شاهدان گر دلبری زین سان کنند زاهدان را رخنه در ایمان کنند هر کجا ان شاخ نرگس بشکفد گلرخانش دیده نرگسدان کنند .
نباشد عیب پرسیدن تو را خانه کجا باشد نشانی ده اگر یابیم و آن اقبال ما باشد خریدی خانه دل را دل آن توست میدانی هر انچه هست در خانه از ان کدخدا باشد فاضل
ساقیا امشب صدایت با صدایم ساز نیست یا که من بسیار مستم، یا که سازت ساز نیست ساقیا امشب مخالف می نوازد تار تو یا که من مست و خرابم، یا که تارت تار نیست..
آن لطف که در شمایل اوست ببین وآن خندهٔ همچو پسته در پوست ببین نینی تو به حسن روی او ره نبری در چشم من آی و صورت دوست ببین سعدی
صبا عبير فشان و هوا ، گل آمیز است خوش آنکه ساغر جانش ز باده لبریز است هزار جان گرامی فدای جام شراب که از ترشح آن خاك هم ، طرب خیز است