به دلم افتاده امشب که به یاد من نشستی پلک تــو سنگین خوابه اما چشماتــو نبستی به دلم افتاده امشب که دلت هوام و کرده میون خاطره هامون داره دنبالم می گرده همه ی خاطره هارو دوره کن مثل من امشب تــو به خواب من تنها نازنین سر بزن امشب شبا هرشب یه دل سیر خالی از بغض تــو میشم عکس تــو بغل می گیرم آخ که جات خالیه پیشم دست من نیست اگه دستم همش از تــو می نویسه اگه دلتنگم و چشمم هرشب از یاد تــو خیسه همه ی خاطره هارو دوره کن مثل من امشب تــو به خواب من تنها نازنین سر بزن امشب به قلم علیرضا حسینی
آهسته آرام، دستات را بر من بگذار و همچون روزگارت مرا سخت مفشار که در میان انگشتانات درهم میشکنم بیش از این نزدیک میا بیش از این دور مرو...
یکی دانایی اش را به خودش می بندد و میان جمع می رود دیگری نادانی اش را، هر دو می خواهند ما را بکشند هر دو غمگین هر دو نا امید هر دو بی اختیار من اما قلبم را در می آورم جایی شلوغ کار می گذارم و می روم کمی دورتر دکمه پیراهنم را فشار می دهم هوا پر می شود از بوسه از رنگ های شاد از خنده های رها
پنجره دلت را به سوی خوشبختی بازکن عشق را به قلبت دعوت کن ونفس بکش هوای مهربانی را امرروزتـون پر از فرکانس های مثبت ࿐჻ᭂ⸙️⸙჻ᭂ࿐
من بی تو... یک واژهی ساده بیش نیستم، اما کنارت، همچون... یک کتاب عاشقانه آرام میشوم، ورق بزن مرا... که سطر به سطرم... پر از دوستت دارم است...
رابطه هایی در زندگی هست که تو اسمش را نمیدانی با وجود مبهم بودنش شیرین است نمیدانی تا کی ادامه دارد نه عهدی نه پیمانی فقط شیرین است رابطه ای که در آن نه همخوابی وجود دارد نه چیزی بنام بوسه های عاشقانه اصلا چه کسی گفته رابطه از نوع عاشقانه اش فقط زیباست ؟ آدم هایی را گاهی میبینم که از دو عاشق هم به هم وابسته ترند از دو عاشق هم عاشقترند میتوانی درک کنی ؟ دوستی که دوستی اش دنیا دنیا ارزش دارد دوستی که آغوشش بوسعت آسمانها آرامش دارد وای اگر به هر دلیلِ بی دلیلی بخواهد تمام شود...
دلتنگی دلتنگی دلتنگی این بی قراریِ مزمنِ دامن گیر این مرگ نمایِ بی پایانِ نفس گیر دایه ی مهربان تر از مادر شده.. آغوش گشوده بلعیده مرا.. درست از ساعتی که رفتی...
ﮔﺎﻫﯽ ﻭﻗﺖﻫﺎ ﺑﻪ ﻣﺎﻫﯽﻫﺎﯼ ﻗﺮﻣﺰ ﻏﺒﻄﻪ ﻣﯽﺧﻮﺭﻡ... ﻇﺎﻫﺮﺍ ﺩﺍﻣﻨﻪﯼ ﺣﺎﻓﻈﻪﺷﺎﻥ ﻓﻘﻂ ﺩﺭ ﺣﺪ ﭼﻨﺪ ﺛﺎنیه ﺍﺳﺖ ﻣﺤﺎﻝ ﺍﺳﺖ ﺑﺘﻮﺍﻧﻨﺪ ﺳﻠﺴﻠﻪﺍﯼ ﺍﺯ ﺍﻓﮑﺎﺭ ﺭﺍ ﭘﯽﮔﯿﺮﯼ ﮐﻨﻨﺪ!!! ﺁﻥﻫﺎ ﻫﻤﻪﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ، ﻫﺮ ﺑﺎﺭ... ﻭ ﻣﺎﺩﺍﻣﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻧﻘﺺ ﻭ ﻣﻌﻠﻮﻟﯿﺘﺸﺎﻥ ﺑﯽﺧﺒﺮ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺣﺘﻤﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﺮﺍﯾﺸﺎﻥ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺑﻠﻨﺪ ﺧﻮﺏ ﻭ ﺧﻮﺷﯽﺍﺳﺖ، ﯾﮏ ﺟﺸﻦ، ﺷﻮﺭ ﻭ ﻫﯿﺠﺎﻥ ﺍﺯ ﺳﺤﺮ ﺗﺎ ﻏﺮﻭﺏ!