پاسخ : ♠ دلنوشته ها ♠ بسـ کنید ناسزا کافیستـ حـوا مقصر نیستـ راحــــتشـ بگذاریـــد آدمـ باید آنـ سیبـ لعنتی را می خورد تا آدمـ شود
پاسخ : ♠ دلنوشته ها ♠ فقط خُــــدا شاهد شِکستـــه شدن شیشه خـــــاک گرفته دِلـــــم بود نمیدانم چجور در دادگـــــاه حاضرش کنم... اما روز ِ قیــــامت را چه میکنی..؟
پاسخ : ♠ دلنوشته ها ♠ ز " تـــو " دلـگیـــر نیستَــــم . . . اَز دلـَــم دلـگیـــرَم ! کــــه نَبــــودَنـتــــ را صَبــــورانــــه تحمـــــل میکـنَــــد
پاسخ : ♠ دلنوشته ها ♠ دیدی که سخت نیست تنها بدون من!!! دیدی که صبح میشود شبها بدون من!!! این نبض زندگی بی وقفه میزند... دیروز گرچه سخت...!!! امروز هم گذشت...!!! طوری نمی شود فردا بدون من...
پاسخ : ♠ دلنوشته ها ♠ خدایا مثل اینکه ابر شده ام... باد که میخورد به تنم؛ بارانم می آید...! هوای اطرافم از باد گذشته، طوفانیست... خدایا تورا غریب دیدم و غریبانه غریبت شدم، تورا بخشنده انگاشتم و گناه کار شدم ، تو را وفادار دیدم و هرجا رفتم بازگشتم ، تو را گرم دیدم و در سرد ترین لحظه ها به سراغت آمدم ، تو مرا چه دیدی که وفادار ماندی ؟!