پاسخ : ·•● ظِرآفـتِـ בُפֿـترآنہ ●•· در خواب هم راحتم نمی گذارے ، بی خبر می آیے ،صدایم می کنے … تا چشم باز میکنم ، باز نیستے !
پاسخ : ·•● ظِرآفـتِـ בُפֿـترآنہ ●•· گـاهــی لال مــی شوב آבم … حـرف בارב ؛ ولـی …[ ڪـلمـﮧ ] نـבارב … !!!
پاسخ : ·•● ظِرآفـتِـ בُפֿـترآنہ ●•· مـטּ ... چاییـم [ سرב ] بشـﮧ میریـزم בور !!! تـو ڪﮧ جاے פֿـوב בارے ...
پاسخ : آدمای مهربون منم مثل تو فک ميکردم اون موقع پرستو .. الان يه آدمي رو ميشناسم که دقيقن همينجوري ـه اينم واسش گذاشتم تو فيسدوغش راضي باشي آقا حسين [MENTION=123]pesare rastgoo[/MENTION]
پاسخ : آدمای مهربون آورین آقا پسر مهربون.. فداییع دارییع! آدمای مهربون وقتی میرن خیلی دور نمیشن آدمای مهربون وقتی هستن خیلی نزدیک نمیشن
وقتی از عشقت جدا میشی... اولش داغی... میگی بیخیال باو دنیا رو عشقه... ی چن ساعت ک میگذره... هی تند تند گوشیتو چک میکنی... عصبی میشی... میری اس ام اسایی ک داده بود رو همشونو چندبار از اول میخونی... میری تو گالری و به عکساش نگاه میکنی... یدفعه گوشیتو میذاری کنار و خیره میشی ب رو ب روت... فکر میکنی.. . ب همه چی... الآن کجاس ؟ چی کار میکنه؟ اونم دلش برا من تنگ شده؟ اونم داره کم کم ،کم میاره؟ چی شد اون دوست دارم گفتنا...؟ اون عشقم گفتنا... اون قول و قرارا...؟ حالا میری تو خاطراتت دنبال نشونی بگردی ک ببینی واقعا عاشقت بوده یا نه... وارد خاطرات ک میشی دیگه کنترل اشکات دست خودت نیست... این کارا میشه کار هر روزت.. دیگه شبا بهم شب بخیر نمیگین.. دیگه صبحا به عشقش از خواب بیدار نمیشی... دیگه امیدی ب هیچ چیزی نداری... دیگه *** عاشق *** نمیشی ... و "تو" از همین الآن یه مرده ی متحرک محسوب میشی.!