... ... ... ... ... .... ... ... ... ... ... .... ... ... ... .... ... .... ... ... ... ... ... .... ... ... ... .... .... ... .... ..... ... ... .... ... ..... ... .... ... .... .... .... .... ... ... ... ..... .... .... ... ... .... .... .... .... .... .... ... نشود فاش کسی انچه میان من و توست تا اشارات نظر نامه رسان من و توست گوش کن با لب خاموش سخن میگویم پاسخم گو به نگاهی که میان من و توست...
For you ... Love is a gamble Messing with you is a game Without you love wouldn't be the same Where do I point the hand of blame When I should be the one in shame The way you make me feel Its so unreal Its like a thrill Only God knows how you make me feel
من به تنهایی به امنیتِ بی وقفه ی دربهای بسته به ابعادِ آشنای این خانه به زانوانِ خودم ، معتادم حقیقت دارد سایهها نمیدانند در بی نهایت شب چه معمایی ست خیالِ روشنِ یک پنجره ... . . " نيكى فيروزكوهى "
آدم هایی هستند که دلبری نمیکنند، حرفهای عاشقانه نمیزنند، چیز خاصی نمیگویند که ذوق کنی آدمهایی که نمیخواهند عاشقت کنند.. اما عاشقشان میشوی! ناخواسته دلت برایشان میرود... این آدمها فقط راست میگویند راست می گویند با چاشنی قشنگ " مهر" لبخند میزنند نه برای اینکه توجهت را جلب کنند، لبخند میزنند چون لبخند جزئی از وجودشان است... لبخندشان مصنوعی نیست، اجباری نیست در لبخندشان خدا را میبینی.... اینها ساده اند حرف زدنشان... راه رفتنشان... نگاهشان.... ادعا ندارند، بی آلایشند، پاک و مهربانند.... "چقدر دوست دارم این آدم های بی نشان اما خاص را" !
❧بَعضي وَقتا بايَد مِثه ↶مَـــن↷ ↩ تَنهــا ↪باشي، ↮تَنهايِ تَنها↮... هِي♫ اهَــنگ♪↫گوش↬ بِدي، ↯فـِك ڪٌني↯،هَمه چيو بِريزي توخودِت⇶ تا مَرزِ ⇜اِنفِـــجار⇝بِري...† اونوَقت دَرِ ⇠اتاقـو⇢باز ڪٌني با هَمون↩لَبخـــند↪هَميشِگي↦흣 وانٌمود كٌني✘همه چي خوبه✘
פּَقتـے نـَـﮧ בستــے بَـ ـرآےگِرِفتـَטּ اَستَ نـَـ ﮧ آغوشــے بَـ ـرآےگِریــﮧ.. نــَ ﮧ شآنـﮧاے بَـ ـراے تِکیــﮧ... اِنتظــ ـآر نَـבاشتــﮧ بآشَ פֿـَنـבهاَم פּآقِعے بآشَـב... ایــטּ رפּزهآ فَقَطــ زِنـבهاَم تــا בیگَرآטּ زِنـבگـے کُنَنـَב !
دوباره می سرایمت تو را كه شاعرانه ای بهانه می كند دلم تو را كه بی بهانه ای همیشه چشم های تو دلیل شعرهای من میان این همه غزل فقط تو عاشقانه ای خدا تو را نیافرید مگر برای قلب من كه از تبار صبحی و زلال صادقانه ای بخند خنده های تو بهانه ی ترانه هاست دلیل هر سكوتی و شروع هر ترانه ای تو ضربدر دل منی و حاصل شما غزل همیشه جذر تو منم تویی كه بی كرانه ای نهاد بی گزاره ای اگر چه بی خبر ولی رسیدی و برای من همیشه جاودانه ای