔ هنر و ادبیات دیگاه‌های تازه، گفت‌وشنودی با احمد شاملو. حریری، ناصر. چاپ سوم، تهران: نشر اویشن و نشر گوهرزاد، ۱۳۷۲.
    شب‌های شعر خوشه. شاملو، احمد. تهران: انتشارات گل‌پونه، ۱۳۷۷، ۴-۰۴-۶۶۶۳-۹۶۴ ISBN. ‏
    [ویرایش]
    آثار درباره شاملو
    [ویرایش]
    کتاب
    شعر زمان ما، محمد حقوقی، انتشارات نگاه
    شناخت‌نامهٔ احمد شاملو، جواد مجابی، تهران:قطره ۱۳۷۷ ۵-۸۶-۵۹۵۸-۹۶۴ ISBN
    ادیسهٔ بامداد / دربارهٔ احمد شاملو / پرهام شهرجردی / انتشارات کاروان
    از اندیشه تا شعر - مشکل شاملو در شعر، محمود نیکبخت
    امیرزاده کاشی‌ها احمد شاملو، نوشته دکتر پروین سلاجقه
    از رودکی تا شاملو، انتشارات آوای دانش
    بامداد همیشه، یادنامه احمد شاملو
    دستان سخنگوی شاملو نوشته پوران فرخزاد
    احمد شاملو از زخم قلب... گزیده شعرها و خوانش شعر، ع. پاشایی، تهران:نشر چشمه، ۱۳۷۳.
    بامداد همیشه (یادنامهٔ احمد شاملو). سرکیسیان، آیدا. تهران: انتشارات نگاه، ۱۳۸۱.|شابک= ۵-۱۲۳-۳۵۱-۹۶۴ ISBN
    احمد شاملو شاعر شبانه‌ها و عاشقانه‌ها. صاحب اختیاری، بهروز، باقرزاده حمیدرضا. تهران: انتشارات هیرمند، ۱۳۸۱.|شابک=۹۶۴-۶۹۷۴-۴۰-۶ ISBN
    اخوان اخوان لنگرودی، مهدی. یک هفته با شاملو. تهران: انتشارات مروارید، ۱۳۷۲.
    آزاد، پیمان. در حسرت پرواز:حکایت نفس در شعر شاملو و سپهری. تهران: انتشارات هیرمند، ۱۳۷۴.|شابک= ۳-۵۱-۵۵۲۱-۹۶۴ ISBN
    ع. پاشایی. انگشت و ماه. تهران: انتشارات نگاه، ۱۳۷۷.|شابک= ۱-۰۴-۶۷۳۹-۹۶۴ ISBN
    پورنامداریان، تقی. تاملی در شعر احمد شاملو. تهران: انتشارات آبان، ۲۵۳۷.|شابک= ۱-۰۴-۶۷۳۹-۹۶۴ ISBN
    معشوق بی صدا[۱][۲] _ رویکردی جامعه شناختی بر عاشقانه‌های احمد شاملو _ [منصوره اشرافی][۳]_ نشر مینا _ تهران۱۳۸۶
    [ویرایش]
    مقالات و ویژه‌نامه‌ها
    ماهنامهٔ اندیشه و هنر ویژهٔ ا.بامداد به سردبیری و مدیریت دکتر ناصر وثوقی. ۱۳۴۳
    مجلهٔ زمانه شمارهٔ اول به شاملو اختصاص دارد. (در سن هوزه، کالیفرنیا). ۱۳۷۰
    دفتر هنر، ویژهٔ احمد شاملو، سال چهارم، شماره ۸، مهرماه. در آمریکا. صاحب امتیاز و سردبیر بیژن اسدی پور، در .USA، NJ، ۱۳۷۶
    دفتر هنر، ویژهٔ تقی مدرسی و احمد شاملو، سال چهارم، شماره ۹، اسفند . ۱۳۷۶. در آمریکا . صاحب امتیاز و سردبیر بیژن اسدی پور. در USA، NJ
    پایاب، دو ماهنامهٔ فرهنگ، هنر، ادبیات، شماره ۳ آبان ۱۳۷۹ ویژه احمد شاملو
    [ویرایش]
    تصویری
    فیلم Ahmad Shamlou: Master Poet of Liberty ساخته مسلم منصوری (۱۹۹۹)
    احمد شاملو به روایت تصویر، کارگردان رضا علیپور متعلم، تصویر دنیای هنر
    [ویرایش]
    ترجمه آثار به زبان‌های دیگر

    تصویر روی جلد سرودهای در عشق و امید، فرانسه
    ۱۳۶۶ ترجمهٔ ژاپنی ابراهیم در آتش به ترجمه‌ٔ شوکو یاناگا در مجله‌ٔ (توکیو، موسسهٔ مطالعهٔ زبان‌ها و فرهنگ‌های آسیا وILCAA آفریقا).
    ۱۳۷۱ منتخبی از ۴۲ شعر به زبان ارمنی با نام من دردِ مشترکم در ایروان با ترجمه‌ٔ نُروان. ناشر: کانون فیلم ارمنستان.
    ۱۳۷۱ منتخبی از ۱۹ شعر به زبان سوئدی و فارسی با نام عشق عمومی‌Allom Fattande Karlik در استکهلم سوئد به ترجمه‌ٔ آذر محلوجیان. Azar Mahloujian ناشرانتشارات آرش.
    ۱۳۷۱ منتخبی از ۱۹ شعر به زبان فرانسه و فارسی با نام سرودهای در عشق و امید Hymnes damour et despoir فرانسه به ترجمه‌ٔ پرویز خضرایی: Ahmad Shamlou Version Francaise, Parviz Khazrai ناشر .Orphe La Diffrence
    ۱۳۷۱ منتخبی از ۶ شعر به زبان اسپانیایی با نام (Aurora) بامداد در مادرید، به ترجمه‌ٔ کلارا خانِس Clara Janes شاعر اسپانیایی.
    ۱۳۷۷ منتخبی از ۲۸ شعر به سوئدی: Baran Forlag Stockjolm, Dikter om Natten (شعرهای شبانه) ترجمهٔ سعید مقدم و جان کرلسون Orers: Janne Carlsson & Said Moghadam
    ۱۳۷۸ منتخبی از ۳۲ شعر شاملو به سوئدی borlom karleken در ۸۵ صفحه Baran Forlag Stockholm ۱۹۹۹ i tolking av: Janne Carlsson & Said Moghadam
    ۱۳۷۸ منتخبی از ۲۷ شعر به سوئدی ترجمهٔ آذر محلوجیان OM jag vore vatten Azar Mahloujian
    ۱۳۷۹ منتخبی از اشعار Nima Yushij , Sohrab Sepehri , Ahmad Shamlu به زبان اسپانیایی

    Tres poetas persas contemporaneo ناشر Icaria Poesia Traduccion de Clara Janes , Sahan y Ahmad Taheri . ۲۰۰۰edicion ,abril
    [ویرایش]
    جوایز
    ۱۳۵۱ جایزه‌ٔ فروغ فرخزاد
    ۱۳۶۹ دریافت جایزه‌ٔ Free Expression سازمان حقوق بشر نیویورک Human Rights Watch
    ۱۳۷۸ جایزه‌ٔ استیگ داگرمن Stig Dagerman، آذر محلوجیان جایزه را به نمایندگی دریافت کرد.
    ۱۳۷۹ جایزه‌ٔ واژه آزاد (هلند)


    [ویرایش]
    پانویس
    ↑ دفتر نظارت بر حفظ و نشر آثار احمد شاملو
    ↑ شفیعی کدکنی. بخش شعر منثور ۲۷۶-۲۳۷
    ↑ نگاه کنید به کتاب موسیقی شعر شاملویی نوشته حسن روشان، انتشارات سخن‌گستر و هم‌چنین مجابی، جواد صفحهٔ ۷۴ تا ۹۸ تحت عنوان شعر شاملویی
    ↑ شفیعی کدکنی. ۲۴۶:«امروز در ایران نیز، شعر منثور، اگر چه در محدودهٔ کارهای یک تن،[شاملو] یکی از جریان‌های رایج شعر پیشرو ایران را تشکیل می‌دهد.»
    ↑ سرکیسیان (شاملو)
    ↑ صاحب اختیاری ۳۷-۲۴
    ↑ مجابی ۱۳-۷
    ↑ فرهی
    ↑ محمدعلی ۲۱-۲۰
    ↑ مجابی، ۳۵۲ فصل فیلمنامه
    ↑ صاحب اختیاری ۶۲ بخش شاملو و سینما
    ↑ وب‌گاه تعاونی اهل قلم و اندیشه
    ↑ ۱۳٫۰ ۱۳٫۱ نک. مجله فردوسی
    ↑ فرخزاد ۳۵۲
    ↑ شاملو ۱۰۶۲
    ↑ محمدعلی ۷۳-۷۲
    ↑ خبرگزاری ایسنا
    ↑ رندی حافظ از دیدگاه حافظ پژوهان
    ↑ واکنش خرمشاهی به نقدهای «حافظ به روایت کیارستمی»
    ↑ گویانیوز
    ↑ نیمه پنهان: سیمای کارگزاران فرهنگ و سیاست، انتشارات مؤسسهٔ کیهان، جلد هشتم
    ↑ متن سخنرانی شاملو در دانشگاه برکلی
    ↑ مجلهٔ اینترنتی پیک‌نت
    ↑ صاحب اختیاری ۵۸-۵۳
    ↑ مجابی ۷۷۶-۷۶۹
    ↑ محمدعلی ۷۵-۸۰
    ↑ شاملو ۲۰-۵
    ↑ ] مقدمه جنجالی شاملو بر حافظ شیراز
    ↑ انتشار کتاب کوچه ادامه می‌یابد
    ↑ ببینید: "یادو خاطره‌ای از شاملو"، پیوند، سال ششم، شماره ۲۲۴، جمعه ۱۵، مرداد ۱۳۷۹، صفحه ۳۰، (این نشریه متن کامل مقاله رابه همراه فاکسیمیل دست نوشته شاملو چاپ کرده ست). همچنین نگاه کنید به: "دایره‌های زمانی : برخورد و گفت و گویی با استاد گیتی نوین"، شهرام معتضدی، شهروند تورونتو، سال دهم، شماره ۵۳۲، چمعه ۲۰ آبان ۱۳۷۹، صفحه‌های ۳و۳۰ .

    [خبر گزاری شهر][۴]
    [ویرایش]
    منابع
    احمد شاملو شاعر شبانه‌ها و عاشقانه‌ها. صاحب اختیاری، بهروز، باقرزاده حمیدرضا. تهران: انتشارات هیرمند، ۱۳۸۱، ۹۶۴-۶۹۷۴-۴۰-۶ ISBN. ‏
    دفتر نظارت بر حفظ و نشر آثار احمد شاملو
    سرکیسیان(شاملو)،آیدا. گاهشمار زندگی احمد شاملو، دفتر هنر، چاپ آمریکا
    شاملو، احمد. احمد شاملو مجموعهٔ آثار دفترِ یکم:شعرها. چاپ دوم، تهران: انتشارات نگاه، ۱۳۸۰، ۹۶۴-۵۵۷۵-۰۸-۷ ISBN. ‏
    شفیعی کدکنی، محمدرضا. موسیقی شعر. چاپ سوم، تهران: انتشارات آگاه، ۱۳۷۰.
    شمیسا،سیروس. سبک شناسی شعر، فردوس، ۱۳۷۳
    مجابی، جواد. شناختنامهٔ احمد شاملو. تهران: نشر نقره، ۱۳۷۷، ۹۶۴-۵۹۵۸-۸۹-۵ ISBN. ‏
    محمد محمدعلی،. «گفت‌وگو با احمد شاملو». گفت‌وگو با احمدشاملو، محمود دولت‌آبادی، مهدی اخوان ثالث. تهران: نشر نقره، ۱۳۷۲، ۸۰-۹.
    نیمه پنهان: سیمای کارگزاران فرهنگ و سیاست، انتشارات مؤسسهٔ کیهان، جلد هشتم
    فرهی، فرهنگ «خبرتکان دهنده بود»، چاپ آمریکا، مهر ۱۳۷۶.
    بانک اطلاعات نویسندگان، سایت جشن کتاب
    [ویرایش]
    جستارهای وابسته
    آثار احمد شاملو
    حافظ شیراز به روایت احمد شاملو
    شعر نو
    شعر سپید
    شاعران معاصر ایران
    [ویرایش]
    پیوند به بیرون در ویکی‌انبار منابعی در رابطه با احمد شاملو موجود است.
    مجموعه‌ای از نقل‌قول‌های مربوط به احمد شاملو در ویکی‌گفتاورد موجود است.

    وب‌گاه رسمی‌احمد شاملو (فارسی)
    وب‌گاه احمد شاملو (فارسی)
    بنیاد شاملو
    مقاله iranchamber درباره احمد شاملو
    درباره شیوه نگارش بدیع شاملو
    متن سخنرانی شاملو در دانشگاه برکلی
    شاملو شاعر بزرگ آزادی، در وب‌گاه استیگ داگرمن
    صفحهٔ معرفی شاملو در شبکهٔ آموزش صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران
    سال‌شمار زندگی احمد شاملو از وب‌گاه احمد شاملو
    مجموعه کامل اشعار احمد شاملو
    مجموعه دسته بندی شده بر اساس دفتر شعر از احمد شاملو
    شاملو و سینما
    احمد شاملو؛ صدا و هوای تازهٔ روزنامه‌نگاری
    ترجمه‌ها و بازنویسی‌های بحث‌برانگیز احمد شاملو
    میراث پردردسر احمد شاملو
     
  3. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏30/11/11
    ارسال ها:
    15,730
    تشکر شده:
    8,311
    امتیاز دستاورد:
    113
    احمد شاملو (زادهٔ ۲۱ آذر ۱۳۰۴؛ ۱۲ دسامبر ۱۹۲۵) شاعر، نویسنده، فرهنگ‌نویس، روزنامه‌نگار، پژوهشگر، مترجم ایرانی و از مؤسسان و دبیران کانون نویسندگان ایران در قبل و بعد از انقلاب بود. آرامگاه او در امامزاده طاهر کرج واقع شده‌است. در دوره‌ای از جوانی شعرهای خود را با تخلص الف. بامداد و الف.صبح منتشر می‌کرد. سرودن شعرهای آزادی‌خواهانه و ضد استبدادی، عنوان شاعر آزادی ایران را برای او به ارمغان آورده‌است.

    شهرت اصلی شاملو به خاطر سرایش شعر است که شامل گونه‌های مختلف شعر نو و برخی قالب‌های کهن نظیر قصیده و نیز ترانه‌های عامیانه می‌شود. شاملو در سال ۱۳۲۶ با نیما یوشیج ملاقات کرد و تحت تأثیر او به شعر نو (که بعدها شعر نیمایی هم نامیده شد) روی آورد، اما برای نخستین بار در شعر «تا شکوفهٔ سرخ یک پیراهن» که در سال ۱۳۲۹ با نام «شعر سفید غفران» منتشر شد وزن را رها کرد و به صورت پیشرو سبک نویی را در شعر معاصر فارسی شکل داد. شاملو علاوه بر شعر، فعالیت‌های مطبوعاتی، کارهای تحقیق و ترجمهٔ شناخته‌شده‌ای دارد. مجموعهٔ کتاب کوچهٔ او بزرگ‌ترین اثر پژوهشی در باب فرهنگ عامهٔ مردم ایران( با تمرکز بر فرهنگ تهران) می‌باشد. آثار وی به زبان‌های: سوئدی، انگلیسی، ژاپنی، فرانسوی، اسپانیایی، آلمانی، روسی، ارمنی، هلندی، رومانیایی، فنلاندی، کردی و ترکی[SUP]∗[/SUP] ترجمه شده‌است.
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  4. داره راه میوفته!

    تاریخ عضویت:
    ‏30/7/15
    ارسال ها:
    42
    تشکر شده:
    569
    امتیاز دستاورد:
    83
    جنسیت:
    زن
    | بـه نامـِ او |

    [​IMG]

    احمد شاملو در 21 آذر ماه سالِ 1304 در تهران متولد شد .
    متخلص به
    [ الف. بامداد ] یا [ الف. صبح ] ، شاعر، نویسنده، روزنامه نگار، پژوهشگر، مترجم، فرهنگ نویس ایرانی و از بنیان گذاران و دبیران کانون نویسندگان ایران در پیش و پس از انقلاب بود .
    شاملو تحصیلات کلاسیک نامرتبی داشت؛ زیرا پدرش افسر ارتش بود و پیوسته از این شهر به آن شهر اعزام می شد و از همین روی، خانواده اش هرگز نتوانستند در جایی برای مدتی طولانی ماندگار شوند.
    زندانی شدنش در سال
    1322 به سبب فعالیت های سیاسی، پایانِ همان تحصیل نا مرتب را رقم می زند.
    شهرت اصلی شاملو به خاطر نوآوری در شعر معاصر فارسی و سرودن گونه ای شعر است که با نام
    شعر سپید یا شعر شاملویی یا شعر منثور شناخته می شود.
    شاملو که هر شاعر آرمانگر را در نهایت امر یک آنارشیست تام و تمام می انگاشت، در سال 1325 با نیما یوشیج ملاقات کرد و تحت تاثیر او به شعر نیمایی روی آورد؛ اما برای نخستین بار در شعر "
    تا شکوفه سرخ یک پیراهن " که در سال 1329 با نامـِ " شعر سفید غفران " منتشر شد وزن را رها کرد و به صورت پیشرو سبکِ نویی را در شعر معاصر شکل داد.
    شاملو علاوه بر شعر، فعالیتهایی مطبوعاتی، پژوهشی و ترجمه هایی شناخته شده دارد. مجموعه کتاب "
    کوچه " او بزرگترین اثر پژوهشی در بابــِ فرهنگ عامه مردم ایران می باشد.
    آثار وی به زبان های : سوئدی، انگلیسی، ژاپنی، فرانسوی، اسپانیایی، آلمانی، روسی، ارمنی، هلندی، رومانیایی، فنلاندی، کردی و ترکی ترجمه شده اند . شاملو به مدت 2 سال، مشاور فرهنگی سفارتِ مجارستان بود.
    نخستین شب شعر بزرگ ایران در سال 1347، از سوی وابسته فرهنگی سفارت آلمان در تهران برای احمد شاملو ترتیب داده شد.
    احمد شاملو پس از تحمل سال ها رنج و بیماری، در تاریخ
    2 مرداد 1379 در گذشت و پیکرش در امامزاده طاهر کرج به خاک سپرده شد.
     
    z!ma، !!AMINKHAN!!، sepand√ و 8 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. داره راه میوفته!

    تاریخ عضویت:
    ‏30/7/15
    ارسال ها:
    42
    تشکر شده:
    569
    امتیاز دستاورد:
    83
    جنسیت:
    زن
    | صبوحی |

    به پرواز
    شک کرده بودم
    به هنگامی که شانه‌هایم
    از وبالِ بال
    خمیده بود،



    و در پاکبازیِ معصومانه‌ی گرگ و میش
    شب‌کورِ گرسنه‌چشمِ حریص
    بال می‌زد.


    به پرواز
    شک کرده بودم من.





    سحرگاهان
    سِحرِ شیری‌رنگیِ نامِ بزرگ
    در تجلی بود.



    با مریمی که می‌شکفت گفتم: «شوقِ دیدارِ خدایت هست؟»
    بی‌که به پاسخ آوایی برآرد
    خستگی باز زادن را
    به خوابی سنگین
    فرو شد
    همچنان
    که تجلّی ساحرانه‌ی نامِ بزرگ؛


    و شک
    بر شانه‌های خمیده‌ام
    جای‌نشینِ سنگینی‌ِ توانمندِ بالی شد
    که دیگر بارَش
    به پرواز
    احساسِ نیازی
    نبود.
     
    آخرین ویرایش: ‏7/8/15
    z!ma، !!AMINKHAN!!، sepand√ و 8 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. داره راه میوفته!

    تاریخ عضویت:
    ‏30/7/15
    ارسال ها:
    42
    تشکر شده:
    569
    امتیاز دستاورد:
    83
    جنسیت:
    زن
    | فقر |

    از رنجی خسته‌ام که از آنِ من نیست
    بر خاکی نشسته‌ام که از آنِ من نیست


    با نامی زیسته‌ام که از آنِ من نیست
    از دردی گریسته‌ام که از آنِ من نیست


    از لذتی جان‌گرفته‌ام که از آنِ من نیست
    به مرگی جان می‌سپارم که از آنِ من نیست.
     
    z!ma، !!AMINKHAN!!، sepand√ و 7 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    تو نباشی نَفَسم را به دَرَک خواهم داد
    پاسخ ِ لطف ِ خدا را مَتَلک خواهم داد

    دوره گردی اگر از کوچه یِ تقدیر گذشت
    جان ِ شیرین و جگر را به نمک خواهم داد

    تو نباشی همه یِ ثانیه ها مرگ ِمن است
    صورت ثانیه را دست ِ کُتَک خواهم داد

    گور ِ بابایِ شعور و ادب و شخصیّتم
    ناسزاهایِ رکیکی به فلک خواهم داد

    به درک رفت اگر وزن ِ غزل شعر فدای سر ِ تو
    تو نباشی همه یِ زندگی ام را به درک «خواهم داد»

    احمد شاملو
     
    مـرجانه، z!ma، !!AMINKHAN!! و 7 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. داره راه میوفته!

    تاریخ عضویت:
    ‏30/7/15
    ارسال ها:
    42
    تشکر شده:
    569
    امتیاز دستاورد:
    83
    جنسیت:
    زن
    | مثل این است.. |

    مثلِ این است، در این خانه‌ی تار،
    هرچه، با من سرِ کین است و عناد:
    از کلاغی که بخواند بر بام
    تا چراغی که بلرزاند باد.


    مثلِ این است که می‌جنبد یأس
    بر سکونی که در این ویران‌جاست
    مثلِ این است که می‌خواند مرگ
    در سکوتی که به غم‌خانه مراست.



    مثلِ این است، در او با هر دَم
    به‌گریز است نشاطی از من.
    مثلِ این است که پوشیده، در اوست
    هر چه از بود، ز غم پیراهن.


    مثلِ این است که هر خشت در آن
    سر نهاده‌ست به زانویِ غمی.
    هر ستون کرده از او پای، دراز
    به اجاقِ غمِ بیشی و کمی.


    مثلِ این است همه چیز در او
    سایه در سایه‌ی غم بنهفته‌ست.
    همه شب مادرِ غم بر بالین
    قصه‌ی مرگ به گوش‌اش گفته‌ست.


    مثلِ این است که در ایوانش
    هر شب اشباح عزا می‌گیرند
    بیوگان لاجرم، از تنگِ غروب
    زیرِ هر سرتاق جا می‌گیرند.


    مثلِ این است که در آتشِ روز
    ظلمتِ سردِ شبش مستتر است
    مثلِ این است که از اولِ شب
    غمِ فردا پسِ دَر منتظر است.



    خانه ویران! که در او، حسرتِ مرگ
    اشک می‌ریزد بر هیکلِ زیست!
    خانه ویران! که در او، هرچه که هست
    رنجِ دیروز و غمِ فردایی‌ست!
     
    jila_s، z!ma، !!AMINKHAN!! و 7 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    دست های تو هر کجا که باشند
    باز هم گره ها را محکم تر می کنند
    من باز می مانم
    از گشتن و سرگیجه گرفتن
    بی آنکه بدانم
    این رازی که تو با خودت برده ای
    کدام سمت زندگی را روشن می کرد ؟

    من باز می مانم
    و دامن آبی ام را جمع می کنم
    بفهمی دریا
    همین خانه ی کوچک بود ..
    و چشم هایم را
    از هزارتوی آینه بیرون می کشم
    بفهمی
    تنهایی چگونه یکباره
    زندگی ات را غرق می کند ..

    { احمد شاملو }
     
    jila_s، z!ma، !!AMINKHAN!! و 5 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    « احمد شاملو »

    من زندگی خودم را میکنم
    و برایم مهم نیست
    چگونه قضاوت میشوم .
    چاقم,لاغرم,
    قد بلندم,کوتاه قدم,
    سفیدم,سبزه ام
    همه به خودم مربوط است

    مهم بودن یا نبودن رو فراموش کن

    روزنامه ی روز شنبه زباله ی روز یکشنبه است
    زندگی کن به شيوه خودت
    با قوانين خودت
    با باورها و ايمان قلبی خودت
    مردم دلشان می خواهد
    موضوعی برای گفتگو داشته باشند
    برايشان فرقی نمی کند
    چگونه هستی
    هر جور که باشی
    حرفی برای گفتن دارند
    شاد باش و
    از زندگی لذت ببر

    چه انتظاری از مردم داری ؟؟؟

    آنها حتی پشت سر خدا هم
    حرف می زنند!!!!
     
    jila_s، z!ma، !!AMINKHAN!! و 5 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.