الا زنی که صدایی ـ فقط صدا ـ ای زن! صدای با دل و جان من آشنا، ای زن! من از تو نام تو را خواستم، غروب آری که تا به نام بخوانم شبی تو را، ای زن! تو هیچ نام نداری به ذهن من، ناچار به نام عشق تو را می زنم صدا، ای زن! حسین منزوی
پلک زندگی ماست در یکی تاب می خوریم در یکی بی تاب می شویم و من در هر پلکی یکبار دیدنت را می بازم عباس معروفی
لبخند اردیبهشت روی لب های توست ، تو که میخندی برایم زمین چیزی از بھشت کم ندارد ...! #حمیدرضا_عبداللهى
آدم گاهی چه گرم می شود به یک ” هستــــــم ” ؛ به یک ” نتـــــــرس ” ، به یک ” نـــــــوازش ” ! به یک ” دوسِت دارم” …