بازی بیلیارد میگی حال و هوای اولا که اومده بودی مجازی زنده میشه دلم تنگ شده برای بلوار کشاورز ... پارک لاله ... کارگر شمالی . هعییی
دلم تنگ شده برای دوران بچگی و عالم خوش بیخبری و اون حوض فیروزه ای وسط حیاط که توش پر بود از ماهی های قرمز کوچیک و اون تاب قشنگی که درست کرده بودیم و با لذت تاب بازی می کردیم
یاد عادل افتادم اون روزهای برفی زمستون تو اوایل 90 91 که آهنگ های ساشا رو نمیدونم از کجا تو سیستم خونه بود گوش میدادم پشت سرم پنجره اتاق خونه ی پدری و پشت اون ملت که داشتن برف پارو میکردن و من و هم میهن .. پستی رو که اون روز اون لحظه گذاشتم یادمه تو به چی فکر میکنی نوشتم ؛ کار دارم باید برم بیرون ولی این برف نمیزاره عادل نوشت این بچه بازی ها چیه برو دیگه! نوشتم برف داریم تا برف وقتی که نمیتونی جدول کشی کنار خیابون با اون ارتفاعش رو با خیابون از هم تشخیص بدی به هر حال دل تنگی داره ولی غصه نداره!