1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

•*♥ دلنوشته های دلنشین ♥*•

شروع موضوع توسط Mohammad ‏8/9/11 در انجمن شعر و ادب

  1. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏31/12/15
    ارسال ها:
    522
    تشکر شده:
    3,579
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    مرد
    ﺑﻌﻀـﯽ ﺍﺷـﮏ ﻫﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ .. ﺑــﯽ ﺩﻟﯿﻞ ﺑــﯽ ﺑﻬﺎﻧـﻪ ﯾـﮏ ﺩﻓﻌــﻪ ﻧﺼﻒ ﺷﺒـﯽ ... ﻋﺠﯿـﺐ ﺁﺩﻡ ﺭﺍ ﺁﺭﺍﻡ ﻣﯿﮑﻨﻨـﺪ ...
     
    سایه، hoda.، m naizar و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏29/12/15
    ارسال ها:
    389
    تشکر شده:
    4,913
    امتیاز دستاورد:
    113
    دیـگـــر…

    نـه بـــحـــث مـی کـنـــم ! نـه تـوضـیــــح مـی خـــواهــم !

    نـه تـوضـیـح مـی دهـــم ! نـه دنـــبـال دلـیـل مـی گـردم !

    فـقـط مـی بـیـنـــم ،

    سـکـوت مـی کـنـم و فـاصـلـه مـی گـیـرم… !
     
    m naizar و *Mitra* از این پست تشکر کرده اند.
  3. باز با خوف و رجا سوی تو می آیم من
    دو قدم دلهره دارم ، دو قدم دل تنگ ام

    نشد از یاد برم خاطره ی دوری را
    باز هم گرچه رسیدیم به هم دل تنگ ام
     
    سایه، Vida، hoda. و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏6/5/15
    ارسال ها:
    1,086
    تشکر شده:
    10,027
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    مردن چه قدر حوصله می خواهد
    بی آنکه در سراسر عمرت
    یک روز ، یک نفس
    بی حس مرگ زیسته باشی !
    انگار
    این سالها که می گذرد
    چندان که لازم است
    دیوانه نیستم
    احساس می کنم که پس از مرگ
    عاقبت
    یک روز
    دیوانه می شوم !
     
    سایه، Vida و m naizar از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏3/8/15
    ارسال ها:
    648
    تشکر شده:
    3,209
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    بلند شو دست معشوق خود را بگیر و
    با خودت به خیابان ببر
    و فراموش کن
    زمانی نصف این شهر عاشقت بود
    فراموش کن
    چشم هایی را که خیره می کردی
    لب هایی را که می سوزاندی
    و خیابان هایی را که بند می آوردی
    به معشوق خود لبخندی بزن
    و در سطر بعد
    از کنار راوی این شعر
    به آرامی عبور کن
    طوری که هیچ‌کس نفهمد
    زمانی عاشقش بودی!
     
    Parniya.، *aseman*، m naizar و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏29/12/15
    ارسال ها:
    389
    تشکر شده:
    4,913
    امتیاز دستاورد:
    113
    دنیا پر از تباهی است؛


    نه به خاطر وجود آدم های بد؛


    بلکه به خاطر سکوت آدم های خوب ...!
     
    m naizar از این پست تشکر کرده است.
  7. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏6/5/15
    ارسال ها:
    1,086
    تشکر شده:
    10,027
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    گم شد

    هر که

    به دنبال تو گشت.@};-
     
    سایه، m naizar و Vida از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏14/12/15
    ارسال ها:
    296
    تشکر شده:
    1,804
    امتیاز دستاورد:
    93
    جنسیت:
    زن
    فردا که جمعه بیاید

    باز قرار است همه چیز هجوم بیاورد

    بر سرِ لحظه هایم

    باز قرار است از همان صبح

    یادم بیاید که چقدر همه چیز

    نیست

    این روزها

    قرار است غروب که شد

    باز این بغضِ لعنتی

    قل قلک بدهد سکوت

    بی وقفه ام را .. .

    شاید هم معجزه ای شود

    تا چشمانم رو به این همه شومی باز می شود

    تو نشسته باشی

    تماشایم کنی

    و بگویی

    صبحِ جمعه ات بخیر

    جانم ...
     
    سایه، hoda.، m naizar و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏18/6/15
    ارسال ها:
    421
    تشکر شده:
    3,564
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    [​IMG]
     
    سایه و m naizar از این پست تشکر کرده اند.
  10. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏18/6/15
    ارسال ها:
    421
    تشکر شده:
    3,564
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    [​IMG]

    تو و خاک گلدون با هم قوم وخویشین

    من و باد و بارون رفیق صمیمیم

    از این برکه باید یه دریا بسازیم

    یه دریا به عمق یه عشق قدیمی
     
    سایه، hoda. و m naizar از این ارسال تشکر کرده اند.