جذبه خواهش چو بخشش را کند بازار گرم از سخا و بخشش و احسان من یاد آورید من به خاک این عهد و پیمان میبرم باشد شما روزی از عهد من و پیمان من یاد آورید کمالالدین علی محتشم کاشانی
بیاکه قصر امل سخت سست بنیادست ...... بیار باده که بنیاد عمر بر بادست غلام همت انم که زیر چرخ کبود ...... زهر چه رنگ تعلق پذیردآزادست چه گویمت که به میخانه دوش مست و خراب ...... سروش عالم غیبم چه مژده ها دادست که ای بلند نظر شاهباز سدره نشین ...... نشیمن تو نه این کنج محنت آبادست تو را ز کنگره عرش می زنند صفیر ...... ندانمت که درین دامگه چه افتادست نصیحتی کنمت یادگیر ودرعمل آز ...... که این حدیث زپیر طریقتم یادست مجو درستی عهد از جهان سست نهاد ...... که این عجوز عروس هزار دامادست غم جهام مخور و پند من مبراز یاد ...... که این لطیفه عشقم زرهروی یادست رضا به داده بده و زجبین گره بگشای ...... که برمن و تو دراختیار نگشادست نشان عهد و وفا نیست درتبسم گل ...... بنال بلبل عاشق که جای فریادست حسد چه می بری ای سست نظم برحافظ ...... قبول خاطرو لطف سخن خدادست
دارنده چو ترکیب طبایع آراست از بهر چه اوفکندش اندر کم و کاست گر نیک آمد شکستن از بهر چه بود ور نیک نیامد این صور عیب که راست #خیام
زنده نه آن است که جانی دروست اوست که از عشق نشانی در اوست جان که نه عشقش بود آن بازی است عشق نه بازی است که جان بازی است دهلوی
لازم نیست برای کسی که نمیفهمه توضیح بدی چه کارایی براش کردی و چقدر باهاش ساختی و چقدر به فکرش بودی. خودتو ازش بگیر ؛ گذر زمان خودش همه چیز رو بهش میفهمونه .
تورا برای لبخند تلخ لحظه ها پرواز شيرين خاطره ها دوست میدارم تورا به اندازهی همهی کسانی که نخواهم ديد دوست میدارم اندازه قطرات باران، اندازهی ستاره های آسمان دوست میدارم تو را به اندازه خودت، اندازه آن قلب پاکت دوست میدارم...
سلام با عرض احترام عنوان این تاپیک تقدیم یک شعر به نفر قبلی است و رسم است که هر شعری در این سایت گذاشته میشود تا حد امکان نام سراینده آن هم ذکر شود نگاهت طعمِ باران های بادآورده را دارد که بعد از سالها بر سرزمینی خشک میبارد پانته_آ_صفایی