پاسخ : •* عکسهای دلنشین *• "دلم" بند کفش هایش را نبسته بود! آنقدر برای دیدنت عجله کردم که هنوز، "دلم" بند کفش هایش را نبسته بود! با همان حال، تمام دشت را دویدم تا به تو برسم؛ که مبادا پیش از من "ناز نگاهت" خریدار پیدا کند آخر شنیدم که کسی میگفت: شقایقها هم عاشق میشوند...!!! ...
پاسخ : •* عکسهای دلنشین *• دل هیچ اقیانوسی در تلاطم ِ جزر و مد نمی افتاد . و اگر خورشید اندام ِ زنانه اش را عریان نمی کرد کدامین آفتابگردان سوی ِ چشمش را بر کشیدگی ِ خط ِ چشم ِ آفتاب کش می داد ! و حتی وقتی برای ِ انسانها کلمه ی ِ "زندگی " با حروف "زن " آغاز می شود دیگر این ملامت ِ ما چیست که چرا آدم از دست ِ حوا سیب خورد !
پاسخ : •* عکسهای دلنشین *• وای . . . ! عجب غوغا می کنند در من واژه هایی که به وزن " تو " شعر می شوند . . .
پاسخ : •* عکسهای دلنشین *• روزی هزار بار ... باید برای دوستانم توضیح بدهم ، که در دنیای بیرون از متن هایم پای هیچ عشقی وسط نیست . باور که نمی کنند ... جان تو را قسم می خورم !
پاسخ : •* عکسهای دلنشین *• چه کاری از من بر می آید ؟ وقتی عشق تمام خودش را می ریزد توی واژه هایم و بی قرارم می کند ...!
پاسخ : •* عکسهای دلنشین *• یك شب زمستانی ؛ سردار به سرباز نگهبان گفت...سردت نیست ؟؟ سرباز جواب داد : عادت دارم !!! سردار گفت میگویم برایت لباس گرم بیاورند ...... و رفت و ..... آن وعده که کرد از یادش رفت....!!! ... صبح جنازه یخ زده سرباز را دیدند كه روی دیوار نوشته بود : به سوز سرما عادت داشتم ! ......... وعده واهی تو ............ ویرانم كرد.......