1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

نوشته هاي بي معني

شروع موضوع توسط بابا.بزرگ ‏2/8/15 در انجمن بخش قرنطینه

وضعیت موضوع:
موضوع بسته شده است.
  1. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏14/7/15
    ارسال ها:
    142
    تشکر شده:
    882
    امتیاز دستاورد:
    93
    نميدونم بودي يا نبودي .... چون هميشه ميديدمت . از صبح علي الطلوع تا دم دماي غروب. اما هيچوقت نبودي .وقتي ميخواستم برم نبودي. وقتي ميخواستم اخرين بار ببينمت . ...

    تو نبودي و من خيلي منتظر موندم. بايد ميرفتم اما باز موندم و موندم و موندم .

    ..............

    هنوز هوا سرده .دلم نميخواد هوا سرد باشه . بارون ميخوام اما سرما دلمو ريش ميكنه . روزها كنار پنجره ميشينم و نگاه ميكنم . نبودنتو حس ميكنم ....ديگه ميدونم بودني در كار نيست . در و ديوار اتاقم ...در و ديوار قلبم... همه ...همه تو سرم هوار ميكشن كه نيستي ....

    ............

    خواب ديدم ..خواب ميبينم .... اصلا خواب نبودم ...اما باز بودي ...اينجا نيستي... تو خواب هستي... تو خواب نيستي....... اينجا نيستي ..



    .فردا از اينجا هم كوچ ميكنم ..
     
    آخرین ویرایش: ‏2/8/15
    .!mahya!.، وضعیت سفید، سایه و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏18/6/15
    ارسال ها:
    301
    تشکر شده:
    2,473
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    کوچ هم که کنی تا زمانی که دلت آشوبه هیچی درست نمیشه...
     
    سایه از این پست تشکر کرده است.
  3. عضو جدید

    تاریخ عضویت:
    ‏15/8/11
    ارسال ها:
    5
    تشکر شده:
    1
    امتیاز دستاورد:
    1
    رفتم در باغ در شکسته
    دیدم سولی جان آنجا نشسته
    گفتم سولی جان اینجا چه فنده
    گفتا که کنم چاره سر و دنده شکسته
    گفتم که برو دکتر و از اوی دواخواه
    گفتاچکنم پول ندارم ،در دکتر بسته
     
وضعیت موضوع:
موضوع بسته شده است.