1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

زندگینامه فروغ فرخزاد +اشعار

شروع موضوع توسط Zarirr ‏21/11/10 در انجمن معرفی شخصیتها، زندگینامه و کتاب

  1. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    در شب کوچک من
    افسوس ،
    باد با برگ درختان میعادی دارد
    در شب کوچک من دلهره ی ویرانیست ..
    گوش کن وزش ظلمت را می شنوی ؟
    من غریبانه به این خوشبختی می نگرم
    من به نومیدی خود معتادم
    گوش کن وزش ظلمت را می شنوی؟
    در شب اکنون چیزی می گذرد
    ماه سرخ است و مشوش
    و بر این بام که هر لحظه درو بیم فرو ریختن است
    ابرها همچون انبوه عزاداران لحظه ی باریدن را گویی منتظرند.
    لحظه ای و پس از آن هیچ
    پشت این پنجره شب دارد می لرزد
    و زمین دارد باز می ماند از چرخش
    پشت این پنجره یک نامعلوم نگران من و توست ..
    ای سراپایت سبز دستهایت را چون خاطره ای سوزان در دستان عاشق من بگذار ..
    باد ما را با خود خواهد برد،
    باد ما را با خود خواهد برد ..

    { فروغ فرخزاد }
     
    *Mitra* و مـرجانه از این پست تشکر کرده اند.
  2. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    [​IMG]



    دلم گرفته پدر!

    برایم بهار بفرست…

    زشهر کودکی ام یادگار بفرست

    دلم گرفته مادر!روزگار با من نیست…

    دعای خیر وصدای دوتار بفرست

    اگر چه زحمتتان می شود ولی این بار

    برای کودک خود "قرار " بفرست

    غم از ستاره تهی کرد آسمانم را…

    کمی ستاره دنباله دار بفرست

    به اعتبار گذشته دو خوشه لبخند

    در این زمانه بی اعتبار بفرست

    تمام روز وشب من پر از زمستان است

    دلم گرفته برایم بهار بفرست…

    فروغ فرخزاد
     
    *Mitra* از این پست تشکر کرده است.
  3. تا به کی باید رفت
    از دیاری به دیار دیگر
    نتوانم ‚ نتوانم جستن
    هر زمان عشقی و یاری دیگر
    کاش ما آن دو پرستو بودیم
    که همه عمر سفر می کردیم
    از بهاری به بهاری دیگر
    آه کنون دیریست
    که فرو ریخته در من ‚ گویی
    تیره آواری از ابر گران
    چو می آمیزم با بوسه تو
    روی لبهایم می پندارم
    می سپارد جان عطری گذران
    آن چنان آلوده ست
    عشق غمنکم با بیم زوال
    که همه زندگیم می لرزد
    چون ترا مینگرم
    مثل این است که از پنجره ای
    تکدرختم را سرشار از برگ
    در تب زرد خزان می نگرم
    مثل این است که تصویری را
    روی جریان های مغشوش آب روان می نگرم
    شب و روز
    شب و روز
    شب و روز
    بگذار که فراموش کنم
    تو چه هستی جز یک لحظه یک لحظه یک لحظه که چشمان مرا می گشاید در
    برهوت آگاهی ؟
    بگذار
    که فراموش کنم



    فروغ
     
    Dorhato، سایه و jila_s از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏9/6/15
    ارسال ها:
    286
    تشکر شده:
    1,187
    امتیاز دستاورد:
    93
    جنسیت:
    مرد
    گنه کردم گناهی پر ز لذت

    در آغوشیکه گرم و آتشین بود

    گنه کردم میان بازوانی

    که داغ و کینه جوی و آهنین بود

    *

    در ان خلوتگه تاریک و خاموش

    نگه کردم به چشم پر ز رازش

    دلم در سینه بی تابانه لرزید

    ز خواهش های چشم پر نیازش

    *

    در آن خلوتگه تاریک وخاموش

    پریشان در کنار او نشستم

    لبش بر روی لبهایم هوس ریخت

    ز اندوه دل دیوانه رستم

    *

    فرو خواندم به گوشش قصه ی عشق:

    تو را می خواهم ای جانانه ی من

    تو را می خواهم ای آغوش جانبخش

    تو را ای عاشق دیوانه ی من

    *

    هوس دردیدگانش شعله افروخت

    شراب سرخ در پیمانه رقصید

    تن من در میان بستر نرم

    به روی سینه اش مستانه لرزید

    *

    گنه کردم گناهی پر زلذت

    کنار پیکری لرزان و مدهوش

    خداوندا چه میدانم چه کردم

    در آن خلوتگه تاریک وخاموش !!
     
    مـرجانه، سایه و وضعیت سفید از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏30/4/17
    ارسال ها:
    2,131
    تشکر شده:
    17,569
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    «او» چو در من مرد، ناگه هر چه بود
    در نگاهم حالتی دیگر گرفت
    گوئیا شب با دو دست سرد خویش
    روح بی تاب مرا در بر گرفت

    آه ... آری... این منم ... اما چه سود
    «او» كه در من بود، دیگر، نیست، نیست
    می خروشم زیر لب دیوانه وار
    «او» كه در من بود، آخر كیست، كیست؟

    فروغ فرخزاد
     
    banozk22، MajiD.JD، Pari_A و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏30/4/17
    ارسال ها:
    2,131
    تشکر شده:
    17,569
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    جمعهء ساکت

    جمعهء متروک

    جمعهء چون کوچه های کهنه، غم انگیز

    جمعهء اندیشه های تنبل بیمار

    جمعهء خمیازه های موذی کشدار

    جمعهء بی انتظار

    جمعهء تسلیم

    خانهء خالی

    خانهء دلگیر

    خانهء در بسته بر هجوم جوانی

    خانهء تاریکی و تصور خورشید

    خانهء تنهائی و تفال و تردید

    خانهء پرده، کتاب، گنجه، تصاویر

    آه، چه آرام و پر غرور گذر داشت

    زندگی من چو جویبار غریبی

    در دل این جمعه های ساکت متروک

    در دل این خانه های خالی دلگیر

    آه، چه آرام و پر غرور گذر داشت



    فروغ فرخزاد
     
    banozk22، MajiD.JD، ****FERESHTEH**** و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏30/4/17
    ارسال ها:
    2,131
    تشکر شده:
    17,569
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    شهامت میخواهد
    سرد باشی
    و گرم لبخند بزنی...

    فروغ فرخزاد
     
    MajiD.JD، ****FERESHTEH****، Aliship و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏30/4/17
    ارسال ها:
    2,131
    تشکر شده:
    17,569
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    سهم من آسمانیست که
    آویختن پرده ای آن را از من می گیرد
    سهم من گردش حزن آلودی
    در باغ خاطره هاست
    و در اندوه صدایی جان دادن
    که به من می گوید
    دستهایت را دوست میدارم

    فروغ فرخزاد
     
    Tabassom، MajiD.JD، Aliship و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏30/4/17
    ارسال ها:
    2,131
    تشکر شده:
    17,569
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    من به مردي وفا نمودم و او

    پشت پا زد به عشق و اميدم

    هر چه دادم به او حلالش باد

    غير از آن دل كه مفت بخشيدم


    دل من كودكي سبكسر بود

    خود ندانم چگونه رامش كرد

    او كه ميگفت دوستت دارم

    پس چرا زهر غم به جامش كرد

    ...@};-@};-

    فروغ فرخزاد
     
    Tabassom، MajiD.JD، Aliship و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏30/4/17
    ارسال ها:
    2,131
    تشکر شده:
    17,569
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    می روم ...
    اما نمی پرسم ز خویش
    ره كجا ... ؟ منزل كجا ... ؟ مقصود چیست؟
    بوسه می بخشم ولی خود غافلم
    كاین دل دیوانه را معبود كیست

    فروغ فرخزاد
     
    MajiD.JD و Pari_A از این پست تشکر کرده اند.