دوستان پیشاپیش یلداتون مبارک باشه . منم یه آهنگ به مناسبت شب یلدا تقدیمتون میکنم شب یلدا _ حامد محضر نیا
شب یلدا ز راه آمـــــــــــد دوبـــــــــاره بگیر ای دوست! از غمهـــــــا کناره شب شادی وشـــور و مهربانی است زمـــــــان همدلی و همزبانی است در آن دیدارهــــــــــــا تا تـــــــــازه گردد محبت نیـــــــــــــــز بی اندازه گـردد به هرجا محفلی گرم و صمیمی است که مهمانی درآن رسمی قدیمی است به دور هم تمـــــــــــام اهــــــل فامیل شده بر پا بســــاط میــــوه – آجیل ز خـــوردن خوردنِ این شـــــــــام چلّه شود مهمان حسابی چاق و چلّه!! همــــــــــه با انتظاری عاشقــــــــــانه نظـــــــر دارند ســـــــــوی هندوانه! نشسته با تفاخـــــــــر تــوی سینی کنارش چاقـــــــــــویی را هم ببینی چو گــــــــردد قــاچ قــــاچ آن هندوانه شود آب از لب و لوچـــــــــــه روانه! بســــــاط خنده و شادی فراهـــــــــم اس ام اس می رسد پشت سر هم جوانان آن طرف تـــر جـــــــوک بگویند دل از گرد و غبــــــار غـــــم بشویند کسی را گـــر صدایی نیم دانگ است در این محفل پی تولید بانگ است!! زند بــــــــا “ای دل ای دل” زیـــــر آواز ز بعد آن “هاهاها”یی کند ســـــاز! ببندد چشــــــــم و جنباند ســـرش را بخواند شعـــــــــــــرهای از برش را! چنین با شور و نغمه – شعر و دستان خرامان می رســــــد از ره زمستان شمردم مــــن ز چلّــــــــه تا به نـــوروز نمانده هیچ؛ جز هشتاد و نه روز ! کنـــــون معکــــــــــوس بشمارید یاران که در راه است فصــــــــل نوبهاران….
بانوی شعر و غزل عاشق که میشود گونه هایش رنگ به رنگ میشود ارام کنار هستی اتش گرم زمستان شعر مینویسد حافظ باز میکند قران قدیمی مادر بزرگ را بر میدارد و یاسین میخواند شاملو تعارف لحظه ها میکند و دل به ضرب موزون وگاه ناموزون گیتار میسپارد گاهی نقش میکند انارهای سرخ ترک خورده را بر بوم سفید خاطره ها دانه دانه شیرین و سرخ و اتشین یلدا بی بهانه با زیباییهای خویش در استانه ی زمستان ارام به در میکوبد و صدای پایش میتواند اغاز دل دادنهای ما باشد MITRA یلداتون زیبا بهترینهای ذهن من
دو قدم مانده که پاییز به یغما برود این همه رنگ ِ قشنگ از کف ِ دنیا برود هرکه معشوقه برانگیخت گوارایش باد...... دل ِ تنها به چه شوقی پی ِ یلدا برود؟ گله هارابگذار! ناله هارابس کن! روزگارگوش ندارد که تو هی شِکوه کنی! زندگی چشم ندارد که ببیند اخم دلتنگِ تو را... فرصتی نیست که صرف گله وناله شود! تابجنبیم تمام است تمام!! مهردیدی که به برهم زدن چشم گذشت.... یاهمین سال جدید!! بازکم مانده به عید!! این شتاب عمراست ... من وتوباورمان نیست که نیست!! ***زندگی گاه به کام است و بس است؛ زندگی گاه به نام است و کم است؛ زندگی گاه به دام است و غم است؛ چه به کام و چه به نام و چه به دام... زندگی معرکه همت ماست...زندگی میگذرد... زندگی گاه به نان است و کفایت بکند؛ زندگی گاه به جان است و جفایت بکند؛ زندگی گاه به آن است و رهایت بکند؛ چه به نان و چه به جان و چه به آن... زندگی صحنه بی تابی ماست...زندگی میگذرد... زندگی گاه به راز است و ملامت بدهد؛ زندگی گاه به ساز است و سلامت بدهد نوازنده موسيقي مهرباني در جهان تيره و تار باشيم
ميميرمو مردم..كاري بسيار شاد از مرحوم مرتضي احمدي http://www.pro.uploadpa.com/?file=1450524046202548_Morteza_Ahmadi-Mimiramo_Mordam-(WWW.IRMP3.IR).mp3
شب یلدا همیشه جاودانی است / زمستان را بهارزندگانی است شب یلدا شب فر و کیان است / نشان ازسنت ایرانیان است
شب یلدا یا شب چلّه بلندترین شب سال در نیمکره شمالی زمین است. این شب به زمان بین غروب آفتاب از ۳۰ آذر (آخرین روز پاییز) تا طلوع آفتاب در اول ماه دی (نخستین روز زمستان) اطلاق میشود. ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام شب یلدا را جشن میگیرند.این شب در نیمکره شمالی با انقلاب زمستانی مصادف است و به همین دلیل از آن زمان به بعد طول روز بیشتر و طول شب کوتاهتر میشود. مراسم شب یلدا (شب چله) از طریق ایران به قلمرو رومیان راه یافت و جشن «ساتورن» خوانده میشد. یلدا؛ شب نشینی خانوادگی تاریخی واژه «یلدا» به معنای «زایش زادروز» و تولد است. ایرانیان باستان با این باور که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید،روزها بلندتر میشوند و تابش نور ایزدی افزونی مییابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید میخواندند و برای آن جشن بزرگی برپا میکردند و از این رو به دهمین ماه سال دی (دی در دین زرتشتی به معنی دادار و آفریننده) میگفتند که ماه تولد خورشید بود. یلدا و جشنهایی که در این شب برگزار میشود، یک سنت باستانی است. مردم روزگاران دور و گذشته، که کشاورزی، بنیان زندگی آنان را تشکیل میداد و در طول سال با سپری شدن فصلها و تضادهای طبیعی خوی داشتند، بر اثر تجربه و گذشت زمان توانستند کارها و فعالیتهای خود را با گردش خورشید و تغییر فصول و بلندی و کوتاهی روز و شب و جهت و حرکت و قرار ستارگان تنظیم کنند. آنان ملاحظه میکردند که در بعضی ایام و فصول روزها بسیار بلند میشود و در نتیجه در آن روزها، از روشنی و نور خورشید بیشتر میتوانستند استفاده کنند. این اعتقاد پدید آمد که نور و روشنایی و تابش خورشید نماد نیک و موافق بوده و با تاریکی و ظلمت شب در نبرد و کشمکشاند. مردم دوران باستان و از جمله اقوام آریایی، از هند و ایرانی – هند و اروپایی، دریافتند که کوتاهترین روزها، آخرین روز پاییز و شب اول زمستان است و بلافاصله پس از آن روزها به تدریج بلندتر و شبها کوتاهتر میشوند، از همین رو آنرا شب زایش خورشید نامیده و آنرا آغاز سال قرار دادند. بدینسان در دوران کهن فرهنگ اوستایی، سال با فصل سرد شروع میشد و در اوستا، واژه Sareda, Saredha «سَرِدَ» یا «سَرِذَ» که مفهوم «سال» را افاده میکند، خود به معنای «سرد» است و این به معنی بشارت پیروزی اورمزد بر اهریمن و روشنی بر تاریکی است. در آثارالباقیه ابوریحان بیرونی، ص ۲۵۵، از روز اول دی ماه، با عنوان «خور» نیز یاد شدهاست و در قانون مسعودی نسخه موزه بریتانیا در لندن، «خُره روز» ثبت شده، اگرچه در برخی منابع دیگر «خرم روز» نامیده شده است. در برهان قاطع ذیل واژه «یلدا» چنین آمده است: «یلدا شب اول زمستان و شب آخر پاییز است که اول جَدی و آخر قوس باشد و آن درازترین شبهاست در تمام سال و در آن شب و یا نزدیک به آن شب، آفتاب به برج جدی تحویل میکند و گویند آن شب به غایت شوم و نامبارک میباشد و بعضی گفتهاند شب یلدا یازدهم جدی است». سفره شب یلدا، «میَزد» Myazd نام داشت و شامل میوههای تر و خشک، نیز آجیل یا به اصطلاح زرتشتیان، «لُرک» Lork که از لوازم این جشن و ولیمه بود، به افتخار و ویژگی «اورمزد» و «مهر» یا خورشید برگزار میشد. روز پس از شب یلدا (یکم دی ماه) را خورروز (روز خورشید) و دی گان؛ میخواندند و به استراحت میپرداختند و تعطیل عمومی بود. فردوسی به استناد منابع خود، یلدا و خور روز، را به هوشنگ از شاهان پیشدادی ایران (کیانیان که از سیستان پارس برخاسته بودند) نسبت داده و در این زمینه از جمله گفته است: که ما را ز دین بهی ننگ نیست به گیتی، به از دین هوشنگ نیست همه راه داد است و آیین مهر نظر کردن اندر شمار سپهر شب چله: چهل روز از زمستان که آغاز آن برابر است با اول جَدی و هفتم دی ماه جلالی و بیست و دوم دسامبر فرنگی، و پایانش برابر است با شانزدهم بهمن ماه جلالی و سی ام ژانویه فرنگی که به آن چله بزرگ زمستان گویند. در ایران مرکزی چله بزرگ زمستان از آغاز زمستان که برابر است با آغاز دی ماه شروع می شود و مدت آن چهل روز است. و چله کوچک زمستان از شب دهم بهمن ماه تا پایان بهمن ماه که مدت آن بیست روز است. چله بزرگ: چهل روز از موسم زمستان که آغاز آن مطابق اول جَدی و هفتم دی ماه جلالی و بیست و دوم دسامبر فرانسوی و پایانش شانزدهم بهمن ماه جلالی و سی ام ژانویه فرانسوی است.
دوستان .انجمن..یلداتون پیشاپیش مبارک ღ ღღ ღ بایه چشم بهم زدن فصل پاییزم داره کوله بارشو می بنده که بره همین دیروز بود که داشتیم روزهای قشنگ پاییزرو بهم تبریک میگفتیم . بیایید قدر لحظه هارو بیشتر بدونیم و از کنار هم بودن لذت ببریم دوستان در این آخرین روزهای پاییزی برایتان اینگونه دعا میکنم خدایا گوشه چشمی از تو کافیست تاهر رنجی به رحمت هر غصه ای به شادی هر بیماری به سلامتی هر گرفتاری به آسایش و آسانی هر فراقی به وصل هر قهری به آشتی هر زشتی به زیبایی هر تاریکی به نور هر ناممکنی به معجزه تبدیل شود . . . دوستـــــــــــــــــــــ ــــــــــــان انجمن محفل آریائی تان طلائی ، دلهایتان دریائی ، شادیهایتان یلدائی پیشاپیش مبارک باد این شب اهورائی . . . چه سخاوتمند است پاییز که شکوه بلندترین شبش را عاشقانه پیشکش تولد زمستان کرد زمستانتان سفید و سلامت . . . یلدا مبارک شب یلداست مراقب باش خرابت نکند غافل از واقعه کرببلایت نکند ای که دم میزنی ازعشق حسین بن علی آنچنان باش که ارباب جوابت نکند پاییز ثانیه ثانیه می گذرد، یادت نرود این جا کسی هست که به اندازه تمام برگ های رقصان پاییز برایت آرزوهای خوب دارد. عمرت یلدایی، دلت دریایی، روزگارت بهاری پیشاپیش یلدایتان مبارکباد