شروع موضوع توسط aloneboy 19/12/10 در انجمن اشعار
آغاز و ختم ماجرا لمس تماشای تو بود
درد ما را نیست درمان در جهان درد ما را روی او درمان بود
به قول شاملو: هرچه میبینمت... احتیاجم به دیدنت بیشتر میشود...
بیا به صلح من امروز در کنار من امشب که دیده خواب نکردهست از انتظار تو دوشم
برایم در ردیف کسانی هستی که یادت روشنم میدارد.....
شایـد ایـن غصـه مـرا بعد تــو دیوانه کند که قرار است کسی موی تو را شـانه کند
در انتظار توام در چنان هوایی بیا که گریز از تو ممکن نباشد
من فدای تو، به جای همه گل ها تو بخند
خوشا به حال قلبم چون از تو جان گرفته
نام های کاربری را با استفاده از کاما (،) از هم جدا کنید.