به من نگاه کن و ببين سوختم و آه نميکشم تو شعله اي ولي من از عشق تو پا نميکشم نيستي ولي به غير تو با کسي ما نميشوم من از حصار عشق تو آسان رها نميشوم...
ای نان طلب در من نگر والله که مستم بیخبر من گرد خنبی گشتهام من شیرهای افشردهام مستم ولی از روی او غرقم ولی در جوی او از قند و از گلزار او چون گلشکر پروردهام