حقیقتاً در ارتباط با مظلوم نماها همین بس که ببخشید بهت اعتماد ندارم و ازت خوشم نیومد، تو هرچیزی که تعریف کردی قربانی تو بودی، حتی الان هم من آدم بده ی داستان ِ جدیدی که میخوای تعریف کُنی شدم : ))
مشاعره نامنظمه؟ قشنگه ولی... جالبه که چرا بعضی ها برای فعالیت تو یک فروم اکانت جدید میسازن؟ ی نفر ی جایی دوتا اکانت داشت هر روز با هر دوتاش آنلاین میشد پست میذاشت هرچند که خودش اعتراف میکرد: "اینا هردو دست منه"، اما هیچوقت درکش نکردم پناه اش بر خدا ! شاید اگر جنگ آخر نشه و زمین زنده بمونه و عمر خودمم به دنیا باشه ی روز اینم درک کردم . اما همه اینا در هر صورت چه اهمیتی داره؟حقیقتا اصلا اهمیتی نداره به من چه!
در روح برخی انسانها انگار که کرانههایی از دریاست هنگامیکه با آنها همکلام میشوی گویی پاهایت را به سمت دریا دراز میکنی و آرامش مییابی...
گرگ عاشق شده بود عاشق طعمه اش … نزدیکش شد بوییدش بوسیدش و با دندان گلویش را درید … افسوس … ذات احساس نمی شناسد…!!
شایدم قبلا یه کارایی و رفتاری داشتن که خودشونم شرمندن ، بی تعارف احتمال بدین پشت هر حرفی و رفتاری شاید یچیزایی هست که همه قرار نیست خبر داشته باشن و از وجودشون بی خبریم! : ))