زمان مي گذرد و در انتهاي راه مي فهمي چقدر حرف نگفته دردل باقي ماند حرفهايي که مي توانست راهي به سوي عشق باشد حرفهاي نا تمامي که در کوچه هاي بن بست زندگي اسيرند ناگهان لحظه غربت مي رسد و تو در ميابي که چقدر زود دير شده به تکاپو مي افتي ....در غربت بيابان و در کوچ شبانه پرستوها در لحظه وصال موج و ساحل دنبال عشق مي گرديژ دير شده خيلي دير هر روز دوست داشتن را به فردا مي انداختي و حالا مي بيني ديگر فردايي وجود ندارد سالها چشمت را به رويش بسته بودي و نمي دانستي و يا شايد نمي فهميدي امروز حقيقت را باور مي کني.... اما افسوس که زودتر از آنچه فکر مي کردي دير شده
نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن ولی کاش بودی تا اشکهایم از شوق دیدارت سرازیر میشد کاش بودی و دستهای مهربانت مرهم همه دلتنگیها و نبودنهایت میشد کاش بودی تا سر به روی شانه های مهربانت می گذاشتم و دردهایم را به گوش تو میرساندم بدون تو عاشقی برایم عذاب است میدانم که نمیدانی بعد از تو دیگر قلبی برای عاشق شدن ندارم کاش میدانستی که چقدر دوستت دارم و بیش از عشق بر تو عاشقم میدانی که اگر از کنارم بروی لحظه های زندگی برایم پر از درد و عذاب میشود میدانم که نمیدانی بدون تو دیگربهانه ای نیست برای ادامه ی زندگی جزانتظار آمدنت انتـــــــــــــــــــــــــــــظار شش حرف و چهار نقطه کلمه کوتاهيه اما معنيش رو شايد سالها طول بکشه تا بفهمي تو اين کلمه کوچیک ده ها کلمه وجود داره که تجربه کردن هر کدومش دل شير مي خواد تنهايي چشم براه بودن غم غصه نا اميدي شکنجه رو حي دلتنگی صبوری اشک بیصدا هق هق شبونه افسردگي پشيموني بي خبري و دلواپسي براي هر کدوم از اين کلمات چند حرفي که خيلي راحت به زبون مياد و خيلي راحت روي کاغذ نوشته ميشه بايد زجر و سختي هايي رو تحمل کرد تا معاني شون رو فهميد و درست درک شون کرد متنفرم از هر چیزی که زمان را به یاد من میاورد و قبل از همه ی اینها متنفرم از انتظار
روزی ، در آن ــ دور سالها ــ درگوشه ی حیاط باغچه ای را نقاشی کرده ام روزی ، در آن ــ پارسالها ــ که دانه ی گیلاسی . . . از میان انگشتان مادر در پائیز باغچه سقوط کرد ، ــ شد همه امیدم ــ تا . . . روزی ، در این ــ امسالها ــ زیر چتر شکوفه هایش بنشینم . . . بنویسم : محبوبم ، فردا تو می آیی و من از کتاب چشمانت خواهم آموخت زیبا نوشتن را خواهم آموخت از شوق گریستن را فردا تو می آیی و من در طوافی عطر آگین بوسه خواهم زد بر ضریح چشمانت ــ همه ــ ، حتی خدا می داند ! برای من . . . بهار از همانجایی آغاز می شود که تو می آیی فردا که آمدی از خود ِ خدا بپرس ؛ خدا ، همه جا بود مثل نبودنت . . . وقتی که نبودی ، نبودنت همه جا بود .
زندگی پرازسواله میدونم رسیدن به توخیاله میدونم تومیگی یه روزماله من میشی اماموندت محاله میدونم تومیگی شبادعامون میکنی چشمه چشات زلاله میدونم تومیگی پرنده شیم بریم هوا قصه مادوتاباله میدونم چشم من پرازغم نبودنت دله توپرازملاله میدونم اون درخت سیب آرزوهامون پرازمیوه های کاله میدونم آره میری ونمیپرسی که این دله عاشق درچه حاله میدوووووووووووونم
هنوز حرف دارم ، راستی سلام نمی دونم نامه چندمی که به دستت نمی رسه ، یه روز نشستم همه برگه ها نوشته بودم با حوصله شمردم ، واسه خودمم عجیب بود که دونه به دونه تاریخاشونو هم نوشته بودم ، ولی خواستم برای اینکه دیگه بهت فکر نکنم ، پارشون کنم وقتی شروع کردم دست و دلم لرزید ، خشک شدم دستم رو روی گونه هام کشیدم ، باورم نمی شد ! قبل از اینکه پارشون کنم تو بارون اشکام غرق می شدن ، ....... انگار یه خودکشی بود ! ۵ تا برگه پاره کردم ، ۵ بار جون دادم و آخرش هم دوباره تیکه های پاره شده را بهم چسباندم تا برای همیشه یادم بمونه ...... اسم تو یاد تو خاطره تو قامت بلند تو چشمای .... میگن بزرگ شدی ، گریه مال بچه هاس ... اما بی قراری چی ؟ بی قراری که دیگه مال بچه ها نیست !!! دیدی بالاخره بهت گفتم خداحافظ ، تو سررسید تاریخ اون روز فقط سکوت بود ، نمی دونستم واسه جدایی چی باید نوشت ؟ چرا ؟؟؟ نسیم من که قول دادم تو فقط باش بجاش منم قول میدم حضورم هیچ موقع احساس نکنی ... کی بر می گردی ؟ من چه جوری بگم تنها خودت می تونی به این سوال جواب بدی ، نه بقیه ! خسته شدم از این بغض همیشگی نبودنت .......................
تو رفته ای و باز هم من و سکوت و انتظار و لحظه های بی تپش و یک نگاه بی قرار تو رفته ای و باز هم من و غم نگفته ها و بغض مانده در گلو و گریه های بی صدا تو رفته ای و باز هم من و شبان بی فروغ و اشک های نا شکیب و این زمانه دروغ تو رفته ای و باز هم من و خیال بودنت و یاد روزهای خوب و حسرت نبودنت
پاسخ : حسرت نبودنت اسکله ی ناز چشات حریم امن قایقم تو ساعت یه ربع به عشق عقربه ی دقایقم گرمی دستای تورو به صد تا دنیا نمیدم هر وقت که یارم تو بودی بی کسی و نفهمیدم تو بند دل سلول عشق حبس نگاتو میکشم ولی بازم رو میله هاش عکس چشاتو میکشم ای قصه ی بی سر و ته شعر بدون قافیه برای مرگ این صدا نبودن تو کافیه تنها تو می مانی
این روزها تلخ می گذرد ، دستم می لرزد از توصیفش !همین بس که :نفس کشیدنم در این مرگِ تدریجی، مثل خودکشی است ،با تیغِ کُند. از عذاب بی تو بودن،در سکوت خود خرابمدوری از صورت ماهت،هر نفس میده عذابمخاطرات با تو بودن شب و روز میاد بخوابماینه آخرین کلامم ،بخدا بی تو خرابم زندگی یعنی :ناخواسته به دنیا آمدنمخفیانه گریستندیوانه وار عشق ورزیدنو عاقبت در حسرت آنچه دل میخواهد و منطق نمیپذیرد، مردن . گاه دلتنـــــــگ می شوم دلتنـگتر از تمام دلتنگـــــــــی هاحسرت ها را می شمارمو باختن هاوصدای شکستن را… نمیدانم من کدامین امید را ناامید کردموکدام خواهش را نشنیدموبه کدام دلتنگی خندیدمکه چنین دلتنگــــــــــــــــم دلم تنگ شدهبرای وقتی که می گفتی :دلم واست تنگ شدهدلم تنگه..برای بودنتشایدم لبخند خودمدلم برای همه چیز تنگ شده جزنبودنت !
من كاه بودم تو سنگ چخماق ! دستانت را بر هم كوبیدی و ... كشف آتش به این قیمت می ارزید؟... شخصیـتــ منــو بـا بـرخــوردم اشتبـــاه نگیـــر... شخصیـتــ مـن چیـــزیـه کـه " مــن " هستــم.... امـــا بـرخـورد مـن بستـگـی داره بـه اینکــه " تــــو " کـی بـاشـی می بخشم كسانی را كه هر چه خواستند با من با دلم با احساسم كردند ... و مرا در دور دست خودم رها كردند پروردگارا به من بیاموز آهی نكشم برای كسانیكه دلم را شكستند! [SIZE=4][FONT=tahoma]کارم[/FONT][/SIZE] [B][SIZE=4][FONT=tahoma]از یکی بود و یکی نبود گذشت،[/FONT][/SIZE][/B][FONT=tahoma] [/FONT][FONT=tahoma][B][SIZE=4][FONT=tahoma]من[/FONT][/SIZE][SIZE=4][FONT=tahoma] دراوج قصه گم شده ام! [B] همه ما فقط حسرت یك اتفاق ساده ایم ؛ که جهان را یك جور عجیبی جدی گرفته ایم… [FONT=Courier New][FONT=tahoma][SIZE=4][FONT=tahoma][FONT=tahoma] [/FONT][/FONT][/SIZE][/FONT][/FONT][FONT=Courier New][FONT=tahoma][SIZE=4][FONT=tahoma][FONT=tahoma][B]تمام شدهــــ ام دیگــــــر بس كه بلعیـــــدهـ ام اندوهـ نبودتـــــ را... هنــــــوز اما همانند حاتــــم ام ... می بخشمتــــــ ... با آنكه هــــــزار شبــــ بی خوابی طلبـــ دارم از تــــــــــــو !!! [FONT=tahoma][B][FONT=Courier New][FONT=tahoma][SIZE=4][FONT=tahoma]درد دلـــــــــــ هایت را به هیــچ کس نگــو... چون یــــاد می گیرند..... چه طور درد به دلــــــــت بیاورند!!! [B][SIZE=3][FONT=tahoma][FONT=Tahoma][FONT=tahoma] [I]خــــــــــــــــــــدایـ ــــــــــــــا ... [I]بــــغــــــــــض [I]دلتــنـــــگـــــــــــی [I]تــــــــــمــام ... [I]نوشته هایم داد می زنند نبودنت را ...[/I][/I][/I][/I][/I][/FONT][/FONT][/FONT][/SIZE][/B][/FONT][/SIZE][/FONT][/FONT][/B][/FONT][/B][/FONT][/FONT][/SIZE][/FONT][/FONT][/B][/FONT][/SIZE][/B][/FONT]