پروردگارا درهر کلام من نام تو پیداست در هر نفسم عشق تو هویداست لب به نام تو باز می کنم شاید که دلم راز تو را بگشاید... شاید که تو در کالبد این روح سر گشته ام دمی از نور فرستی و وجود پرِ بی قراری ام را به نفس های کبریایی ات تقدّس بخشی... خدای من آرامشی ببخش دلهای بی قرارمان را ... که تویی آرامِ هرچه دلِ پراز تلاطم... در هر نفسی تو پیدا هستی ای عشق به هر نگاهی تویی طراوت ای عشق هر جام می از لعل لبانت چشیدن دارد در هر قدمی تو در کناری ای عشق...
ای خدایی که رئوفی و رحیم خدایی که مهربانی و بخشنده خدایی که بندگانت را فراموش نمی کنی دگربار مرا دریاب و چون همیشه شرمنده لطفت کن
خدایا! گویى من با همه هستی ام در برابرت ایستاده ام درحالیکه حسن اعتمادم بر تو بر وجودم سایه افکنده است و آنچه را تو شایسته آنى بر من جارى کرده ای و مرا با عفوت پوشانده اى
خدایـــــا ...!! مدعیان رفاقت ، هر کدام تا نقطه ای همراهند ... عده ای تا مرز منفعت ... عده ای تا مرز مال ... عده ای تا مرز جان ... عده ای تا مرز آبرو ... و همگان تا مرز این جهان ... تنها تویی که همواره می مانی ... خـدایــا . . . ﺣس ﺑﻮﺩﻧﺖ ﻗﺸﻨﮓ ﺗﺮﯾــﻦ ﺣﺲ ﺩﻧﯿﺎﺳﺖ ...