1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

شاعرانه ها * مشاعره با شاعران منتخب *

شروع موضوع توسط مرهم ‏21/1/21 در انجمن اشعار

  1. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏21/10/15
    ارسال ها:
    20,062
    تشکر شده:
    84,746
    امتیاز دستاورد:
    244
    جنسیت:
    زن
    هستیم به امید تو چون دوش امشب
    بر آمدنت بسته دل و هوش امشب

    زان گونه که دوش در دلم بودی تو
    یارب! که ببینمت در آغوش امشب

    فروغی بسطامی لطفا
     
    f@rid69، SiavashBaran و Anoosh از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. کاربر ویژه کاربر اخراج شده ⊘ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏18/4/19
    ارسال ها:
    13,042
    تشکر شده:
    37,170
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    مرد

    تا قبلهٔ ابروی تو ای یار کج است
    محراب دل و قبلهٔ احرار کج است

    ما جانب قبلهٔ دگر رو نکنیم
    آن قبله مراست گرچه بسیار کج است

    از مهدی سهیلی لطفا
     
    f@rid69 و SiavashBaran از این پست تشکر کرده اند.
  3. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/22
    ارسال ها:
    781
    تشکر شده:
    6,144
    امتیاز دستاورد:
    125
    جنسیت:
    مرد
    ز نقص خویش ندیدم به خود نماز تمامی

    خوشا کسی که رسد از نمازها به مقامی

    نماز وروزه اگر روح را عروج نبخشد

    چه قبله ای؟چه نمازی؟چه روزه ای؟ چه صیامی؟

    از پروین اعتصامی لطفا
     
    f@rid69 و SiavashBaran از این پست تشکر کرده اند.
  4. کاربر ویژه کاربر اخراج شده ⊘ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏18/4/19
    ارسال ها:
    13,042
    تشکر شده:
    37,170
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    مرد
    پیام داد سگ گله را، شبی گرگی
    که صبحدم بره بفرست، میهمان دارم
    مرا به خشم میاور، که گرگ، بدخشم است
    درون تیره و دندان خون فشان دارم
    جواب داد، مرا با تو آشنائی نیست
    که رهزنی تو و من نام پاسبان دارم
    من از برای خور و خواب، تن نپروردم
    همیشه جان به کف و سر بر آستان دارم
    مرا گران بخریدند، تا بکار آیم
    نه آنکه کار چو شد سخت، سر گران دارم
    مرا قلاده بگردن بود، پلاس به پشت
    چه انتظار ازین بیش، ز اسمان دارم
    عنان نفس، ندادم چو غافلان از دست
    کنون بدست توانا، دو صد عنان دارم
    گرفتم آنکه فرستادم آنچه میخواهی
    ز خود چگونه چنین ننگ را نهان دارم
    هراس نیست مرا هیچگه ز حملهٔ گرگ
    هراس کم دلی برهٔ جبان دارم
    هزار بار گریزاندمت به دره و کوه
    هزارها سخن، از عهد باستان دارم
    شبان، بجرات و تدبیرم آفرینها خواند
    من این قلادهٔ سیمین، از آن زمان دارم
    رفیق دزد نگردم بحیله و تلبیس
    که عمرهاست به کوی وفا مکان دارم
    درستکارم و هرگز نمانده‌ام بیکار
    شبان گرم نبرد، پاس کاروان دارم
    مرا نکشته، به آغل درون نخواهی شد
    دهان من نتوان دوخت، تا دهان دارم
    جفای گرگ، مرا تازگی نداشت، هنوز
    سه زخم کهنه به پهلو و پشت و ران دارم
    دو سال پیش، بدندان دم تو برکندم
    کنون ز گوش گذشتی، چنین گمان دارم
    دکان کید، برو جای دیگری بگشای
    فروش نیست در آنجا که من دکان دارم​

    از منوچهری لطفا
     
    f@rid69 و SiavashBaran از این پست تشکر کرده اند.
  5. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/22
    ارسال ها:
    781
    تشکر شده:
    6,144
    امتیاز دستاورد:
    125
    جنسیت:
    مرد
    عاشقا، رو دیده از سنگ و دل از فولاد ساز
    کز سوی دیگر برآمد عشقباز آن یار باز

    عشق بازیدن، چنان شطرنج بازیدن بود
    عاشقی کردن نیاری، دست سوی او میاز

    از بیهقی لطفا
     
    f@rid69 و SiavashBaran از این پست تشکر کرده اند.
  6. کاربر ویژه کاربر اخراج شده ⊘ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏18/4/19
    ارسال ها:
    13,042
    تشکر شده:
    37,170
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    مرد
    مطمئنید بیهقی تاریخ نویس عرب گرا شاعر هم بوده ؟
     
    f@rid69 از این پست تشکر کرده است.
  7. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏19/10/20
    ارسال ها:
    2,877
    تشکر شده:
    11,281
    امتیاز دستاورد:
    196
    جنسیت:
    مرد
    اگر منظور از بیهقی (ابوالفضل محمد بن حسین بیهقی، نویسنده تاریخ بیهقی است)
    خیر ایشان شاعر نبودند
    هرچند در بین نوشته های تاریخ بیهقی
    کوتاه نوشته هایی مانند نمونه زیر نیز یافت می شود
    که از ذوق ادبی ایشان حکایت دارد

    وی رفت
    و آن قوم که محضر ساختند رفتند
    و ما را نیز می‌باید رفت
    که روز عمر به شبانگاه آمده است..

    ...
    و سفر درازآهنگ شد
    امرای اطراف هر کسی خوابکی دید
    چنان‌که چون بیدار شد،
    خویشتن را بی سر یافت و بی‌ولایت
     
    f@rid69 و Anoosh از این پست تشکر کرده اند.
  8. کاربر ویژه کاربر اخراج شده ⊘ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏18/4/19
    ارسال ها:
    13,042
    تشکر شده:
    37,170
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    مرد
    گرفتمت که رسیدی بدانچه می‌طلبی
    گرفتمت که شدی آنچنان که می‌بایی

    نه هر چه یافت کمال از پیش بود نقصان
    نه هر چه داد، ستد باز چرخ مینایی؟!​

    بعدی از فردوسی لطفا
     
    f@rid69 از این پست تشکر کرده است.
  9. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏23/5/20
    ارسال ها:
    3,263
    تشکر شده:
    15,258
    امتیاز دستاورد:
    116
    جنسیت:
    مرد
    اگر دانشی مرد گوید سخن
    تو بشنو که دانش نگردد کهن

    به رنج اندر ار تنت را رواست
    که خود رنج بردن به دانش سزاست

    بیاموز و بشنو ز هر دانشی
    بیابی ز هر دانشی رامشی

    لطفا از فاضل نظری
     
    Anoosh از این پست تشکر کرده است.
  10. کاربر ویژه کاربر اخراج شده ⊘ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏18/4/19
    ارسال ها:
    13,042
    تشکر شده:
    37,170
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    مرد
    من آسمان پر از ابرهای دلگیرم

    اگر تو دلخوری از من، من از خودم سیرم

    من آن طبیب زمین گیر زار و بیمارم

    که هر چه زهر به خود می دهم نمی میرم

    من و تو آتش و اشکیم در دل یک شمع

    به سرنوشت تو وابسته است تقدیرم

    به دام زلف بلندت دچار و سردرگم

    مرا جدا مکن از حلقه های زنجیرم

    درخت سوخته ای در کنار رودم من

    اگر تو دلخوری از من، من از خودم سیرم...

    لطفا ار محمدعلی بهمنی
     
    f@rid69 از این پست تشکر کرده است.