خب یه سوپرایز دارم واسه همه خیلی وقت بود هیزم های صندلی داغ تموم شده بود ، البته چه کنم که خودم خواستم خاموش بشه:happy0199: هم اینکه سوال ها داشت کلیشه ای میشد هم اینکه ولش دیگه بریم مهمون نه ببخشید میزبان رو معرفی کنیم:cool0027: خب این صندلی داغ یه کوچولو با بقیه صندلی ها فرق داره وایسا وایسا قوانین رو نگفتم ها ، مهمونش رو گفتم. :gol3: صندلی داغ ایندفعه نوبته آبجی عزیزم آیدا جونه يا همون Aydayi :gol3: . ایمان الان داره میگه این تاپیکو من باید میزدم چرا هماهنگ نکردی با من:happy0044: آیدا عزیزم از اونجایی که تو یکی از شوخ ترین و با محبت ترین دخترای انجمن هستی و هم خیلی محبوبی بین ما امیدوارم صندلی داغت خیلی داغ باشه!!!:happy0199: عین صندلی خودم که صندلی آتیش گرفت و من هیچی نشدم! آخه یه عزیز لباس ضد حریق بهم داده بود ======================== قبل از هر سوالی حتما قوانین رو بخونید. خواندن قوانین صندلی داغ و اطلاع از تک تک بندهای آن الزامی میباشد ، در صورت رعایت نکردن قوانین ، سایر کاربران میتوانند به کاربر خاطی تذکر دهند. البته یه سری از قوانین رو اینجا ذکر می کنم تا مطلع بشید. 2 - هر کسی در هر پست حداکثر 14 تا سوال و حداقل 3 سوال میتونه بپرسه و بعد از این که جواب این سوالات داده شد دوباره می تونه از همون شخص سوالای جدید بپرسه. 4 - تمام سوالات باید شماره داشته باشند و نفر بعدی که سوال میپرسه در ادامه سوالات قبل شماره میزنه. 8 - شخص جواب دهنده ، در هر پست ابتدا مشخص میکنه به چه کسی داره جواب میده و هر جواب رو زیر همون سوال به صورت نقل قول مینویسه. براي مثال مي نويسه : جواب سوالات HossEiN ======================== بدو بپر که نه مثل یه دختر خیلی خوب بیا بشین رو صندلی که قرعه به نام تو افتاده و هیچ راهی هم نیس:thumbsupsmileyanim: لطفا تا قبل از نوشتن بیوگرافی سوالی نپرسید. سوال نپرسید ازش ولی حرفی چیزی دارید می تونید بزنید ب . د . ر . و . د ................... د.................و ................... ر.................ر ................... و.................د ................... د . و . ر . د . ب
پاسخ : "صندلی داغ با حضور Aydayi | آیدا عزیز | مدیریت بخش رشته پزشکی " یا علی!!! :happy0044: اینایی که تو پست اول نوشتی همش من بودم؟؟؟؟؟ مهربون و شوخ و بامزه و اینا؟؟؟؟ نه بابا؟؟ :happy0044: چقدر خوب و ناز نازی بودم خودم و خبر نداشتم!! سلاااااام. مرسی که منو قابل دونستی کاکام :cool0027: الان باید بیوگرافی بنویسم؟؟
پاسخ : "صندلی داغ با حضور Aydayi | آیدا عزیز | مدیریت بخش رشته پزشکی " آره دیگه خود خودت بودی :confused0075: تازه کم گفتم و گرنه خیلی بیشتر از ایناس خوبی های تو :cool0027: ای داد بیداد اگه میدونستم خبر نداری زودتر می گفتم بهت:ashamed0001: خواهـــــــــــــش آیدا جان. آره یه بیوگرافی جامع و کامل عین ماله خودم بیا بنویس تا دیگه کاملا شناسایی بشی:happy0199::happy0025:
پاسخ : "صندلی داغ با حضور Aydayi | آیدا عزیز | مدیریت بخش رشته پزشکی " مرسی کاکام نظر لطفته! من باید برم ببینم شما چجوری نوشتین بعد منم مینویسم بیوگرافی رو :love0041:
پاسخ : "صندلی داغ با حضور Aydayi | آیدا عزیز | مدیریت بخش رشته پزشکی " نه بابا نظر نیس واقعیته مگه نه بچه ها:happy0199: بچه بیاید نظر بدید ، حرف بزنید ، تا تاپیک بالا بمونه و همه سوال کنن:happy0199:
پاسخ : "صندلی داغ با حضور Aydayi | آیدا عزیز | مدیریت بخش رشته پزشکی " آیدا این صندلی داغ توئه اگه دوست داشته باشی بچه ها اینجا صحبت کنن البته باید سوال هم بپرسن در مورد چی باشه هم خودت انتخاب کن ( که در مورد چی صحبت کنن) تا تاپیکت بالا بمونه و همه سوال بپرسن و درست و حسابی داغ بشه...
پاسخ : "صندلی داغ با حضور Aydayi | آیدا عزیز | مدیریت بخش رشته پزشکی " خوب حالا موقع تلافی سلام همشهری چطوری??? ابرو شیرازی هارو بردی بیا یه بیو گرافی میخوای بدیا بدو 1.اگه خورشید بودی دوست داشتی کیو بسوزونی؟؟ 2.اگه ابر بودی دوست داشتی رو سر کی بباری؟؟؟ 3.اولین جلسه کالبد شکافی یکم توضیح بده زیاد نباشه که من حالم بد میشه:sick0022: 4.بیشتر به شیرازی ها رفتی یا به اصفهانی ها؟؟؟راستشو بگو خسیسی؟؟؟؟؟یا تنبلی؟؟ 5.آخرین بار که رفتی زیارت شاهچراغ کی بود؟؟چادر که گرفتی چی گرو گذاشتی؟!!:smilingsmiley: 6.از خلدبرین به رحمت اباد نام 6دکتر که تابلوهاشون تو خیابون معلوم؟!!! (فک کردی فقط خودت بلدی از این سوالا بپرسی؟!!!) 7.حست وقتی واسه اولین بار به جنازه دست زدی؟؟؟؟:sick0022: 8. آناتُمیو پاس کردی؟!!!!! اگه اره نمره چند شد؟!!!:confused0075: 9.آخرین بار که کسی باعث خوشحالیت شد ..طرف کی بود چیکار کرد؟؟:thumbsupsmileyanim: 10.چی میتونه باعث ناراحتیت شه؟؟ چی وقتی ناراحتی میتونه از ناراحتی درت بیاره؟؟:sadsmiley: 11.تا حالا به تیپت لباس پوشیدنت گیر دادن؟!!:tongue0013: 12.اینارو کامل کن دختر خوب دختریه که.... پسر خوب پسریه که... همسر خوب همسریه که... دوست خوب دوستیه که... چجوری باشن خصوصیاتی که دوست داری راجع بهشون بگو 13.نظرت راجع من بدون تعارف هرچی بگی ناراحت نمیشم:ashamed0001: 14.کار خونه میکنی؟گرد گیری؟ اشپزی بلدی؟ چند بار غذا سوزوندی؟؟ (لهجه شیرازیم گل کرد) بافتنی؟ تا بعد که بیام اینارو ج بده فعلا:ghalb::love0038::love0041::hug3:
پاسخ : "صندلی داغ با حضور Aydayi | آیدا عزیز | مدیریت بخش رشته پزشکی " :happy0199::laughingsmiley: حسين؟؟؟؟چرا با من هماهنگ نكردي؟؟؟؟من بايد مي زدم اين تاپيكو:tongue0013: آخــــــي بچه ها آسون بپرسين ترو خدا..اذيت نكنينا آيدايي منو:happy0199: من بعد بيوگرافي سوالامو مي پرسم
پاسخ : "صندلی داغ با حضور Aydayi | آیدا عزیز | مدیریت بخش رشته پزشکی " به به به به ببین کی رو نشوندن رو صندلی عمه فدات شه نمیدونم چرا تا حالا این پست وندیده بودم عمه جون زود بیوگرافی بده ببینم تا سوالامو شروع کنم عمه ازبرادرزاده خبرنداره منتظربیو گرافیه! راستی اینم بگم عمه آیدایی هستم حالا شما باورنکنین:دی
پاسخ : "صندلی داغ با حضور Aydayi | آیدا عزیز | مدیریت بخش رشته پزشکی " سلام سلام من اومدم.... اول یه تشکر میکنم از همه بچه ها و بعد اینکه دوست ندارم قانون خاصی واسه این تاپیک باشه داداش... بچه ها راحت باشن اسپم هم بدن اشکالی نداره! (یعنی ببینین چه دخمل خوب و مهربونی هستما)!!!!!!! بعد از این موضوع هم یه تشکر ویژه میکنم از ایمانی عزیزم که خیلی به من لطف داره و همیشه پشتم بوده. اخی فدااااات شم.:ghalb: یه تشکر هم میکنم از کاکام حسین که خیلی شرمندم کرده تا الان. به به به حالا بریم سراغ بیوگرافی: من ایدا هستم 21 سالمه و متولد شیرازم. دقیقا میگم: 25 مهر 1369, ساعت 7 شب. به قول معروف متولد ماه مهرم و رودست ندارم!! من کمتر از 2 ماه دیگه 22 ساله میشم و با اجازتون خیلی ناراحتم و احساس پیری میکنم!! مامانم اصفهانیه و بابام شیرازی و برعکس تمام کسانی که منو به خاطر این ناهمگنی مسخره میکنن خودم بهش خیلی خیلی افتخار میکنم :happy0044: بابا مگه چیه خوووووب؟؟؟ والا به خدا! حالا بابا مامان من عاشق هم شدن ازدواج کردن همتون گیر میدین!!! من 3,4 سال اول زندگیم رو توی اصفهان بزرگ شدم و به همین خاطر هم لهجم اصفهانی شده ولی خوب تا حدودی کنترلش میکنم دیگه! شغل مامان و بابام رو هم نمیگم :cool0027: اسم مامانم زهره هست و اسم بابام ایرج. معنی اسم من هم عکس ماه در اب هست! اسمم ترکیه ولی خودم ترک نیستم! عامو ماها خیلی دخمل خوبی هستیم باور ندارین هم از ایمان بپرسین.! من 5 تا عمه دارم!!! 6 تا عمو!!!!! ولی دایی و خاله ندارم!! :blinksmiley: یعنی به اعجوبه بودنم اضافه شد! من بعد از 9 سال به دنیا اومدم و اختلاف سنیم با مامانم اینا یکم زیاده ولی خدا رو شکر خیلی خب درکم میکنن و بهم اهمیت میدن. متاسفانه مامانم یه مشکل داشتن که نمیتونستن باردار بشن ولی خدا میخواست یه عذاب بزرگ واسشون نازل کنه و منو بهشون داد!! :happy0199: من یه پرسپولیسی 100 اتیشه هستم! رنگ قرمز رو دوست دارم به همین خاطر. رنگ زرد رو واسه لباس خیلی میپسندم. توی روزای هفته 5شنبه ها رو خیلی دوست دارم.. چون بهم ارامش میده.. چون توی دارالرحمه شیراز عزیزانی دارم که هیچوقت نمیتونم فراموششون کنم.. اتاقم رو تازه کاغذدیواری زدم! قبلش رنگش سفید بود! بهترین دوستم اسمش نفیسه هست. وای نمیدونم چی بگم. کانال ماهواره ای مورد علاقم gem و من و تو هست. بچه که بودیم همش میپرسیدن مامان رو بیشتر دوست داری یا بابا رو؟؟؟ و من جواب میدادم بابام رو! چون مامانم هیچوقت نمیذاشت نوشابه یا پفک بخورم! ولی بابام دور از چشم مامانم بعضه وقتا میذاشت بخورم!! ولی الان نمیدونم از بین مامان و بابام کدومشون رو بیشتر دوست دارم ولی میدونم که 2 تاشون واسم عزیزن. ولی خودمونیما! دخملا بابا دوستن!!!! بهترین دوستی (دختر) که میتونم بگم الان توی زندگیم وجود داره کتایون دختر عموم هست که خیلی باهم خوبیم. مهمونی های شبانه رو خیلی دوست دارم مخصوصا 5شنبه شبا! :happy0025: از غذاها کلم پلو شیرازی هایی که مامانبزرگم میپزه رو خیلی دوست دارم. و همچنین قورمه سبزی هایی که مامانم درست میکنه. بریونی هایی هم که مامان جونم تو اصفهان میپزه رو خیلی دوست دارم. اخی... دلم تنگ شده واسه مامان جونم.... الهی قربونت برم من مامانی. از وقتی فهمیدم که دنیا دست کیه دیدم تکم در صورتی که همه چندتا خواهر و برادر دارن و همیشه سر مامانم غر میزدم که من نی نی میخوام. همش مهد بودم به خاطر کار مامانم و اینکه مامانم دوست داشت درست تربیت بشم ولی متاسفانه خودش وقت نداشت واسم. بعد که کم کم بزرگ شدم وقتم با کلاسام پر شد و کلا به جایی رسیدم که یدم فقط و فقط وقتم با درس خوندن پر میشه... از این بابت خیلی ناراحتم. توی دورانی که همه توی 16 سالگی تولد میرفتن و توی کافی شاپ همو میدیدن و خوش میگذروندن من توی اتاقم با کتابام مشغول بودم یا وقتم رو با استادایی پر میکردم که واسه درس به خونمون میومدن یا من میرفتم سر کلاساشون!!! و تنها تفریحم این بود که از یکی از جمعه هام بزنم و برم خونه مامانبزرگم که کلم پلو بخورم!! شاید این 3 سالی که تهرانم فهمیدم جوونی یعنی چی و یاد گرفتم که وقتم رو با دوستام پر کنم!!! ولی خوب خدا رو شکر نتیجه اش رو دیدم و اینکه اینده ام رو ساختم... شایدم میخوام خودم رو گول بزنم!!! :sadsmiley: ولی خوب دیگه بزرگ شدم و رفتم دانشگاه. الانم روز به روز دارم بزرگتر میشم!! من یه فروم دیگه بودم ولی از اونجا بن شدم و اومدم اینجا و با شما اشنا شدم و از این بابت خیلی خیلی خوشحالم... چون همتون مثل عزیزای من هستین. و.... و اینکه اینجا یه چیزی پیدا کردم که هیچوقت و هیچ جایی نمیتونستم پیداش کنم... ایمان عزیزم رو. جالبه که من وقتی از اونجا بن شدم مهمون صندلی داغشون بودم!! عزیزان سوالاتون رو بپرسین. بنده ی بدبخت اماده ام!! :thumbsdownsmileyani