دارم به این فکر میکنم که الان با ماشین میشه کجا رفت و خیابونگردی کرد.. مامانبزرگمم بردارم مادر دختری بزنیم به دل خیابونای شب.. باهم حرف بزنیم و خاطرات گذشته رو کنکاش کنیم.. من امشب خیلی بیقرارم..
تو این فکرم که چقدر خاک این فرومِ تاپ فروم دامن گیره که کسی که داخلش شد دیگه نمیتونه ترکش کنه حتی اگه برای همیشه خداحافظی کنه دوباره برمیگرده
من یه جاهایی به خاطر یه سری افراد که خیلی برام محترم و ارزشمند بودن، چشمامو بستم و اجازه دادم غرورم لطمه بخوره.. کوتاه میومدم که مبادا اون آدم "غمگین" شه.. از اون موقع مدتی هست که میگذره ولی هنوز هم که هنوزه وقتی یاد سکوت غمانگیز خودم میفتم عمیقا میشکنم.. عمیقا.. بعضی زخما واقعا خوب نمیشه.. مثل اثر یه میخ کهنه روی دیوار.. میکنیش ولی جاش تا ابد معلومه و صافی و سفیدی دیوار رو لکهدار میکنه..
شکسپیر میگوید وقتی میتوانستم صحبت کنم، گفتند: گوش کن... وقتی میتونستم بازی کنم ، مرا کار کردن آموختند... وقتی کاری پیدا کردم ، ازدواج کردم... وقتی ازدواج کردم ، بچه ها آمدند... وقتی آنها را درک کردم ، مرا ترک کردند...!!! وقتی یاد گرفتم چگونه زندگی کنم، زندگی تمام شد...! "زیبا زندگی کنید"
تا الان از شدت استرس و کار بیدار بودم ، خودمو درگیر یه بازی ای کردم که فکر میکردم دو جانبه سود داره ، ولی الان میبینم شایدم نه ! تو بازار ایران نمیشه به راحتی ریسک اقتصادی کرد . باس آسه بری آسه بیای . منم چون تو لونه خودم بودم اکثرا شاید واس همین استرسم زیاده ، مثه بچهای تازه راه افتاده . همش ته دلم میگم خدا بزرگه با یه سود منطقی برمیگرده پولا . اخه میدونی بحث سرمایه گذاریم نیست ، بحث اقتصاد مریضه که ادمو میترسونه ، بحث اعتماد به نفسه ، بحث اینکه اون ایده الیستیت خفه شه و بذاره از اون دایره خوب و خوشت بیای بیرون و بیوفتی تو چالشای مختلف ! پوووف خدا رو شکر تنها نیستم ، البته اینم به نوعیش ترسناکه . نمیخوام ضعیف بیام به چشم ادمای نزدیکم ، یا از چشمشون بیوفتم ، بگن بیا دیدی نتونستی ، حمایت ما اشتباه بود ! حتی تنها نبودنم ترسناک شده ! خلاصه هی راه میرم ، اب میخورم ، راه میرم ، هی فکر میکنم ، فکر فکر فکر .. که نکنه نکنه نکنه ... فردا هم ساعت ۹ باس پاشم . کی ساعت ۵ شد که ۵ و نیم بشه ؟ : ) آخیش نیاز داشتم یه این نوشتن : )) چند روزه که خارش گرفتم و هر ناراحتی اعصابی خارش رو تشدید میکنه ، اینا بده ! وای واقن گرمه انگار از زمستون یهو شیفت کردیم به تابستووون گرفتاریه و در اخر به این فکر میکنم که فردا چه ساعتی از خواب پا میشم ؟