1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

شاعرانه ها * مشاعره با شاعران منتخب *

شروع موضوع توسط مرهم ‏21/1/21 در انجمن اشعار

  1. بله ، البته بقول کاربر قدیمی رها شاید هم مخترع املا اشتباه کرده .

    شب سیاه بدان زلفکان تو ماند
    سپید روز بپاکی رخان تو ماند

    عقیق را چو بسایند نیک سوده گران
    که آبدار بود، با لبان تو ماند

    ببوستان ملوکان هزار گشتم بیش
    گل شکفته برخسارگان تو ماند

    دوچشم آهو و دو نرگس شکفته ببار
    درست و راست بدان چشمکان تو ماند

    کمان بابلیان دیدم و طرازی تیر
    که بر کشیده شود، بابروان تو ماند

    ترا بسروین بالا قیاس نتوان کرد
    که سرو را قد و بالا بدان تو ماند​

    لطفا از پروین اعتصامی
     
    Anoosh، m naizar، f@rid69 و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏21/10/15
    ارسال ها:
    20,062
    تشکر شده:
    84,746
    امتیاز دستاورد:
    244
    جنسیت:
    زن
    ای دل عبث مخور غم دنیا را
    فکرت مکن نیامده فردا را

    کنج قفس چو نیک بیندیشی
    چون گلشن است مرغ شکیبا را

    بشکاف خاک را و ببین آنگه
    بی مهری زمانهٔ رسوا را

    این دشت، خوابگاه شهیدانست
    فرصت شمار وقت تماشا را

    از عمر رفته نیز شماری کن
    مشمار جدی و عقرب و جوزا را

    دور است کاروان سحر زینجا
    شمعی بباید این شب یلدا را

    در پرده صد هزار سیه کاریست
    این تند سیر گنبد خضرا را

    پیوند او مجوی که گم کرد است
    نوشیروان و هرمز و دارا را

    این جویبار خرد که می‌بینی
    از جای کنده صخرهٔ صما را

    از نادرنادرپور لطفا
     
    Anoosh، m naizar، f@rid69 و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. امشب ، گرسنگان زمین ، قرص ماه را
    از سفره‌ی سخاوت دریا ربوده‌اند
    اما ، نسیم مست​
    در لحظه‌ی تکاندن این سفره‌ی فراخ
    تصویر تابناک هزاران ستاره را
    چون خرده‌های نان
    بر ماهیان خرد و کلان هدیه کرده است
    وینان نسیم را به کرامت ستوده‌اند
    امشب ، در امتداد افق‌ها و موج‌ها
    شهر ایستاده است
    و شب از روی دوش او لغزیده بر زمین
    وینک که پلک پنجره ها باز می شود
    گویی که گربه های سیاه از درون چاه
    چشمان کهربایی خود را گشوده اند

    لطفا از صائب تبریزی
     
    Anoosh، m naizar، f@rid69 و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏21/10/15
    ارسال ها:
    20,062
    تشکر شده:
    84,746
    امتیاز دستاورد:
    244
    جنسیت:
    زن
    عشق کو تا گرم سازد این دلِ رنجور را
    در حریمِ سینه افروزد چراغِ طور را

    حیرتی دارم که با این نشأه سرشارِ عشق
    دار چون بر دوشِ خود دارد سرِ منصور را

    چند از هر کوکبی نیشی به چشمِ من خورد؟
    وقت شد کآتش زنم این خانهٔ زنبور را

    ای مسیحا از علاجم دست کوته‌کن که نیست
    صندلی از لای خُم بهتر سَرِ مخمور را

    چون ز دل آمد غبارِ خطِ مشکینِ ترا؟
    کز نظر پنهان کند دلخوش‌کنِ صد مور را


    از فرخی یزدی لطفا
     
    Anoosh، m naizar، f@rid69 و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.


  5. بهار آمد و در جام باده باید کرد
    به فکر ساده من فکر ساده باید کرد

    به سرسپرده خود عارفی چه خوش می گفت
    که دستگیری از پا فتاده باید کرد

    بر اسب پیلتن ای شه اگر سوار شدی
    تفقدی به گدای پیاده باید کرد

    هزار عقده گشاید اراده و تصمیم
    پی گرفتن تصمیم اراده باید کرد

    چو در میان دو همسایه کشمکش افتاد
    بگو به خانه خدا استفاده باید کرد

    زبون شدیم ز بس وقت کار حرف زدیم
    زبان به بسته و بازو گشاده باید کرد

    به بنده ای که چو من ای خداندادی هیچ
    ز عدل و داد تو شکر نداده باید کرد
    از نظامی لطفا
     
    Anoosh، m naizar، M @ H @ K و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏23/5/20
    ارسال ها:
    3,263
    تشکر شده:
    15,258
    امتیاز دستاورد:
    116
    جنسیت:
    مرد
    بر جوش دلا که وقت جوش است
    گویای جهان چرا خموش است

    میدان سخن مراست امروز
    به زین سخنی کجاست امروز

    اجری خور دسترنج خویشم
    گر محتشمم ز گنج خویشم

    از همام تبریزی لطفا
     
    Anoosh، m naizar و M @ H @ K از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏21/10/15
    ارسال ها:
    20,062
    تشکر شده:
    84,746
    امتیاز دستاورد:
    244
    جنسیت:
    زن
    ای دل که شدی در سر آن زلف به تاب
    در جایگه خوشی مکن جنگ و عتاب

    وی دیده که تشنه‌ای بر آن درّ خوشاب
    گر تشنه‌ای از بهر چه می‌ریزی آب

    از فروغی بسطامی لطفا
     
    Anoosh، f@rid69 و m naizar از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏23/5/20
    ارسال ها:
    3,263
    تشکر شده:
    15,258
    امتیاز دستاورد:
    116
    جنسیت:
    مرد
    صف مژگان تو بشکست چنان دل‌ها را
    که کسی نشکند این گونه صف اعدا را

    نیش خاری اگر از نخل تو خواهم خوردن
    کافرم ، کافر، اگر نوش کنم خرما را

    گر ستاند ز صبا گرد رهت را نرگس
    ای بسا نور دهد دیدهٔ نابینا را

    رهی معیری لطفا
     
    Anoosh و m naizar از این پست تشکر کرده اند.
  9. کاربر ویژه کاربر اخراج شده ⊘ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏18/4/19
    ارسال ها:
    13,042
    تشکر شده:
    37,170
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    مرد


    در پیش بی‌دردان چرا فریاد بی‌حاصل کنم
    گر شکوه‌ای دارم ز دل با یار صاحبدل کنم

    در پرده سوزم همچو گل در سینه جوشم همچو مل
    من شمع رسوا نیستم تا گریه در محفل کنم

    اول کنم اندیشه‌ای تا برگزینم پیشه‌ای
    آخر به یک پیمانه می اندیشه را باطل کنم

    زآن رو ستانم جام را آن مایه آرام را
    تا خویشتن را لحظه‌ای از خویشتن غافل کنم

    از گل شنیدم بوی او مستانه رفتم سوی او
    تا چون غبار کوی او در کوی جان منزل کنم

    روشنگری افلاکیم چون آفتاب از پاکیم
    خاکی نیم تا خویش را سرگرم آب و گل کنم

    غرق تمنای توام موجی ز دریای توام
    من نخل سرکش نیستم تا خانه در ساحل کنم

    دانم که آن سرو سهی از دل ندارد آگهی
    چند از غم دل چون رهی فریاد بی‌حاصل کنم​

    بعدی از مهدی سهیلی لطفا
     
    Farzane و m naizar از این پست تشکر کرده اند.
  10. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪

    تاریخ عضویت:
    ‏29/7/15
    ارسال ها:
    21,429
    تشکر شده:
    100,226
    امتیاز دستاورد:
    148
    جنسیت:
    مرد
    کجا دانند حال ما سبکبالان ساحل ها
     
    Farzane و Anoosh از این پست تشکر کرده اند.