پاسخ : بـَرای ِ مُخاطب ِ خاصّم.. ازدست عزیزان چه بگوییم گله ای نیست گرهم گله ای هست دگرحوصله ای نیست درحسرت دیدارتواواره ترینم هرچندکه تامنزل توفاصله ای نیست
آدمای مهربون لبخند نمی زنن خیلی هم نگات نمی کنن آدمای مهربون دوست ندارن بدونی مهربونن آدمای مهربون شوخی نمی کنن یه خورده اخمالو هستن یه خورده بی حوصله یه خورده گوشت تلخ ولی اینو بدون اگه برات مشکلی پیش بیاد فقط اونا برات می مونن آخرشم وقتی ازشون ممنون میشی وقتی بهشون بگی که واقعا فرشته هستن وقتی بخوای بغلشون کنی انگار برق گرفته باشدشون یه دفه میزارن میرن آدمای مهربون وقتی میرن خیلی دور نمیشن آدمای مهربون وقتی هستن خیلی نزدیک نمیشن یادشون شیرین نیس ولی همه گیره! حرفاشون جالب نیس ولی آدمو میگیره! قلبت براشون نمیزنه بجز وقتی که خیلی دیره...
پاسخ : آدمای مهربون ممنونم خوندین دقیقا درک میکنم چرا این حرف رو میزنید و کاملا حق رو به شما میدم. البته اینم خوب میدونم که مهربون من با مهربون شما از زمین تا آسمون فرق داره خیلی سخت نگیریم،ها؟ مهربونی همه انواعش قشنگه...
جمعیت ، دست می زنند چرا؟ شیشه لک می شود، بگو نزنند گردیِ حدْقه ها پر از خالیست چشم ننداز! زد! بگو نزنند! ریه ام لای دنده های قفس... به کبوتر، لگد بگو نزنند توپخانه؟... میان دشمن ... خششش... کودکی می دود بگو نزنند عطرشان طعم سکه روی زبان بوی بد می دهد بگو نزنند
پاسخ : دست می زنند، چرا؟ نه دیگه نمیشه! ولی میشه یه معامله بکنیم : اگه شما بیت به بیت و مصرع به مصرع فکر کنی و هر چی در مورد هر مصرع به نظرت رسید برا من بنویسی اونموقع من میتونم برات معنی این شعرو بنویسم:happy0199: ممنونم خوندی آقا ایمان و خوشحال میشم که نظر میذاری:love0041::ghalb: