1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

4u

شروع موضوع توسط aloneboy ‏19/12/10 در انجمن اشعار

  1. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏14/12/15
    ارسال ها:
    296
    تشکر شده:
    1,804
    امتیاز دستاورد:
    93
    جنسیت:
    زن
    اگر این نور برگردد

    و به خانه من بیاید

    اتاقم را پیدا می کنم

    و برای همیشه

    به خواب می روم ...
     
    !!!OMID!!!، وضعیت سفید، *Mitra* و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. دارم سخنی با تو و گفتن نتوانم
    وین دردِ نهان سوز نهفتن نتوانم

    تو گرمِ سخن گفتن و از جامِ نگاهت
    من مست چنانم که شنفتن نتوانم

    شادم به خیالِ تو چو مهتابِ شبانگاه
    گر دامنِ وصلِ تو گرفتن نتوانم

    با پرتوِ ماه آیم و چون سایه ی دیوار
    گامی ز سرِ کوی تو رفتن نتوانم

    دور از تو، منِ سوخته در دامنِ شب ها
    چون شمعِ سَحَر یک مژه خفتن نتوانم

    فریاد ز بی مهری ات ای گل که درین باغ
    چون غنچه ی پاییز شکفتن نتوانم

    ای چشمِ سخن گوی تو بشنو ز نگاهم
    دارم سخنی با تو وگفتن نتوانم
     
    !!!OMID!!!، وضعیت سفید، *Mitra* و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏14/12/15
    ارسال ها:
    296
    تشکر شده:
    1,804
    امتیاز دستاورد:
    93
    جنسیت:
    زن

    دارند خودشان را می کُشند موج ها


    تنی به آب بزن


    آرام شود دریا ...
     
    وضعیت سفید، z!ma، *Mitra* و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. Red Sparrow مدیر بازنشسته☕ کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/15
    ارسال ها:
    3,252
    تشکر شده:
    27,781
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن
    الا بذکر الله تطمین القلوب@};-
     
    Mehdi.Samiya، وضعیت سفید، m naizar و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. Red Sparrow مدیر بازنشسته☕ کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/15
    ارسال ها:
    3,252
    تشکر شده:
    27,781
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن
    [​IMG]

    دلتنگم و با هیچ کسم میل سخن نیست
    کس در همه افاق به دلتنگی من نیست...
     
    Mehdi.Samiya، سایه، z!ma و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏14/12/15
    ارسال ها:
    296
    تشکر شده:
    1,804
    امتیاز دستاورد:
    93
    جنسیت:
    زن
    دور از تو

    رودی کوچکم

    قفل اسکله را می بوسم

    توقع دریایی ندارم...


    دور از تو

    فواره ی بی قرارم

    پرپر می زنم

    که از آسمان تهی

    به خانه ی اولم برگردم....
     
    سایه، z!ma، کاتیا و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. Red Sparrow مدیر بازنشسته☕ کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/15
    ارسال ها:
    3,252
    تشکر شده:
    27,781
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن
    دیگر از امشب به تو فکر نخواهم کرد

    از تو نخواهم نوشت

    از امشب

    تا شب های دیگر

    تو را

    تو را

    فراموش...


    تو که بازخودکارت را جا گذاشتی


    ...
     
    Mehdi.Samiya، سایه، z!ma و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏14/12/15
    ارسال ها:
    296
    تشکر شده:
    1,804
    امتیاز دستاورد:
    93
    جنسیت:
    زن

    لبریزِ توام ، لبریز تو و غمگین

    لبریز ، تنها ، ترسیده و غمگین

    ببین که کابوسِ نبودن

    با بودنِ یک آدم چه می کند ....
     
    سایه، z!ma، *Mitra* و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏10/10/15
    ارسال ها:
    3,455
    تشکر شده:
    4,066
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    کارشناس نظام مهندسی



    خلوتم چراغان کن ای چراغ روحانی


    ای ز چشمه نوشت چشم و دل چراغانی


    سرفرازی جاوید در کلاه درویشی است


    تا فرو نیارد کس سر به تاج سلطانی


    تا به کوی میخانه ایستاده ام دربان


    همتم نمیگیرد شاه را به دربانی


    تا کران این بازار نقد جان به کف رفتم


    شادیش گران دیدم اندهش به ارزانی


    هر خرابه خود قصریست یادگار صد خاقان


    چون مدائنش بشنو خطبه‌های خاقانی


    عقده سرشک ای گل بازکن چو بارانم


    چند گو بگیرد دل در هوای بارانی


    از غبار امکانت چشمه بقا زاید


    گر به اشک شوق ای دل این غبار بنشانی


    برشدن ز چاه شب از چراغ ماه آموز


    تا به خنده در آفاق گل به دامن افشانی


    شمع اشکبارم داد در شب جدائی یاد


    با زبان خاموشی شیوه خدا خوانی


    از حصار گردونم شب دریچه ای بگشا


    گو رسد به حرگاهت ناله های زندانی


    گله اش به پیرامن زهره ام چراند چشم


    چند گو در این مرتع نی زنی و چوپانی


    ساحل نجاتی هست ای غریق دریا دل


    تا خراج بستانی زین خلیج طوفانی


    وقت خواجه ماخوش کز نوای جاویدش


    نغمه ساز توحید است ارغنون عرفانی


    روی مسند حافظ شهریار بی مایه

    تا کجا بیانجامد انحطاط ایرانی
     
    سایه، m naizar، z!ma و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. آدم هـا می تواننـد آدم هـا را دوسـت داشتـه


    باشنـد


    به شرطـی كه آدمها بعد از دوسـت داشته شـدن
    آدم بماننــد . . .

    از آدم هـایـی که میفهمـن دوستشـون داریم




    و همچنان آدم باقـی میمـونن


    ،


    کمـال تشکـر رو داریم !
     
    Mehdi.Samiya، سایه، m naizar و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.